سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
زنگ بیداری کرونا
سخن گفتن پیرامون ویروس کرونا از منظر پزشکی کار متخصصین حوزهی درمانی است، ولی میتوان به آثار اجتماعی و اقتصادی و سیاسی کرونا در روزنامه پرداخت. ویروس به اندازهای کوچک است که تنها با میکروسکوپ قابل دیدن است اما همین ویروس کوچک گاه میتواند گوش بزرگان و سیاستمداران را بپیچاند و آنها را به همگرایی در راستای همزیستی مسالمتآمیز سوق دهد. سیلهای خانه برانداز و آتشسوزیهای گسترده، یخبندانها و آب شدن یخهای قطبی، مرگ و میر میلیاردی حیوانات و کاهش منابع غذایی نیز سالهاست زنگ بیداری را به صدا درآوردهاند و با زبان بیزبانی میگویند بشریت باید طرحی نو دراندازد و اقتصاد جنگ جای خود را به اقتصاد کشاورزی و اقتصادی مبتنی بر فطرت انسانی بدهد. خاورمیانه در آتش بیخردی و فقر فرهنگی میسوزد. جنگ بر سر منابع آبی و احداث سد بر سر شاخههای فرا مرزی از حقابه تالابها و زیستگاههای طبیعی کاسته و بیابانزایی مناطق خشک و نیمه خشک را تهدید میکند. بخشی از این مشکلات را باید در داخل کشورهای مواجه شده با کمبود آب جستجو کرد اما دلیل اصلی بسیاری از مشکلات زیستمحیطی سر در آبشخور بیتوجهی به محیط زیست دارد که وحدت رویهی همهی انسانها را میطلبد. زمین و طبیعت دفاع از خود را آغاز کرده و هر چه هجوم بیرویه به منابع طبیعی بیشتر شود واکنش طبیعت قهرآمیزتر خواهد بود. ویروس کرونا وجدانهای بیدار را به نوعدوستی فرا میخواند و میگوید تفکرات جزیرهای آیندهی تیره و تاری را برای جهانیان رقم میزند.
ویروس کرونا میتواند دستمایهای درخور اعتنا برای طرح مباحث اجتماعی باشد. اقداماتی که چینیها برای جلوگیری از شیوع این بیماری انجام دادهاند، قرنطینههای صورت گرفته، همکاری مردم این کشور در حالی که زندگی آنها از حالت عادی خارج شده و به همه چیز و همه کس با شک و تردید مینگرند درخور تحسین است زیرا چه بسا ناگزیر شوند ارتباط خود را با نزدیکترین کسان خود قطع کنند. تعطیلی ورزشگاهها و مراکز آموزشی و سینماها و خودداری مردم از تجمع در مکانهای عمومی و همکاری با گروههای پژوهشگر و مأموران بهداشتی و … همه و همه بیانگر حاکمیت روح وحدت و یکپارچگی در جامعهی چین است.
تأثیر جهانی ویروس کرونا بر بازار نفت، بورسهای منطقهای و جهانی و همچنین صنعت توریسم نشان میدهد که ما واقعاً در یک دهکده زندگی میکنیم. زمانی بود که صدها بلکه هزاران نفر در یک یا چند شهر و روستا بر اثر بیماریهایی نظیر طاعون، آبله، وبا و جذام میمردند و کسی خبردار نمیشد و فریادرسی نداشتند و ساز و کاری برای همکاری در راستای چارهجویی نیز ایجاد نشده بود و بازار خرافات برای مبارزه با تهدیدهای خودساخته گرم بود؛ اما هم اکنون سازمان بهداشت جهانی با اطلاعرسانی لحظه به لحظه از تلفات ویروس کرونا و شهرها و کشورهای آلوده شده، به ترسیم خطوط قرمز و ارتقای وضعیت هشدار به خطرناک و بالاتر از آن میپردازد. اینکه ویروس کرونا تا آمریکا رفته اما هنوز به ایران نرسیده ارتباط چندانی با مراقبتها و پیشگیریها ندارد. اصولاً ایران ارتباط زیادی با دنیا ندارد و رفت و آمد گردشگران و بازرگانان و تعاملات علمی و تبادل دانشجو در جامعهی ما در حدی نیست که به سرعت انتقال چنین ویروسی بیانجامد و زندگی جزیرهای حداقل این حسن را دارد که در اینگونه موارد قبل از آنکه موج ایجاد شده توسط یک بیماری به سواحل ما برسد قبلاً سواحل کشورهای زیادی را درنوردیده و درجهی هشیاری ما را بالا برده است. هر چند اهل اطلاع هشدار دادهاند که بالاخره موج کرونا به ایران هم خواهد رسید!
چین کشوری است که توسعهی اقتصادی خود را مدیون کار و تلاش مردان و زنان در شهرها و روستاهاست به همین دلیل ویروس کرونا هم قاتل توسعه و رشد اقتصادی آنهاست و هم جانشان را تهدید میکند!
فراتر از این مباحث، ویروس کرونا حامل پیامی مهم برای جامعهی بشری است و آن اینکه همانگونه که ویروس کرونا به عنوان دشمنی مشترک جامعهی جهانی را به همکاری و هماهنگی در راستای بازدارندگی و دفاع ترغیب میکند، انسانها باید بدانند که دشمنان مشترک دیگری هم دارند که مانع همزیستی مسالمتآمیز آنهاست. احساس خود برتربینی از منظر قومی و اعتقادی و نژادی از جمله چالشهایی است که به جنگهایی نفرتانگیز دامن زده و عدهای متوهم را به جان هم انداخته است! جنگهایی با هزینههای مادی و معنوی فراوان که بذر کینه میکارد و ادارهکنندگان سایهنشین دنیا محصول آن را درو میکنند! شگفتانگیز است که ویروس کرونا با این میزان از تلفات توانسته همه را به تکاپو وادارد اما در حالی که روزانه هزاران نفر در اثر جهل و فقر و جنگ و تصادفات و اعتیاد جان خود را از دست میدهند شاهد واکنشهای بازدارنده جهانی برای کنترل آن نیستیم. شاید به این دلیل که جنگ و فقر و جهل سودآورند و آب را گلآلود میکنند و بازار ماهیگیران رونق میگیرد.
گاهی میاندیشم که برخی حرفها و تفکرات از ویروس کرونا هم خطرناکترند اما چون به آنها خو گرفتهایم نه ماسک میزنیم و نه از افراد آلوده به این ویروس فاصله میگیریم. معلوم نیست شاید با کرونا هم کنار بیاییم.
- شنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۸
- سرمقاله

سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی” ۱۳ بهمن ۱۳۹۸