• print
سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی” ۱۱ اسفند ۱۳۹۸

سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
آرام و منطقی
در جامعه‌ی ما که بر اساس یک سنت باقی مانده از فرهنگ شفاهی و نه مکتوب، همه پیرامون همه چیز اظهار نظر می‌کنند، بستر مناسبی برای انتقال دیدگاه‌های گوناگون، تحریف، بزرگنمایی و شایعه فراهم است و این روزها به هر کسی که می‌رسی به دنبال این است که خزائنی از شنیده‌های خود را برای دیگران بازنمایی کند. شاید اگر از همان روز اول مسئولیت مهار این ویروس را به دست اهلش سپرده بودند وزارت بهداشت می‌توانست با برخورداری از بهترین متخصصان و پزشکان که بعضاً شهرت جهانی دارند با تشکیل کمیته‌ای ویژه تمهیدات مناسبی در نظر بگیرد.
اصولاً وقتی پای یک ویروس ناشناخته و سریع‌الانتقال در میان است هر فردی باید بداند که هم نسبت به خانواده‌ی خود مسئولیت دارد هم نسبت به محله و شهر و کشور و منطقه و جهان. تنها منطقی که در این وضعیت بحرانی جواب می‌دهد قرنطینه و خانه‌نشینی است نه فرار از منطقه‌ی آلوده و نقل مکان به جاهایی که هنوز آلوده نشده است.
حتماً نباید شاهد افزایش تلفات این ویروس باشیم تا باور کنیم باید از تصمیمی واحد پیروی نماییم و دل به شایعات و گمانه‌زنی‌ها نسپاریم. با توجه به بازه‌ی دو هفته‌ای نهفتگی این ویروس افراد زیادی در قم و شاید برخی جاهای دیگر هنوز به این ویروس آلوده‌اند که جابه‌جایی آنها مصیبت‌بار است. اینکه چینی‌ها چندین هزار مبتلا و تعدادی تلفات داشته‌اند بهترین اندوخته تجربی برای سایر جهانیان است تا شاهد تکرار آنچه در چین اتفاق افتاد نباشند. ارزش وقایع تاریخی در این است که آیندگان از آن عبرت بگیرند زیرا آدم عاقل دو بار از یک سوراخ گزیده نمی‌شود. البته جلوگیری صد درصد نیز امکان‌پذیر نیست زیرا حتی در کشورهایی که استانداردهای بهداشتی بالا و امکانات بیشتری دارند نیز شاهد سرایت این ویروس هستیم ولی با خود قرنطینه‌گی و مراقب‌های فردی می‌توان از شدت فاجعه کاست.
وقتی ما از فرهنگ سخن می‌گوییم منظورمان رفتار هماهنگ در برخورد با رویدادها، خطرات، فرصت‌ها، مناسبت‌ها و تهدیدهاست. تفاوت‌های فرهنگی بین جوامع زمانی که خطری مشترک جهانیان را تهدید می‌کند خود را نشان می‌دهد. فرضاً در جامعه‌ای که اعتماد پایین است شاهد تأخیر در باورپذیر شدن برخی توصیه‌های مسئولین توسط مردم هستیم اما در جامعه‌ای که تبعیت از قانون و استثناءناپذیری حرف اول را می‌زند، همگرایی‌ها در بحث دفاع غیرعامل با چالش مواجه نمی‌شود. لذا همراه ساختن مردم با کمیته‌هایی که برای مقابله با یک بحران تشکیل می‌شود چندان دشوار نیست.
مسئله‌ی بعدی تفاوت در باورهاست. ما در جامعه‌ی دو قطبی که بین سنت و مدرنیسم دست و پا می‌زند از یک سو شاهد فاصله گرفتن طیف‌هایی خاص از خرافات و برخی شیوه‌های مندرس شده برای مقابله با بیماری هستیم و از سویی دیگر هنوز کسانی هستند که تصور می‌کنند با تأسی به برخی روش‌های غیرعلمی که بعضاً رد کردن آنها نیز آسان نیست می‌توانند دیگران را با خود همراه سازند. البته تا زمانی که چنین شیوه‌هایی با استانداردهای بهداشتی مغایرت نداشته باشد لزومی ندارد که به دنبال انکار آن باشیم چرا که ممکن است باور به تأثیرپذیری چنین روش‌هایی به افرادی احساس آرامش بدهد و آنها را از اضطراب دور کند. فرضاً کسی که تصور می‌کند با مشکل‌گشا می‌توان به جنگ کرونا رفت با این عمل به خودش آرامش می‌بخشد ولی او نمی‌تواند دیگران را مجبور به تبعیت از خود کند. در گذشته‌های دور که دانش پزشکی هنوز موفق به کشف انواع واکسن‌ها نشده بود مردم با همین شیوه‌ها اضطراب را از خود دور می‌کردند. گاهی ما با توسل به ابزاری که توجیه علمی ندارند حس خوبی پیدا می‌کنیم. اما آنچه به عنوان توکل در آموزه‌های دینی مطرح شده آثار روانی غیرقابل انکاری به دنبال دارد. پیامبر اکرم(ص) در پاسخ به فردی که از ایشان پرسید شترم را ببندم یا او را به خدا بسپارم فرمود: با توکل به خدا شترت را ببند. توکل به خداوند موجب می‌شود در موارد استثنایی که ما آن را پیش‌بینی نکرده‌ایم آرامش داشته باشیم و بعدها خودمان را سرزنش نکنیم! اگر ما بپذیریم که همه چیز را نمی‌دانیم و قادر به پیش‌بینی همه چیز نیستیم آمادگی بیشتری برای مواجهه با پیشامدها خواهیم داشت. البته این تفاوت دارد با اینکه پیشگیری را مخالف با قضا و قدر الهی بدانیم. کسی که در کنار دیواری ترک خورده که امکان آوار شدن آن وجود دارد می‌نشیند و می گوید هر چه خدا خواست می‌شود احمق است زیرا خدا به او عقل داده لذا نباید عقل خود را انکار کند و بگوید من از خود اختیاری ندارم و خدا هر کاری بخواهد انجام می‌دهد!
کرونا به هر تقدیر آمده و مسئولین ما در مرحله‌ی اول پیشگیری رفتاری موفقیت‌آمیز نداشته‌اند اما در مراحل بعدی که سخت‌تر است و بار آن نیز بر دوش مردم قرار گرفته همه باید تابع منطق باشیم البته منطقی که کارشناسان و متخصصان بهداشت توصیه می‌کنند. در چنین شرایطی حتی رئیس جمهور و نمایندگان مجلس نیز باید تابع نظر متخصصین بهداشت و درمان باشند. علی(ع) برای حضرت زهرا طبیب می‌آورد و برای خود ایشان هم پس از ضربت خوردن طبیب می‌آورند و هیچکس مدعی نیست که با وجود من چرا طبیب می‌آورید. ائمه در زمان حیاتشان نه چنین ادعایی داشته‌اند و نه خداوند چنین مسئولیتی را برای آنها تعریف کرده است. وظیفه‌ی آنها هدایت مردم بر اساس آموزه‌های قرآنی است! ابراهیم فرزند حضرت پیامبر(ص) جلوی چشم ایشان جان داد زیرا بیماری‌اش در آن زمان قابل علاج نبود! اما ضروری نیست که ما با چنین استدلالی مانع باور کسی باشیم که با چنین باورهایی آرامش پیدا می‌کند. باید بپذیریم که ایمان به خدا در چنین شرایطی بسیار آرامش‌بخش است چون حساب خدا با غیر خدا جداست در عین حال نباید فضای جامعه را با چنین تقابل‌هایی آشفته کرد. بگذارید هر کسی به شرط اینکه مانعی در برابر تحقق راهکارهای کارشناسانه ایجاد نمی‌کند تابع باورهای خودش باشد. ما که نمی‌توانیم باورهایی که قرن‌ها جاری و ساری بوده‌اند را تغییر دهیم ولی می‌توانیم بر تبعیت از نظر کارشناسان اصرار ورزیم و باور کنیم همان خدایی که ما را آفریده به ما عقل داده که در مواقع خطر تابع اهل نظر باشیم. زمانی که خانه‌ی ما خراب می‌شود به سراغ بنا و مهندس و معمار می‌رویم به همین دلیل زمانی که حالمان خراب شد نیز باید به دنبال پزشک برویم همچنان که پیشوایان ما در زمان بیماری به توصیه‌ی پزشکان عمل می‌کردند. در چنین شرایطی باید آرام باشیم و منطقی.

Comments are closed.