• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۱۷ اسفند ۱۳۹۸

سرمقاله
محمد عسلی
به بهانه تولد امام علی (ع)
«شب هنگام کسی به دیدار ما آمد و ظرفی سرپوشیده پر از حلوا داشت. معجونی در آن ظرف بود، چنان از آن متنفر شدم که گویا آن را با آب دهان مار سمی یا قی کرده آن مخلوط کردند. به او گفتم هدیه است؟ یا زکات؟ یا صدقه؟ که این دو بر ما اهل بیت پیامبر(ص) حرام است. گفت: نه، نه زکات و نه صدقه بلکه هدیه است. گفتم زنان بچه مرده بر تو بگریند. آیا از راه دین وارد شدی که مرا بفریبی؟ یا عقلت آشفته شده؟ یا جن زده شده‌ای؟ یا هذیان می‌گویی؟
به خدا سوگند اگر هفت اقلیم را با آنچه در زیر آسمان‌هاست به من بدهند تا خدا را نافرمانی کنم که پوست جوی را از مورچه‌ای ناروا بگیرم، چنین نخواهم کرد و همانا این دنیای آلوده شما نزد من از برگ جویده شده دهان ملخ پست‌تر است. علی را با نعمت‌های فناپذیر و لذت‌های ناپایدار چه کار؟ به خدا پناه می‌بریم از خفتن عقل و زشتی لغزش‌ها و از او یاری می‌جوییم» نهج‌البلاغه «محمد دشتی» ص ۴۶۱
و اما بعد:
اگر امام اول شیعیان اینگونه انسانی بوده که قطعاً بوده و از آثار و سخنان و قرائن و شواهد چنین برمی‌آید، ما پیروان این انسان کامل به کدامیک از گفته‌ها، رفتارها و سنت‌های او عمل کرده و می‌کنیم؟
اگر امروز چنین پیشوایی نزد ما بود آیا آن نخواهیم کرد که گذشتگان هم عصر او با وی کردند؟
راستی چه فاصله‌های بسیاری بین عهدها و قول‌ها با کردار پیروان است؟ چقدر هوس‌ها و نفس‌های آلوده و مسموم ریاکاری و بی‌خردی می‌پراکنند در اجتماعاتی که دست‌پرورده فرصت‌طلبی‌ها و ظاهرسازی‌هاست!
در روزگاری که به هر بهانه‌ای دین و اعتقادات اسلامی دستخوش تکذیب و ملعبه دست گردانندگان رسانه‌های سیاست‌فریب است کدامیک از ما پیروان امام اول خود به گونه‌ای عمل کرده‌ایم که مخالفان و دشمنان ما بدانند کیستم؟
فردا به یمن تولد بزرگ‌مردی از جنس عدالت و راست‌کرداری از متن صداقت خوشحالی می‌کنیم که پیرو چنین انسان والایی هستیم که نامش علی است و به این اسم شهره تاریخ است در تمامی صفات نیک یک آدم برآمده از مکتب اسلام با کسی که در سخت‌ترین دوران زمامداری پس از پیامبر(ص) تمامی هم و غم و قدرت و نفوذ معنوی‌اش را برای حفظ جوهره اسلام به کار گرفت تا آنجا که به بهای جان خود و فرزندان و پیروانش تمام شد و تا آخرین دم حیات تسلیم ناکثین، مارقین و قاسطین نشد و پرده از روی تاریکی‌ها و پلشتی‌های آنان برکشید و آفتاب پاک و نورانی عقل و فهم و خرد را بر باورهای خود و پیامبرش تاباند تا بماند و بماناد برای ابد مذهب حق‌جویی و عدالت‌طلبی و امید چنان چراغی روشن فرا راه انسان‌ها باشد حتی در عصر فضا و الکترونیک و عصری که غفلت از خدا و دین‌باوری رونق گرفته و انسان از خود بیگانه را از خدا بیگانه کرده است.
افسون که فراموش کرده‌ایم این سخنان امام علی(ع) را که فرمود:
«… به خدا قسم هرگز ملتی از ناز و نعمت زندگی گرفته نشدند مگر به کیفر گناهانی که انجام داده‌اند. زیرا خداوند بر بندگانش ستم روا نمی‌دارد. اگر مردم به هنگام نزول بلاها و گرفته شدن نعمت‌ها، با درستی نیت در پیشگاه خدا زاری کنند و با قلب‌های پر از محبت از خداوند درخواست عفو نمایند، آنچه از دستشان رفته باز خواهد گشت و هر گونه فسادی اصلاح خواهد شد. من بر شما ترسناکم که در جهالت و غرور فرو رفته باشید چه اینکه در گذشته به سویی کشیده شدید که قابل ستایش نبود. اگر در زندگانی خود اصلاحاتی پدید آورید، سعادتمند خواهید شد…»
راستی چرا با داشتن چنین امام و پیشوایی در گمراهی و ضلالت افتاده‌ایم تا به آنجا که در شرایط سخت کنونی ضروری‌ترین وسیله پیشگیری از یک بیماری کشنده و مسری را انبار می‌کنیم و به طمع عرضه گران در بحران، با جان و مال هموطنان خود و هم‌کیشانمان بازی می‌کنیم؟
آیا جز این است که از دین و اخلاق و اسلام‌باوری دور افتاده‌ایم؟ آیا جز این است که دانسته‌ها و شنیده‌های اصلاح‌طلبانه را به هیچ گرفته‌ایم؟ آیا جز این است که واعظان غیرمتعظ و ناقلان ناباور شده‌ایم؟ آیا جز این است که افسار نفس را به دست شیطان داده‌ایم؟ آیا جز این است که عالمانه دست به فریب و دغل در کار داور زده‌ایم؟
یادمان باشد که اگر جامعه به فساد رود و مسیر حق مسدود گردد اولین قربانی این راه کسانی هستند که حرص و طمع مال دنیا و شهوت لذت‌طلبی‌ها آنها را مسحور و مست قدرت کرده است.
یادمان باشد که عصیان و برانگیختگی‌های سراسری ریشه در فقر و ناباوری دارند. یادمان باشد چرا در ایران انقلاب شد و اهداف انقلاب چه بود و مردم چه می‌خواستند؟
بازگردیم به سفارش امام علی(ع) در شرایط این چنینی خطاب به امت:
«بدانید استواری دین و دنیا بر چهار چیز است: عالمی که به علم خود عمل کند و جاهلی که از آموختن سر باز نزند و بخشنده‌ای که در بخشش بخل نورزد و فقیری که آخرت خود را به دنیا نفروشد. پس هرگاه عالم علم خود را تباه کند، نادان به آموختن روی نیاورد. هرگاه بی‌نیاز در بخشش بخل ورزد، تهیدست آخرت خویش را به دنیا فروشد…»
والسلام

Comments are closed.