• print
سرمقاله “اسماعیل عسلی” ۲۰ فروردین ۱۳۹۹

سرمقاله
اسماعیل عسلی
سیمرغ عطار

خانه نشینی در شرایط کرونایی انتخابی از سر ناگزیری است . شاید برای برخی این خانه نشینی مفهومی جز بیکاری نداشته باشد اما در گذشته های دور که انسان ها ناگزیر به پشت سر گذاشتن زمستان های سخت بودند و در مناطق سردسیر و کوهستانی حداقل سه ماه با کمترین رفت و آمد تنها با اعضای خانه و همسایگان دیوار به دیوار رفت و آمد داشتند و جز برای رفع حوائج ضروری بیرون نمی آمدند ، اوقات خود را با کار و تلاش سپری می کردند و بسیاری از بافتنی ها و صنایع دستی حاصل زمستان گذرانی مردمی بود که در نواحی سردسیر و کوهستانی زندگی می کردند . به طوری که رویه کفش یا ملکی را می بافتند ، فرش و زیرانداز می بافتند . دار قالی برپا می کردند و به موازات آن کارهای سوزن دوزی ، حاشیه دوزی و بسیاری سرگرمی های سود آور و مفید داشتند که البته در کنار آن قصه گویی و گوش سپردن به خاطرات و اندوخته های ذهنی بزرگترها ، مشاعره ، طرح معما ، زمزمه های موزون ، سواد آموزی ، تمرین خط و آموزش هنرهای قابل یادگیری در خانه نیز از جمله ی این دلمشغولی ها بود . امروزه روز که مردم بیشتر نیازهای خود را از بازار تهیه می کنند و نقش چندانی در تولید لباس و کفش و کلاه و گاهی حتی غذای خود ندارند احساس بیکاری در شرایط خانه نشینی امر شگفت انگیزی نیست . اگر فقط همین نان پختن و مقدمات آن را در نظر بگیریم هم دلمشغولی و کار به حساب می آید و هم ورزش و تحرک . از جمع آوری هیزم و تهیه و تمهید ابزار آتش افروزی گرفته تا آماده سازی تابه و آرد کردن گندم و خمیر کردن آرد و چانه کردن و پهن و نازک سازی خمیر و پختن ، چند ساعت وقت می گرفت تا وقتی که بوی نان در فضای خانه می پیچید. لذت بهره گیری از کاری که خودمان انجام می دهیم بالاتر از لذت بهره گیری از کار دیگران است . شما تصور کنید از صبح علی الطلوع تا نیمه ی روز مشغول برداشت گندم با داس باشید و در اوج خستگی و گرما و تابش آفتاب، زیر سایه ی خرمنی که روی هم انباشته اید استراحت کنید چنین استراحتی ارزش بیشتری دارد تا این که وارد یک هتل شوید و روی تخت دراز بکشید . متاسفانه یکی از مضرات شهرنشینی مصرف گرایی و آماده خوری است و جالب اینجاست که یکی از تفریحات مردم در ایام تعطیل این است که دست از آماده خوری بردارند و خودشان آتش بیفروزند و کباب یا غذایی درست کنند و بخورند . گذشتگان ما و روستانشینان و خصوصا عشایر با این لذت خو گرفته بودند. این که خودت گله را به چرا ببری و با دست خود شیر آنها را بدوشی و از آن انواع فراورده ها را تهیه کنی و بخوری هم لذت بخش است و هم به انباشته شدن چربی در بدن نمی انجامد زیرا شما جایزه ی کار و فعالیت خود را گرفته اید . بسیاری از بیماری ها از جمله سرطان ، بیماری های قلبی و عروقی در واقع نتیجه فاصله گرفتن انسان از کار و تلاش مفید است . طبیعت و اعصاب و روان نتیجه ی بیکاری و تن پروری است . بیماری شخصی را که در موضع ضعف و مصرف گرایی است تهدید می کند اما کسی که متناسب با تلاش و کار غذا می خورد و خود را قوی نگه می دارد از سوی طبیعت تهدید نمی شود . گذشتگان ما همواره رابطه ای دو سویه با طبیعت داشته اند یعنی اگر چه از درختان خشک به عنوان هیزم استفاده می کردند اما در مقابل درخت جدید می کاشتند و به تجربه آموخته بودند که رابطه ی یک سویه و طلبکارانه با طبیعت به ویرانی همه چیز می انجامد . زمانی که جمعیت انسانی زیاد می شود چنین رابطه ای آسیب می بیند زیرا منابع محدود است و مصرف کننده زیاد ؛ اینجاست که طبیعت برای برقرارکردن تعادل وارد عمل می شود . سیل و بیماری و آفات گوناگون جمعیت را کم می کند . رفتار غیر طبیعی انسان ، واکنش های غیرمنتظره ای از سوی طبیعت را به دنبال دارد . شاید بتوان هجوم یک ویروس با رفتارهای عجیب و غریب را نشانه ای از واکنش قهرآمیز طبیعت دانست . هم اکنون جمعیت جهان فراتر از ظرفیت زمین است . نزدیک به هشت میلیارد انسان منابع آبی و معدنی ، مراتع ، جنگل ها ، اتمسفر و هوای پیرامونی و حتی جانوران را تهدید می کنند . طبیعت راهی جز دفاع از خود ندارد . از این رو ما نباید با رفتارهای غیرعقلانی طبیعت را واردار به عکس العمل کنیم . شاید وقت آن رسیده باشد که ستادی متشکل از دانشمندان متعهد و دلسوز و دوستدار طبیعت برای اداره ی جهان وعبور از بحران کرونا تصمیم بگیرند و جهانیان نیز خود را ملزم به رعایت توصیه های چنین ستادی بدانند . بدیهی است که موفقیت چنین نهادی در گرو تلاش برای رفع تحریم های ضد حقوق بشری ، پایان بخشی به جنگ های تحمیلی و نابرابر و همداستانی برای کاستن از فواصل ظالمانه طبقاتی است . دانشمندانی که صرف نظر از زبان و نژاد و فرهنگ و جغرافیایی که به آن تعلق دارند تنها و تنها در جهت حراست از سیاره زمین و گنجینه های طبیعی آن تلاش کنند تا روزی برسد که دیگر شاهد این همه غوغاسالاری رسانه ای و جنگ های نفرت انگیز و برادر کشی و تقدیس خشونت نباشیم . شاید زمان آن رسیده باشد که انسان ها با نگاه فرامرزی در اندیشه ی دفاع از سیاره زمین و حفظ تندرستی خود باشند . تا دیر نشده باید به خود بیاییم . ما می توانیم همان سیمرغ باشیم که عطار از آن سخن گفته است . انسان ها خودشان باید ناجی خود باشند .

Comments are closed.