• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۲۳ فروردین ۱۳۹۹

سرمقاله محمد عسلی
آزمون سخت کرونا

در ادبیات کهن آمده است: «قدر عافیت کسی داند که به عقوبتی گرفتار آید»

اینک زمانی است که ویروس کرونا جهانی را به تعطیلی کشانده و همگان را در خانه ها به امید رفع بلا دست به دعا واداشته و انتظار گشایش را آرزوی بزرگ کرده است.

آزادی به مفهوم واقعی کلمه محدود شده و اراده ها برای تعاملات فردی و اجتماعی را متوقف کرده است.

هم اکنون تمامی انسان های روی زمین از مدیر و کارمند، رئیس و مرئوس، کارگر و کارفرما، قدرتمند و ضعیف، فقیر و غنی گرفته تا طبقات مختلف اجتماعی و اقتصادی و سیاسی و فرهنگی در یک وضعیت قرار گرفته اند. وضعیت ترس از بیماری کرونا که درصدی از مبتلایان را می کشد و یا به مرگ نزدیک می کند. آری امروز روزی است که بشر قدرشناس نعمت هایی باشد که این بیماری از او سلب کرده است.

قدرشناس هم نشینی های شادی بخش، قدرشناس رفت و آمدهای لذتبخش، قدرشناس درآمدهای ناشی از کارها و تلاش های مورد علاقه، قدرشناس فرصت های خرید و فروش بدون دغدغه، قدرشناس دید و بازدیدهای مهربانانه و مهم تر آنکه آزادی اراده در لمس اشیاء از گل و گیاه گرفته تا دستگیره های اتوبوس و اتومبیل و افسار چهارپایان و معاشرت با حیوانات و امثالهم.

آری روزگاری بود که این همه نعمت به حساب نمی آمد و به حسب عادت همگان از آنها تمتع و لذت داشته­اند بدون آنکه به آن نعمت ها و توانایی ها بیاندیشند.

کرونا آمد تا دست همگان را رو کند. دست ملت ها و رفتارها و فرهنگشان، دست دولت ها در توانشان. دست پزشکان و پرستاران در تیمارداری شان و دست سرمایه داران و اغنیا در حمایت از بیچارگانشان.

و دیدیم و شنیدیم که وقتی محدودیت ایجاد می شود ملت های مدعی به اصطلاح فرهنگ برتر چه بر سر هم نیاوردند در تهاجم به فروشگاه ها و دعواها و توی سر هم زدن ها و دیدیم که مدعیان حقوق بشر در شرایط بلاخیز فعلی چگونه وسائل و کالاهای پزشکی سفارش شده مورد لزوم یک کشور دیگر را با راهزنی دریایی و هوایی از آن خود می کنند.

و دیدیم و شنیدیم که چگونه پزشکان و پرستاران کشور آمریکا برای داشتن یک ماسک ناقابل چه ناله ها و فریادها که نکردند. و دیدیم که ترامپ مدعی قدرت برتر اقتصادی که ابتدا این بیماری را به سخره و طنز گرفت و برای خاطرجمعی ملتش به همه بازدیدکنندگان دست داد، بعد از چند هفته برای آنکه این بیماری به سراغش نیاید دست به دامان دعاکنندگان مراکشی شد.

و دیدیم که وقتی باور به خدا چنان ضعیف باشد که فقط علم است که می تواند رفع بلا کند گرچه علم تجربی و دانش پزشکی می­باید داروی معالجه کرونا را کشف نماید ولی اینک که پزشکان اعلام کرده اند این بیماری درمانی ندارد، چگونه در وضعیت اضطرار فطرتها بیدار شده و همگان دست به دعا برده اند.

این همه خود نعمتی است که کرونا با خود آورده تا انسانها فهم کنند که چقدر قدرت های اقتصادی در این مصاف ها کاری از دستشان برنمی آید و اگر هم بتوانند کاری کنند با منت و زحمت بسیار است.

بلی کرونا هم نعمت است و هم زحمت، نعمت برای آنکه همگان فهم کنیم قدرت های پوشالی و منیت ها تا چه اندازه ضعیف اند و بی مقدار و چگونه دستشان رو می شود وقتی بلایی جهانی نازل می شود و چگونه فرهنگ و رفتارهای سیستماتیک رنگ می بازند و چگونه قوانین شکسته می شوند و اسلحه و نیروهای امنیتی هم به کار نمی آیند وقتی حرص و ترس از کمبود، انبوه خریداران برای دسترسی به اجناس از روی سر و کله هم عبور می کنند و در صورت لزوم به روی یکدیگر اسلحه می کشند و چه می شود که برای خرید اسلحه صف های طولانی مقابل فروشگاه های اسلحه فروشی تشکیل می شوند.

و در ایران در حال تحریم دیدیم که چگونه مردم ما به دور از تنش و چالش های خیابانی با صبوری و همدلی به کمک یکدیگر آمدند و در جهت رفع مشکلات هم پیشقدم شدند.

و دیدیم که عشق به زندگی توأم با معنویات و خداشناسی در چنین شرایطی جواب می دهد و کمبودها را پر می کند. ما در چنین شرایطی است که تشخیص می دهیم قدرت بسیج، سپاه و ارتش چه اندازه است و نیز تا چه میزان پزشکان و پرستاران بیمارستانی ما با جانفشانی شبانه روزی به جهاد پزشکی خود دل مشغولند. تا آنجا که بیش از یک ماه تحمل دوری از زن و شوهر و فرزندان را وجهه همت خود قرار می دهند و تعداد قابل توجهی از این عزیزان جام زهر مرگ را می نوشند تا بیماران آنها احساس کمبود پزشک و پرستار و مراقبت های ویژه نداشته باشند.

این نعمت ها همه نشانه ایمان و باور است به خدایی که محبت و مهر را در دل آنها کاشته و در استمرار آن عنایت فرموده است. این مطالب را برای ثبت در تاریخ آوردم وگرنه همگان بیش از این نوشتار به آنچه گذشته آگاهند. هم به کار و تلاش پزشکان و مسئولان پاک دست و هم به عمل زشت احتکارکنندگان وسائل مورد نیاز پزشکی؛ تا خدا چه خواهد و چه پیش آید.

والسلام

Comments are closed.