• print
سرمقاله “اسماعیل عسلی” ۴ اریبهشت ۱۳۹۸

سرمقاله اسماعیل عسلی
ترازویی بدون پارسنگ

کشور ما ظرف ۴ دهه ی گذشته مجموعه ای از بحران  های گوناگون را پشت سر گذاشته است اما عبور از بحران هرگز به معنای مدیریت آن و تبدیل آن به فرصت و محو آثار و پیامدهای ناگزیر آن نبوده و نیست که اگر چنین می    بود دیگر اطلاق بحران به آن چندان موضوعیت نداشت که بخواهیم به تلخی از آن یاد کنیم و یا وجود برخی کاستی  ها را با استناد به آن توجیه نماییم . برخی از این بحران  ها خودساخته بوده یعنی نتیجه ی عملکرد اداره کنندگان جامعه بوده ، برخی بحران  ها نظیر جنگ ابتدا از خارج بر ما تحمیل شده و در ادامه نیز به دلیل رویکرد به گزینه  هایی که پیش رو داشته ایم ، هزینه  هایی را بر ما تحمیل کرده است .برخی بحران  ها نیز زاییده ی محدودیت  ها و یا پایین بودن ظرفیت  های فرهنگی و اجتماعی و بی تجربگی در حوزه ی سیاسی بوده است که نمونه ی بارز آن رشد قارچ گونه ی احزاب و گروه  ها و یارگیری گروه  های سیاسی از بین جوانان ساده و بی تجربه و مفتون و شیفته ی انقلابیگری که نتیجه ای جز بازی کردن در زمین این و آن نداشته است ! گاهی بحرانی در یک کشور ایجاد می    شود و برای سایر کشورها فرصت ایجاد می    کند . قابل انکار نیست که غیر از کشورهای تولید کننده ی سلاح نظیر آمریکا ، روسیه و چین و فرانسه و آلمان که از رهگذر هشت سال جنگ بین ایران و عراق سوراخ سنبه  های اقتصادی خود را پر کردند ، کشورهایی نظیر ترکیه ، کویت ، امارات متحده ی عربی و آمریکا و اروپا و کانادا نیز پذیرای سرمایه  های انسانی و نقدی فراوان بودند و در این میان ایران و عراق که بیشترین خسارت را دیدند کمترین سود را بردند و از دریافت خسارت وارد شده به ایران هم خبری نشد چرا که ابرقدرت  ها از همان ابتدا هم بنا نداشتند یکی از دو طرف پیروز این ماجرا باشد .
برخی بحران  ها از دل اختلاف نظر گروه  های سیاسی بر سر نحوه ی اداره ی کشور به وجود آمد که تا حدودی اجتناب ناپذیر بود و هزینه ی نظام را برای حفظ و حراست از دستاوردهای انقلاب بالا برد .
بحرانی که به دنبال اشغال سفارت آمریکا دامن ایران را گرفت به خوبی مدیریت نشد در حالی که می    شد ضمن تحقیر آمریکا و اخراج کارکنان سفارت ظرف ۷۲ ساعت از تبعات بین المللی ورود به سفارت و بحث گروگان گیری نیز جلوگیری کرد ولی گره خورده گی غلیان احساسات ضد آمریکایی و قرار گرفتن در برابر اقدامات برگشت ناپذیر اجازه نداد که از این فرصت استفاده ی مطلوبی صورت گیرد .
بحران  های اقتصادی ظرف ۴ دهه ی گذشته اغلب سر در آبشخور سیاست خارجی داشته هر چند نمی    توان منکر برخی سوء مدیریت  ها نیز شد اما کسانی که معتقدند سیاست خارجی ایران ظرف این مدت هیچ ایرادی نداشته و همه چیز به نحوه ی مدیریت و عملکرد دولت  ها و وزرا باز می    گردد خودشان هم می    دانند که گزافه گویی می    کنند و به قول ابوالفضل بیهقی ” نه چنین است ”
چه اشکالی دارد که بپذیریم همان گونه که در حوزه  های اقتصادی افرادی نفوذی بوده و مرتکب خیانت شده و بیت المال را به غارت برده اند ، در برخی موضع گیری  ها و تصمیمات اتخاذ شده در زمینه  های سیاسی نیز افرادی یا از سر بی اطلاعی و عدم اشراف بر واقعیت  های بین المللی و منطقه ای و یا متعمدا کارخرابی کرده اند .
خوشبختانه امروز با ۱۰ سال گذشته و ۱۰ سال گذشته با ۱۰ سال قبل از آن تفاوت زیادی کرده به طوری که هم شاهد افزایش ظرفیت  های فرهنگی و اجتماعی و بالا رفتن سواد عمومی    و شعور سیاسی مردم و هم شاهد انعطاف بیشتر اداره کنندگان جامعه و آمادگی بیشتر آنها برای پذیرش انتقاد و قبول اشتباه و اعتراف به وجود کاستی  ها و اشتباهات گذشته و حال هستیم و چنین واقعیتی را با روشن کردن تلوزیون و تماشای برخی سریال  های آن هم می    توان درک کرد.
همین که در شبکه ۴ صدا و سیما کارشناسی می    آید و از این که برخی از مردم نقاب بر چهره دارند و خودشان نیستند گلایه می    کند و سخنانش هم بدون حذف پخش می    شود به این معناست که چراغی روشن است که در پرتو آن می    توان راه را از چاه بازشناخت .
در پیوند با بحران  ها اولا باید بپذیریم که هیچ بحرانی را نمی    توان بدون حمایت مردم و بهره گیری از اطلاع رسانی هدفمند و استفاده از دیپلماسی فعال و گفت و گوی داخلی و خارجی با کمترین هزینه پشت سر گذاشت . دومین اصلی که باید بپذیریم این است که آثار و پیامدهای هیچ بحرانی قابل انکار نیست . چه آثار مثبت و چه آثار منفی هر چند بعضی اصرار دارند که بیشتر از آثار مثبت یک بحران سخن بگویند و بعضی دیگر روی آثار منفی آن دست می    گذارند .
سومین اصلی که در مواجهه با بحران  ها باید بپذیریم این است که بهره گیری از تمامی    پتانسیل  های فرهنگی ، اقتصادی ، سیاسی و اجتماعی برای عبور کم هزینه از یک بحران باید مطمح نظر باشد نه این که در مواجهه ازیک بحران هر کسی روی راهکار مد نظر خود پافشاری کند . ناگفته پیداست که برخی تحلیل  های جانبدارانه از بحران  هایی که پشت سر گذاشته ایم سر در آبشخور نگاه تک ساحتی به آن داشته است .
هر چند قابل انکار نیست که در حال حاضر بهره گیری از پتانسیل اقتصادی در مبارزه با بحران کرونا به دلیل قرار داشتن در وضعیت تحریم با اما و اگرهای زیادی مواجه است و طبیعتا بار مسئولیت فرهنگ و سیاست به مدد جابجایی اولویت  های اقتصادی با شتاب بخشیدن به روند خصوصی سازی و واگذاری اموال و اختیارات دولتی بیشتر است.
با توجه به این که اغلب تحلیلگران مسایل سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی از شرایط متفاوت حاکم بر جهان پس از کرونا سخن می    گویند ، کم و کیف عبور از این بحران می    تواند نقشی برجسته در تعیین جایگاه ایران داشته باشد . هر چه هست باید قبول کنیم که کرونا به عنوان یک بحران ویژگی ها و آثاری متفاوت دارد . این بحران نه داخلی است و نه منطقه ای و نه هیچ پیوندی با دغدغه  های متعارف دارد بلکه بحرانی جهانی است و معیار خوبی برای ارزیابی مردم و مسئولین در مواجهه با آن است . در فردای پس از کرونا می    توان همه را در این ترازو گذاشت و سنجید ؛ ترازویی بدون پارسنگ .

Comments are closed.