سرمقاله اسماعیل عسلی
چرتکه بیندازید
اداره کنندگان جهان برای تاثیرگذاری بر افکار عمومی در راستای رسیدن به تصمیمی واحد که منجر به کاهش هزینه های ناشی از شیوع ویروس کرونا شود با بحران مقبولیت جهانی روبرو هستند . چرا که نه به تنهایی و نه در کنار هم نتوانسته اند مرهمی بر زخم های بشریت باشند و ادعای دلسوزی آنها زمینه ای برای پذیرش ندارد . حکام منطقه ای نیز از همین کاسه ی شکسته آب می خورند . تا پیش از ظهور ویروس کرونا ، آمریکا و اروپای واحد بیش از سایر کشورها از جمله روسیه و چین ، نقش تعیین کننده ای در اداره ی جهان داشتند زیرا از ابزارهایی نظیر حق وتو ، اهرم های اقتصادی و توان نظامی برای پیشبرد اهداف و برنامه ها و تضمین تحقق دورنمای ترسیم شده برای جهان استفاده می کردند و با دشمن سازی و همسایه هراسی و راه اندازی جنگ های کثیف و چرک منطقه ای و اندیشیدن تمهیدات بردارکشی و ایجاد بحران های اقتصادی و تحریک قومیت ها و مذاهب و ایجاد رودررویی هایی که در نهایت تامین کننده ی منافع خودشان بود ، تنور اقتصاد جنگ را روشن نگه می داشتند .
شرایط کنونی سرنوشت بسیاری از طرح ها و برنامه هایی از این دست را در هاله ای از ابهام فرو برده و مفهوم و دورنمای بسیاری از پیمان ها ، مناسبات اقتصادی و تعاملات سیاسی را تغییر داده است .
آنچه از مقبولیت شخصیت های سیاسی در جهان می کاهد ، نگاه جانبدارانه ی آنها و خط کشی ها یی است که سر در آبشخور تمامیت خواهی و برتری جویی دارد .
آمریکا که نزدیک به صد سال است سود و سودای خود را در ایفای نقش ناجی در بحران های بین المللی دنبال می کند ، اکنون خود به کانون شیوع ویروس کرونا تبدیل گردیده تا آنجا که حتی برای عبور از این چالش جهانی از هیچ ترفند ضد اخلاقی رویگردان نیست .
نهادهای بین المللی که قاعدتا باید با نفوذ نسبی خود قادر به ایجاد وحدت رویه در برخورد با ویروس کرونا باشند با مشکل کمبود بودجه دست و پنجه نرم می کنند . ضمن این که از وجاهت و اعتبارشان در مقایسه با زمان تاسیس آنها که با پروپاگاندای رسانه ای همراه بود به میزان زیادی کاسته شده است و به همین دلیل اغلب کشورها ضمن این که نیم نگاهی به دستورالعمل های سازمان بهداشت جهانی ، بانک جهانی و سازمان ملل دارند ، ترجیح می دهند از نفوذ شخصیت های بومی و توان علمی و سرمایه های ملی و باورها و بن مایه های فرهنگی و تمدنی خود برای عبور از این بحران استفاده کنند .
تفاوت رویکردها در کشورهای گوناگون در بحث قرنطینه ، توصیه ها و شیوه ی برخورد با موارد تخلف و همچنین نحوه ی تخصیص بودجه های کلان و تغییر کاربری کارخانجات و فراخوان شخصیت های ذی نفوذ و به میدان آمدن هنرمندان و ورزشکاران و نیکوکاران و ایجاد امواج و خیزابه های عاطفی و تخلیه ی زندان ها و برخورد تسامح آمیز با چک های برگشتی و موارد دیگر نیز سر در همین آبشخور دارد .
من به عنوان کسی که از سال ۶۹ تاکنون به صورت رسمی در حوزه ی روزنامه نگاری فعالیت دارم تاکنون با چنین پدیده ای که نزدیک به دو ماه بیش از ۹۰ درصد اخبار جهان را به خود اختصاص داده باشد مواجه نبوده ام . حتی جنگ نیز نتوانسته بود تا این اندازه همه چیز را تحت الشعاع خود قرار دهد و آموزش و کار در بازار و چرخ کارخانه ها و جریان طبیعی زندگی را به تعطیلی بکشاند .
جای هشیاری داخلی ، منطقه ای و جهانی در بحبوحه ی شیوع کرونا خالی است . گویا این ویروس هنوز نتوانسته پیام اصلی خود را به جهانیان ابلاغ کند چرا که کماکان در بر همان پاشنه می چرخد و اقتصاد جهانی ، اقتصاد جنگ است . در حالی که اگر جهان گرفتار اقتصاد جنگ نبود ، رسیدن به وحدت رویه جهانی برای مقابله با کرونا تا این اندازه دشوار به نظر نمی رسید .
اگر اقتصاد جنگ بر جهان حاکم نبود به راحتی می شد از فراگیری کرونا جلوگیری کرد . اما از آنجایی که برخی کشورها کرونا را تهدیدی برای رقیب و فرصتی برای خود قلمداد می کردند و در برنامه های خبری نیز کشورهای درگیر با کرونا را بحران زده معرفی می کردند ، انگیزه ای برای درک خطر این ویروس نداشتند و لذا شد آنچه نباید می شد .
صبه همین دلیل ، نهادهای بین المللی در جریان شیوع کرونا تتمه آبروی خود را نیز بر باد دادند و معلوم شد که نمی توانند با نگاهی جانبدارانه بر بحران های جهانی فائق آیند در حالی که فلسفه ی وجودی آنها اقتضا می کند که طرف کسی را نگیرند . در جریان جنگ هشت ساله و همچنین جنگ خلیج فارس و عراق و افغانستان نیز نباید می گذاشتند که میلیون ها نفر کشته و آواره وبی خانمان شوند ولی چون خواست ابرقدرت ها تداوم چنین جنگ هایی بود ، همان شد که آنها می خواستند ! چه کسی می تواند منکر تاثیر جنگ های سریالی خاورمیانه بر کاهش امنیت بین المللی شود . سلفی گری ، رواج خشونت و نهادینه شدن بیش از پیش رفتارهای ضد حقوق بشری و مستبدّانه در منطقه ، ظهورطالبان و داعش و گسترش موج تروریسم و به راه افتادن مسابقات تسلیحاتی بین کشورهای در حال توسعه اسلامی ، نتیجه ی جنگ هشت ساله ، جنگ خلیج فارس ، اشغال افغانستان و ناامنی در سوریه و لیبی و سایر کشورهاست . این بحران ها سر در گریبان هم دارند .
تلفات انسانی ناشی از این بحران ها چندصد برابر تلفات کروناست با یک تفاوت و آن تفاوت این است که آن جنگ ها و دشمن سازی ها و بزرگنمایی برخی قدرت های منطقه ای برای لولو ساختن از آنها منجر به چرخش کارخانه های غربی می شد اما کرونا چرخش کارخانجات آنها را کند کرد .
لذا انتظار می رود کمترین اثر کرونا باید بازنگری در نحوه ی عملکرد سازمان ملل ، شورای امنیت و سازمان حقوق بشر باشد زیرا تلفات ناشی از سوء عملکرد این نهادها چندین برابر کشتاری است که کرونا به راه انداخته است . اگر باور نمی کنید چرتکه بیندازید .
- شنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۹
- سرمقاله

سرمقاله “اسماعیل عسلی” ۷ اردیبهشت ۱۳۹۸