• print
سرمقاله “اسماعیل عسلی” ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۹

سرمقاله اسماعیل عسلی

پازلی که باید تکمیل شود

وقتی کرونا آمد بعضی تصور کردند که زنگ اعلام جنگ طبیعت بر علیه دشمنان محیط زیست به صدا درآمده در حالی که طبیعت چند سالی است که بر طبل اعتراض می    کوبد و با سونامی  ها ، توفان  ها ، رانش زمین و سیل و انتشار ذرات معلق در هوا هشدار می    دهد .از این رو ما چه بخواهیم و چه نخواهیم جنگ آغاز شده است . بر اساس پیش بینی کارشناسان مسائل آب و هوایی و زیست محیطی ، سالهای پیش روی ما ، سالهایی پر مخاطره و سرشار از حوادث طبیعی ناگوار است . چه بسیار زمین  هایی که در اثر پیش روی آب ناشی از ذوب شدن یخ  های قطبی به عرصه  های آبی بپیوندد و شاهد پیشروی اقیانوس  ها و دریاها باشیم ، چه بسا خشکسالی  ها و یا بارش  های غیر متعارف ،
توان برنامه ریزی را از ما سلب می کند و رانش زمین ، نابودی جنگل  ها در اثر پیشروی بیابان  ها و آتش سوزی و مخاطراتی که با شکاف لایه ی ازون ساکنان زمین را تهدید می    کند منجر به پیدا شدن سروکله ی بیماری  های جدید نظیر کرونا شود که با رفتار غیرقابل پیش بینی خود روی تغییر سبک زندگی تاثیر خواهند گذاشت .
طبیعی است که اگر قرار باشد هر ساله شاهد به راه افتادن موج انواع بیماری  های کشنده باشیم ، اهمیت مراکز درمانی ، بهداشتی و پزشکی به مراتب بیشتر می    شود و این مراکز وظایف جدیدی پیدا خواهند کرد که تضمین حسن عملکرد آنها در گرو افزایش فضاهای بیمارستانی ، ارتقای دانش کارکنان ، پزشکان و پرستاران و همچنین ارتباط هر چه بیشتر پزشکان در بخش  های درمانی و آموزشی با کانون  های آموزش دانش پزشکی در سرتاسر جهان است و بده و بستان  هایی که لازمه ی پیشرفت کارها در این عرصه است .
در جریان همه گیری ویروس کرونا شاهد بودیم که کار و زندگی متعارف به دلیل ترس از پیامدهای ابتلا به کرونا مختل شد و حتی هزاران کودک در سراسر جهان موفق به دریافت واکسن نشدند که در آینده آثار آن آشکار خواهد شد . به هر حال ریشه کن شدن برخی بیماری  ها نظیر فلج اطفال سرخچه ، آبله ، سالک و … مرهون تزریق واکسن  هایی بود که کودکان در بازه  های سنی خاصی دریافت می    کردند .
سازمان بهداشت جهانی نگران آینده ی بشریت است . این نگرانی از یک منظر ریشه در محدودیت  هایی دارد که این سازمان با آن مواجه است . قانونا چنین سازمانی باید قادر به متوقف کردن جنگ  ها برای مبارزه با بیماری  های واگیر دار و رسانیدن واکسن در هر شرایطی به کودکان باشد .
سازمان بهداشت جهانی باید بتواند تحریم  های سیاسی نسبت به برخی کشورها را که روی خرید اقلام پزشکی و دارویی تاثیر منفی می    گذارد وتو کند یا استثنائاتی برای آن در نظر بگیرد به طوری که خریدهای دارویی توسط کشورهای تحریم شده زیرنظر سازمان بهداشت جهانی صورت گیرد .
اگر محل سکونت کارکنان حوزه  های درمانی در کنار مراکز بهداشتی و مجتمع  های بیمارستانی باشد ، ضمن این که دسترسی به چنین نیروهایی با توجه به بحث ترافیک و فواصل زیاد در کلانشهرها راحت تر خواهد بود ، ملاقات کارکنان بیمارستان  ها و درمانگاه  ها با همسران و فرزندان در شرایط قرنطینه و رسیدگی به امور خانه با سهولت بیشتری صورت می    گیرد و دیگر شاهد دوری یک تا چند ماهه ی پرستاران و پزشکان از همسر و فرزندانشان نخواهیم بود .
از هم اکنون قابل پیش بینی است که جایگاه وزارت بهداشت و درمان در آینده مهمتر از گذشته خواهد بود زیرا وظایف سنگین تری بر عهده خواهد داشت و انتظار می    رود که بیمارستان  ها برای تامین نیروی مورد نیاز و پرداخت حقوق و مزایا و همچنین تضمین رفاه کارکنان دچار چالش  های بودجه ای و موانع قانونی نباشند چرا که رفاه آنها به تندرستی مردم گره خورده است و اهمیت آنها برای مردم بیش از پیش آشکار شده به طوری که از این پس مردم به دغدغه  های کادر درمانی واکنش نشان خواهند داد و پیگیری حقوق پرستاران و کارکنان بیمارستان  ها از این پس تنها یک دغدغه ی صنفی نخواهد بود . به هر حال کسی که می    خواهد با جان و دل در خدمت بیماران باشد حداقل انتظارش این است که دیگر دغدغه ی رفاه خود و همسر و فرزندانش مانع تمرکز او روی کار حساسی که بر عهده اش گذاشته شده نباشد .
منطق هم حکم می    کند که تنها با کف و سوت و هورا و تقدیر زبانی نمی    توان به حفظ انگیزه ی پزشکان و پرستاران و کارکنان بیمارستان  ها در شرایط بحرانی که نیازمند ایثارگری است در دراز مدت دل خوش کرد . اگر قرار باشد جامعه ی بشری هر ساله با موجی از بیماری  ها و اپیدمی  ها و بستری شدن  ها مواجه باشد باید برای رفاه حال کسانی که نگهبان تندرستی مردم هستند کاری کرد و قوانین مربوط به سختی کار را در مورد پرسنلی که در خط مقدم قرار می    گیرند لحاظ نمود.
بعضی بر این باورند که تامین بخشی از بودجه مورد نیاز برای رفاه کارکنان بیمارستان  ها در شهری مانند شیراز چندان دشوار نیست . کافی است در بحث توریسم درمانی که زمینه  های آن نیز فراهم است گام  های جدی تری برداشته شود . این که آیا می    توان با تبدیل بخشی از بافت تاریخی و قدیم شیراز به چند بیمارستان زنگ تغییرات اساسی را در این زمینه به صدا درآورد یا نه قابل تامل است ! جایگزینی بیمارستان با خانه  های کلنگی و در معرض تخریب بافت قدیم شیراز که در کنار مراکز تاریخی و زیارتگاه  ها قرار گرفته ، می    تواند نمونه ای از هم عنانی گردشگری ، توریسم مذهبی و توریسم درمانی باشد خصوصا این که امکان همکاری خیرین سلامت در چنین پروژه ای جهت احداث بیمارستان به جای خانه  هایی که به محل تجمع خلافکاران و معتادان تبدیل شده بیشتر است و به ترمیم نما و منظر شهری چون شیراز نیز کمک می    کند . از آنجایی که بیمارستان  ها و مراکز درمانی نیازمند فضای سبز هستند بخشی از بافت تاریخی نیز از این رهگذر به باغ و بوستان تبدیل می    شود و امکان حفظ خانه  های تاریخی واقع شده در جای جای این منطقه نیز بیشتر خواهد شد زیرا وقتی منطقه ای به محل عبور و مرور توریست  ها تبدیل می    شود احداث بیمارستان و درمانگاه می    تواند تکمیل کننده ی چنین پازلی باشد ضمن این که برای جانمایی سازه  های مسکونی ویژه کارکنان بیمارستان  ها و مراکز درمانی و بهداشتی نیز مشکلی وجود نخواهد داشت و در بحث تملک و خرید فضا وقت زیادی از مجریان این طرح گرفته نخواهد شد . تنها چیزی که در این میان اهمیت دارد نحوه ی تعامل میراث فرهنگی ، شهرداری ، اوقاف و بهداشت و درمان با یکدیگر است که با توجه به اهمیت موضوع نباید حواشی زیادی داشته باشد .

Comments are closed.