یادداشت
محمد عسلی
کدام تبلیغ جواب میدهد؟
ملاکهای مردم برای انتخاب نمایندگان اصلح برآمده از نیازها و آرزوهایی است که وضعیت بهتر را نوید دهد. تصور مردم از نمایندگان بر اساس تواناییهای آنان نیست، بلکه بر اساس اختیارات و موفقیتهایی است که با انتخاب شدن و رفتن به مجلس عملی میشود.
نان، مسکن، امنیت، بهداشت، اشتغال، ازدواج بموقع، شأن اجتماعی و تحصیلات معمولاً دغدغه اول است غافل از آنکه اعتلای فرهنگ عمومی زیرساخت تحقق سیاستهای اقتصادی و اجتماعی است.
قانونمندی، قانونمداری، احترام به قانون، رعایت نظم و مقررات، حفظ حرمت این و آن در تعاملات اجتماعی و نهایتاً عشق به زندگی رفتاری برتر را رقم میزنند که ما به آن فرهنگ میگوییم.
حال اگر نمایندهای شاخص این گفتار و رفتار باشد و بتواند به جامعه خود اطمینان بدهد که واجد شرایط نمایندگی چنین ملتی است که میخواهد در بین ملتهای دیگر به عنوان ملتی مسلمان، انقلابی، پاک و سالم زندگی شرافتمندانهای داشته باشد، میتواند نظر مردم را به خود جلب کند تا هم جوانان شناخت بیشتری نسبت به او پیدا کنند و دست به انتخاب زنند و هم میانسالان و پیرانی که صاحب تجربه سیاسی و اقتصادیاند.
یکی از ویژگیهای امام راحل (ره) که باعث شد برای همیشه در قلب مردم جایی ثابت برای خود باز کند، زندگی ساده، راستی و صداقت در گفتار و اعمال بود بدون آنکه شعار بدهد، تفاخر کند، تکبر داشته باشد و یا کاخنشین بشود.
او ساده سخن میگفت؛ اما سخنانش به دل مردم مینشست و درست دست میگذاشت روی دل مخاطب. دردشناس و دردآشنا بود. او خود برای سالها درد فقر و ستم را در رگ و پوست داشت و میدانست تبعیض یعنی چه؟
وقتی مرحوم حجازی به توصیفاتی از او پرداخت، به او تشر زد و گفت: اینها را نگویید که من باورم میشود و حجازی پس از آن دیگر سخنی نگفت.
اگر نمایندهای حسن نیت، صداقت، مسئولیتپذیری، خداترسی و نهایتاً مسلمانی خود را بتواند تبلیغ کند بدون آنکه سخنی به گزافه گفته باشد، حرفهایش به دل مینشیند ولی اگر صرفاً به شعارهای پرطمطراق سیاسی و اقتصادی بسنده کند بدون آنکه بتواند آنها را عملی نماید، همه متوجه میشوند که فقط از واژهها و کلمات و نوشتهها و عکسها استفاده ابزاری کرده است.
یکی میگوید آزادی، دیگری میگوید استقلال، کسی دیگر شعار اشتغالزایی میدهد، فردی عمل به اسلام را ملاک شعارهایش قرار میدهد. یکی میگوید من درد شما را احساس میکنم و بالاخره هر کس چیزی میگوید. اما نمیگویند کدام آزادی و چگونه، نمیگویند کدام استقلال و چطور، نمیگویند با کدام سرمایه و به چه روشی اشتغالزایی میکنند، و یا نمیگویند دردی که احساس کردهاند کدام است و دوایش چیست؟
اگر نامزدی بیاید و بگوید برنامه من این است که ظرف ۴ سال در کوتاهمدت و یا درازمدت این کارها را پیش میبرم و منابع آن را میشناسم و موانع را از پیش پا برمیدارم و هر ۳ ماه یک بار گزارش کارهای انجام شده را از طریق رسانهها به اطلاع مردم میرسانم و ماهی یک بار از متخصصین و خبرهها و صاحب تجربهها مشورت میگیرم و پاسخ میدهم به سؤالات شما و هماینک نیز از شما میخواهم به من بگویید چه انتظاراتی دارید تا ببینم از عهده من برمیآید یا نه. آن وقت حرف درستی زده شده و میتوان به این نامزد امیدوار بود و اعتماد کرد زیرا «دو صد گفته چون نیم کردار نیست»
بنویسید شما را پشیمان نمیکنم، بنویسید من این کارهای بزرگ را انجام دادهام و سابقهای موفق در انجام مسئولیتهایی که عهدهدار آن بودهام دارم.
بنویسید جغرافیای وطنم را به خوبی بلدم و تاریخ کشورم را خواندهام و علت شکست و پیروزیها را از دل تاریخ در آوردهام.
بنویسید آنقدر هوش و ذکاوت و صداقت و پاکدامنی دارم که افرادی چون بابک زنجانی، خاوری و امثالهم نتوانند دولت و مجلس را دور بزنند و همه را فریب دهند.
بنویسید و بگویید در زمینه سیاست خارجی، سیاست داخلی، رویکردهای اقتصادی و فرهنگی چه دیدگاه و نظری دارم.
بنویسید و بگویید شیراز را فقط با حافظ و سعدی و تخت جمشید نمیشناسم. بلکه حلبیآبادها، حاشیهنشینان شهر، طبقات اجتماعی و اقتصاد بازار را هم میشناسم و مطالعه کردهام.
بنویسید آنقدر حواس جمع دارم که اگر دولتی آمد و در همان ابتدای کار سازمان برنامه و بودجه را منحل کرد تقاضای استیضاحش را بدهم و محکم بایستم که مگر میشود بدون برنامهای که بودجه مملکت را طراحی و تقسیمبندی میکند، کشور را اداره کرد.
بنویسید و بگویید چه میزان مِلک و املاک و سرمایه دارم که بعد از ۴ سال چه تفاوتی میکند.
بنویسید و بگویید چرا بعد از پیروزی انقلاب اسلامی هر نامزدی آمد و گفت فارس را صاحب کارخانه و توسعه عمرانی و اقتصادی میکنم نتوانست و هر سال از سال بعد بدتر نوشتیم و خواندیم که فارس از قافله پیشرفت و توسعه نسبت به استانهای همسو عقب افتاده و کسی هم کاری نکرد.
بگویید وقتی رهبر معظم انقلاب میگویند حضور حداکثری با هوشمندی، شما چه نقشی در این حضور حداکثری دارید.
به مردم بگویید چند کارخانه را در شیراز و یا فارس میشناسید که تعطیل شده و یا با کمترین ظرفیت کار میکند.
بگویید که چرا بیکاری و اعتیاد و طلاق و فساد در فارس تا به این حد رشد دارد و شما برای رفع این معضلات کدام برنامه علمی و اجرایی دارید.
که اگر چنین کنید مردم بیشتر راغب خواهند شد حرفتان را بشنوند و باورتان کنند که شما مرد میدان این مجلس هستید.
والسلام
- سه شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۴
- سرمقاله

یادداشت “محمد عسلی” ۱ اسفند ۹۴