• print
یادداشت – دوشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۴

مردم چه کسانی هستند؟

اسماعیل عسلی

از جمله پرسش هایی که همواره اذهان دلمشغول به کنش های اجتماعی را قلقلک میدهد، تعریفی است که اینجا و آنجا از مردم ارائه میشود. وقتی تعریف درســتی از مردم داشــته باشیم راحتتر میتوانیــم به تعریف ملت برســیم. گاهی پیش میآید شــخصی مطلبی در روزنامه مینویســد و بــه دنبال آن کســانی خوشــایندی و رضایت خود را نســبت بــه آن مطلب اظهــار میکنند و یا برعکس از نادرســتی آن گلایــه. آیا میتوان چنیــن واکنشهایی را مردمی تلقــی کرد؟ البته در اینگونه موارد میتــوان گفت که طیف هایی از مــردم و منظــور ما از طیــف، طیف فکری و اندیشگانی اســت که چتر فراگیری ندارد. گاهی به دنبال گران شدن نرخ نان یا بنزین زمزمه هایی در کوچه و بازار بر ســر زبانها میافتد و شــاهد  ابراز ناخشنودی کسانی هستیم که مثال در صف نانوایی یا مطب پزشــک و کوچه و بازار هستند.

در ایــن مورد اگر چه میتوانیم از مردم به معنای دقیق کلمه ســخن بگوییم اما بــاز هم عدهای منها میشــوند و آنها کسانی هستند که به دلیل برخورداری و درآمدهای سرشــار، گرانی را حس نمیکنند که بخواهند نسبت به آن واکنش نشان دهند. در عین حال ممکن است افراد برخوردار نیز به عنوان همدردی با مردم آسیبپذیر گلایه هایی از سر دلسوزی داشته باشند. در برخی موارد میبینیم کسانی که حزب و گروه و دســتهای راه انداخته اند و اشخاصی را متناسب با چارچوب های فکری ویژه ای اطراف خودشان جمع کرده اند، حرف و سخن و تکیه کلام چنین گروه هایی را سخن مردم قلمداد میکنند. در این مورد هم باید گفت که این افراد بخشــی از مردم به حساب می آیند نه همه ی آنها. فرض کنید بانک مرکزی میخواهد تغییراتی در نرخ ســود بانکی ایجاد کند و عده ای از متولیان بنگاه های مالی جمع میشــوند و با آن مخالفت میکنند و کسانی از چنین جمعی به عنوان مردم سخن میگویند. اگر مواردی از این دست را بخواهیم در ارتباط با تعریفی که از مردم ارائه میشــود فهرست کنیم، مثنوی هفتاد من کاغذ خواهد شد و به جایی هم نخواهیم رسید. باید اذعان داشــت یکی از چالشهای اساسی در اظهار نظرها، اتخاذ تصمیمهــا، تبیین راهکارها و همچنین ترســیم دورنمای طرحها و برنامهها، اختلاف نظر بر ســر تعریفی اســت که هر کسی از مردم دارد. به راســتی مردم چه کسانی هســتند و ملت چه تعریفی دارد؟ ملت یک واحد بزرگ انســانی را شامل میشود که بر مبنای اشــتراک سرزمین، تاریخ و فرهنگ سامان یافته و شــهروندان آن با محوریت منافع مشــترکی کــه در همگرایــی و تعــاون خود با یکدیگر یافتهاند، سرنوشــت واحدی را برای خود محتوم میداننــد و آنچه آنها را بــه فداکاری و ازخودگذشتگی و همکاری و ترجیح منافع جمعی بر منافع فردی ســوق میدهد، همین سرنوشت مشترک است. مانند کسانی که با وجود اختلافات زبانــی و باورهای درونی و تنــوع قومی در یک کشتی نشستهاند و اختلافات آنها در هر سطحی هم که باشــد عقلا کاری نمیکنند که به کشتی آسیب برســد، چون با غرق شــدن کشتی همه ساکنان آن آسیب میبینند. از ایــن رو افــزودن هر عنوانی بــه مجموعهی شــهروندان یک کشــور که نفیکننــده هویت مســتقل آنها در ارتباط با زبان و قومیت و… باشد با تعریف ملت مغایرت دارد.

گاهی یک شــاعر از آنجایی که ذاتا دوست دارد شعرش مقبولیت عام داشته باشد، طرفداران شعر خود را همهی مــردم میداند. در حالی که چنین نیست و این شخص اگر به خودش زحمت بدهد و کنکاش کند متوجه میشود که درصد معینی از مردم که شــعر را میفهمند و به آن علاقه دارند و ســبک شعری این شاعر را هم میپسندند و به اشعارش هم دسترسی دارند، طرفدار او هستند. در واقع چندین شرط برای اینکه شعرش مورد پسند افتد وجود دارد. از این رو به نظر میرسد اطلاق مردم به اکثریت همهی اقشار و طبقات اجتماعی و فکری و صنفی که به صورت خودجوش و با محوریت دســتیابی به منافع مشــترک، نگاه و رویکرد خاصی را رقم میزنند و تبعات و هزینههای آن را نیز میپذیرند، به صواب نزدیکتر است. گاهی در یــک مناظره بر ســر موضوعی مورد اختلاف، هر دو طــرف مناظره کننده از مردم به عنوان پشــتیبان دیدگاه خود سخن میگویند و شنوندگان را متحیر میکنند. گاهی اوقــات برخی رضایت و یا نارضایتی مردم از یک موضوعی را به تمامی موضوعات تســری میدهند.

مثلا استقبال مردم از یک برنامه تلویزیونی هرگز به معنای رضایت آنها از تمامی برنامهها نیست! اصولا یکی از دلایل وجود ابهام در ارائهی تعریفی درست از مردم ضعف ساز و کارهای ارتباط با مردم است و در این زمینه رسانهها بار سنگینی بر دوش دارند هر چند بایــد بپذیریم که ظرفیت فرهنگی موجود با توجــه به ملاحظات عدیده و اقتضائات ناشی از انسداد نسبی تعاملات فکری و فرهنگی، میدان وســیعی در اختیار رســانهها نمیگذارد تا بتوانند بدون رعایت شــرایط عمومی که سر در آبشــخورهای گوناگون دارد بازتاب دهندهی بی قید و شــرط افکار عمومی باشند و چربش حجم اخبار بر حجم مطالب تحلیلی چنین فرصتی را از آنها میگیرد و تمامی این عوامل دست به دست هم میدهند تا شــاهد ارائهی تعاریف متفاوت و گاه متضادی از مردم باشیم. ناگفته نماند که اگــر نمایندگان مجلس که باید ســخنگوی مردم باشــند، درک و برداشت خود از افکار عمومی را بــدون حذف و اضافه بازتاب دهند، اذهــان بلاتکلیف را بــه تعریف واقعی از ملت نزدیک میکنند و به تدریج شــاهد کاهش چالشها بر ســر ارائه تعریفی درست و حسابی از مردم خواهیم بود. اینکه نمایندگان و کاندیداها در بزنگاه انتخابات اندکی به دیدگاههای مردمی نزدیک میشــوند میتواند تمرین خوبی برای عملی کردن و وسعت بخشیدن به چنین نگاهی در مجلس باشد. پرواضح اســت که درک مشترک از مفهوم ملت کمک شــایان توجهی به توســعهی فرهنگی و به تبع آن توســعه سیاســی و تذبذب در برخی تصمیمگیریهای کلان خواهد بود.

Comments are closed.