در لانه مور شبنمی طوفان است
محمد عسلی
وقتی دولت دهــم یارانه های نقدی را اعلام کرد، در یکی از یادداشــت های آن روز ضمن مخالفت با آن موارد تبعات ســوء آن را گوشزد کردم و با استدلال هم قلمی کردم که نباید بند ناف ملت را هر چند بــه آب باریکی به یارانه های نقدی وصل نمود، به ویژه آنکه موجب تن آســایی و اســتفاده نامعقول از این یارانه در روســتاها شد و دلبستگی به آن بعضی از سرپرســتان خانوارهای معیل را از تلاش بازداشت.اما امروز که بحث حذف یارانه های نقدی بر ســر زبانها افتاده اســت، جا دارد با مطالعه و تأمل به آن پرداخته شــود و آن اینکه حــذف یارانه های ثروتمندان معقول اســت و قابل دفاع به شــرطی که تعریف نسبتا جامعی برای افراد و خانواده های ثروتمند داشــته باشــیم و خطی فقر را با توجه به تورم فعلی و آینده نگری دقیقا مشــخص نماییم و قبل از عمل به خانواده هایی که یارانه شــان حذف میشــود اعلام کنیم تا اگــر مدرکی دال بر تغییر دارنــد ارائه دهند و اگر اشــتباهی رخ داده باشــد اصلاح گردد و عدالت ذبح نشود. مطلب مهمتر اینکه اگر بناست با تورم مقابله کنیم و هدف دولت کاهش تورم فعلی باشــد و مبارزه با گرانی، حذف بعضی از یارانه ها به صورت همزمان ماننــد یارانه بنزین یا نان نه فقــط گرانی و تورم را افزایــش خواهد داد، بلکه تــاش دولت برای اصلاح و بازســازی اقتصــاد را در اذهان عمومی با تردید همراه میســازد.
به ویژه روســتاییان و شهرســتانی هایی که خدمــات و تولیدات خود را در ســبد حمل و نقل میگذارند متضرر شــده و نیــز خریداران شــهری را حتی نســبت به تهیه نیازمندی هایشان با مشکل مواجه خواهد کرد. به قول یکی از افراد روستایی که به دفتر روزنامه آمــده بــود، “در لانه مور شــبنمی طوفان است” این طوفان به هر میزان ناچیز باشد برای مورچگان آسیب رسان است. آن هم در شــرایطی که بســیاری از سرپرستان خانوارها میباید جور جوانان بیکار خود را بکشــند و با دو شیفت کار سخت پاسخگوی نیازهای اولیه خانواده باشند. هر چند همه مطلــع و آگاهند که آثار تحریم ها و کاهش درآمد دولت از محل فروش نفت دســت برنامه ریــزان را بــرای عمران و توســعه و رفع نیازمندیها بســته اســت و به هــر میزان دولت بتواند صرفه جویــی کند در مذاکرات هســته ای دست بالاتری دارد و مجبور نمیشود روی اصول کوتــاه بیاید، اما اگر مدیریــت و نظارت دقیقی بر درآمد ناشی از تولیدات و خدمات باشد و مالیاتها بموقــع و در حد قانونی آن وصول شــوند همانند خیلی از کشــورهای اروپایی و بعضا آسیایی که با درآمد مالیاتی اداره میشــوند، میتوان بسیاری از کمبودها را جبران کرد. مضافا اینکه دولت باید از زیر بار مستخدمینی که تا این حد بار مالی سنگین ایجــاد کرده اند خود را خالص کند و بســیاری را به بخش هــای خصوصی حواله دهــد. کاری که مدتهاســت حرفــش را میزنند امــا عملش را نمیبینیــم. مثلا آموزش و پــرورش دولتی با این همه هزینه چه گلی به ســر مملکــت زده وقتی فارغ التحصیــلان آن قادر به انجــام هیچ یک از کارهای تخصصی و یا فنی نیستند و همه به دنبال پشت میزنشینی بدون توجه به رشته تحصیلی و یا تخصص هستند.
میتوان در ســاختار امور اداری و آموزشی چنان تغییراتی ایجاد کرد که بخش خصوصی با برنامه و نظارت دولتی کارها را انجام دهد و خود پاسخگوی حقوق، بیمه و ســایر مزایای کارکنان و کارگرانی که در بخشهــای دولتی حتی به کمکاری عادت کردهاند باشند. و در پایان این نکته مهم را از یاد نبریم که اقشــار فقیر و ناتوان جامعه نیازمند کار، بهداشت و درمان و آموزش رایگان و نان بخور و نمیری هســتند و دولت جمهوری اسلامی نمیتواند و نباید از انجام آن شانه خالی کند چرا که قانون اساسی این حقرا برای ملت محفوظ داشته است. اینکه شرایطی فراهم کنیم تا در کاهش بیماریها پیشگیریهای لازم صورت پذیرد، مهمترین کاری اســت که دولت برای صرفهجویی در هزینههای بهداشت و درمان و مخارج بیمه باید انجام دهد. نخست اینکه دولت با آلودگیهای زیستمحیطی مقابله کند. دو دیگــر آنکه بر تولیــدات و عرضه مواد غذایی نظارت دقیق داشته باشد. ســه دیگر آنکه وضعیت ترافیک شهرها را سر و سامان دهد. و چهارم با اصلاح و بازسازی جادهها و مراقبتهای ویژه جلوی تصادفات خونین را بگیرد.
به عنوان مثال وقتی ترمز اتوبوسها و کامیونهای وارداتی مشــکل فنی دارد از ورود آنها جلوگیری کند. وقتی یک نفر گواهینامه رانندگی دریافت میکند، حداقل تا یکسال اجازه رانندگی در جادههای خارج از شهر را نداشته باشد. وقتی فروشــندهای مــواد غذایی ناســالم عرضه میکند، پروانه صنفی وی باطل شود. وقتی پزشکی نسخه عوضی به دست بیمار میدهد پروانه پزشکیاش باطل شود. وقتــی اتومبیلی دارای نقص فنی و فرســوده در خیابان ترافیــک یا آلودگی ایجــاد میکند برای همیشه اجازه استفاده از آن نداشته باشد. اگــر دولت بتواند و بخواهد با این معضلات مقابله کند نه فقط میلیاردها تومان در سال جلوی ضرر را میگیرد بلکه جان انسانها و حیات گران آنها را حفظ میکند زیرا اگر تلاش کنیم تا مردم را برای زاد و ولد بیشــتر ترغیب کنیــم که یک ضرورت اســت. اما جوانان ما به انحای مختلف تلف شوند، انگیزهای برای تربیت نسل باقی نمیماند پس اول پیشگیری بعد درمان.
والسلام

یادداشت – سه شنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۴