سلام بر رمضان
محمد عسلی
یادآوری تمرین روزه داری در ۹ سالگی که وقتی گرسنگی توان را از تو میگرفت و تو به توصیه مادر شکمت را در تابستان داغ روی خاک نمدار باغچه میگذاشتی تا آرامش پیدا کنی و ذوق زده میشدی وقتی تشنگی چنان فراموشی میآورد که دهان به روی آب روان میگشودی و خوشحال از اینکه آب خوردن در فراموشی روزه ات را باطل نمیکند و برای افطار با آن تن ضعیف و شکم خالی نان و پیازی بود و آب و دوغ. چرا که اگر آبگوشتی بود برای سحر میبود و نه برای افطار…، آیا تو را از آن حس قرابت پشیمان میکند یا با خود میگویی آن نسلی که چنین فرزندانی تربیت میکردند، منقرض شدهاند و اینک در سایه رفاه تحمل چنین روزههایی برای بزرگان سخت و نشدنی است چه رسد به کودکان…
از آن روزگار که اکثریت خانه ها تلفن و برق نداشتند، بچه ها که بیداری در سحر را با التماس خواهان بودند و آن را تفریح مورد علاقه خود میدانستند حتی برای شست و شوی دست، وضو و یا توالت، بعضا میباید در تاریکی طول حیاط را طی میکردند تا به گوشه و زاویه ای برسند که آن را مستراح میگفتند با آن سازه های عریض و طویلش که گاه کودکان در آن می افتادند و یا حوض های آبی که بچه های بسیاری در آن خفه میشدند. حوض هایی که در زمستان یخ میبستند و در تابستان جلبک و خاکشیر یا جورک میزدند و بدبو میشدند. نه از دستمال کاغذی و امثالهم خبری بود و نه از یخچال و دیگر وسایلی که امروز استفاده از آن برای فقیران و مساکین هم ناممکن نیست. حداقل آنکه اگر آدمهای ۷۰ سال گذشته دوباره زنده شوند و بخواهند در این دوره و زمانه زندگی کنند، آدمهای نیمه وحشی یا بدوی تلقی میشدند و قابل تحمل نبودند.
آری در آن سالهایی که لباس شپش زده بچه ها و بزرگان را روی آتش و بخاری یا اجاق میتکاندند تا شبانه از خارش تنشان عاجز نباشند و یا گرد د.د.ت را به سرشان میزدند تا شپش نزنند که از بوی بد آن سردرد شدید میگرفتند، به نظر میرسد روزه داری در چهار فصل مشتاقانه تر پذیرفته میشد و باورمندتر بود تا به امروز که تمامی امکانات اولیه برای همگان نسبتا فراهم است و کافی است رمضان را باور کنیم و آثار سلامتی تن و روان را بعد از پایان یک ماه تجربه نماییم هر چند در آن روزگار و هم در این روزگار روزه داری بیشتر برای اقشار و طبقات فقیر معنی دار است تا سرمایه داران و ثروتمندانی که توان گرسنگیشان و گرسنه ماندنشان بسیار کم است و به گرسنگی و تشنگی عادت ندارند. اینک ما در شرایطی به رمضان سالم میکنیم که کمبودها و کسری های سفره هایمان را نه با آن گذشته ها و گذشتگان مقایسه میکنیم، بلکه با شرایط عادی روزمره که حداقل نان و آبگوشتی است و متعلقات آن و پلو و چلوهایی که سحرگاهان آماده خوردن میشوند.
و اما بعد. امروز به پاس آنچه داریم و آموخته ایم که دیروز نداشتیم چه بهتر که شاکر خداوند باشیم و به دنبال زیاده خواهیها نباشیم و گرسنگی و تشنگی را از آن رو با جسم و جان درک کنیم و به احساس آریم که بدانیم گرسنگان چه وضع و حالی دارند اگر از تشریفات بکاهیم و درصدد سفره های رنگین نباشیم و صرفا به این توصیه پزشکان قانع نباشیم که چون چاق شده ایم و چهار طبع مخالف سرکشمان به غلظت رسیده اند گرسنگی را تحمل کنیم تا لاغر شویم و هدف این باشد و بعد منتی به خدا که روزه داران خوبی بودیم. سلام ما به رمضان زمانی پاسخ مناسبی خواهد داشت که نه فقط جسم و شکممان در روزه باشد، بل زبان و نگاهمان و حرف و اندیشه مان هم در روزه به درستی و راستگویی و پاک چشمی و نیک اندیشی عادت کنند و از غفلتهای گذشته پشیمان باشند و در خود و خلقت خود بیاندیشند، که اگر چنین شود شاید اجر و پاداشی از آن تحمل سختیها حاصل آید وگرنه زحمت بیرحمتند و راه جانکاه پرمحنت. و در پایان، هدف این نوشتار بازگشت به گذشته و پرهیز از نوآوری و آینده گریزی نیست بلکه یادآوری گذشته ای است که فقر، تحمل سختیها را آسانترمیکند تا غنا و کارآمدی و تحمل کودکان و نوجوانان و جوانان را در برابر سختیها و دشواریها بیمه میکند. چنانکه اکثریت بزرگان دین و دانش و سربازان و سلحشوران ناجی ملتها در برابر چپاول، تاراج و تهاجم بیگانگان از فقر روییدند و از دل فقر شکوفا شدند و به خودساختگی رسیدند. چنانکه سعدی هم بر این باور بود که پیامبر اسلام فرمودند: الفقر فخری. و آن فقر، فقر نداری و بیچارگی نبود و نیست، بلکه سپر نفس زیاده خواه است، نه آنکه:
“شب چو عقد نماز میبندم چه خورد بامداد فرزندم”
آنچه در این میان مهم است و ما آن را به فراموشی برده ایم که گنج پنهانش میخوانند، قناعت است که آن را از روزه داری و عبادت باید حاصل کنیم اگر بتوانیم.
والسلام

یادداشت – پنجشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۴