آنچه شیران را کند روبه مزاج
محمد عسلی
ایستاده ای کنار کوهی که آب تحت فشار سربالا میرود تا آبشاری شود و در سرازیری به زیبایی نظراندازهای مقابل بیافزاید و میبینی که چگونه شیران در قفس بیدست و پا شده و چشم انتظار لاشه ی مردارند، صحرا را بی آب و علف میبینی و بیشه ها را بی شیر، چنانکه روباه ها را مکانی امن است برای به کمین نشستن و دیگر این شعر سعدی را روزآمد نمیبینی وقتی در کتاب فارسی دبستان باید از حفظ کنی:
یکی روبهی دید بی دست و پای فرو ماند لطف و صنع خدای
با خود میگویی عجب زمانه ای است (ادامه…)
