مطبوعات محلی و اما و اگرها
محمد عسلی
به بهانه حضور معاون محترم اطلاع رسانی و مطبوعاتی در شیراز
در سال ۱۳۷۴ که برای دریافت پروانه روزنامه عصر به اداره کل مطبوعات داخلی مراجعه کردم، آقای دکتر انتظامی مدیرکل بود و آقای اشعری معاون مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی. انتظامی را جوانی مصمم، جدی، با انگیزه و بی توقع یافتم و از آن روز دریافتم که در آینده یکی از تأثیرگذارترین مدیران در فرهنگ رسانه به ویژه در مطبوعات خواهد بود. از آن تاریخ تا به اینک که بیست سال میگذرد، رسانه ها و مطبوعات کشور از فراز و نشیب های بسیاری عبور کرده اند و تجربیات زیادی را پشت سر گذاشته تا به دوران اعتدال رسیده اند. هر چند تعدادی از نشریات مطبوعاتی از ادامه انتشار و رقابت بازماندند اما روزنامه ها و مطبوعه های نوظهور دیگری به میدان آمده اند که در این میان بخش خصوصی به دلایلی که ذکر آن از حوصله این نوشتار خارج است نتوانسته با مطبوعات دولتی رقابت کند و در تیراژهای بالا و قابل توجهی مخاطبان خود را حفظ نماید. به جز اندک روزنامه یا هفته نامه هایی که اکثر آنها در تهران منتشر میشود و تعدادی هم در مراکز استانها، استان فارس توانسته در این ماندگاری و رقابت گوی سبقت را از بسیاری استانهای دیگر برباید. این اندیشه واقع بینانه که همه کشور تهران نیست و اخیراً مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هدف گذاری و پیگیری آن را وجهه همت قرار داده اند موجب شده نگاه معاون اطلاع رسانی و تبلیغاتی به کمیت و کیفیت روزنامه های محلی بیش از گذشته باشد که آقای انتظامی اینک این هدف را دنبال میکند.
این مقدمه را از آن رو آوردم تا پیش درآمدی باشد بر اهمیت مطبوعات محلی و میزان تأثیرگذاری آنها در ابعاد فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و نهایتا اجتماعی که روز به روز شاهد تغییر و تحولات شگرفی در آنها هستیم و میطلبد در شرایط جنگ نرمی که بیگانگان فرصت طلب و تمامیت خواه بر ما تحمیل کرده اند، سرباز پاسخگوی جبهه این نبرد عظیم و نرم و آرام باشیم.
و اما بعد. جناب انتظامی، شما که بیش از بیست سال دستی از نزدیک بر آتش عشق روزنامه نگاری دارید! بیش از هر کس میدانید، امروز یک نسخه روزنامه ۱۶ صفحه ای با چه هزینه ای به دست مخاطب میرسد و مدیران و صاحب امتیازان میباید تا چه میزان در جذب آگهی ها و در رقابت ناصوابی که اینک در نرخ گزاریها معمول شده تلاش کنند تا بتوانند از پس هزینه های سرسام آور برآیند و نیز بهتر از ما میدانید که برای پاسخگویی عقلانی و منطقی به مخاطبان و نقد و تحلیل وقایع و حوادث و رویدادها به فکر و اندیشه آزاد و آرامش نیاز است تا رسالت رسانه ای آن هم در جمهوری اسلامی که با قید و محدودیتهای ویژهای همراه است و زبان پاک میطلبد به سرانجام رسد. وقتی تمامی دغدغه دستاندرکاران تأمین مالی و تدارکاتی باشد، کدام فرصت و خلاقیت برای مدیران و دستاندرکاران بخش خصوصی باقی میماند تا به وظایف اصلی و اولیه بپردازند که همانا تحقق بخشیدن به توان رکن چهارم مملکت باشد؟ ناگفته پیداست که علیرغم افزایش نرخ کاغذ و سایر ملزومات چاپ و نیز افزایش حقوق و دستمزد کارکنان و دیگر نیازهای معمول در سالهای اخیر حمایتها با کاهش چشمگیری همراه بوده است که بیشتر ناشی از کمبود اعتبارات و بودجه است.
هر چند کمکهایی که از قبل مرسوم نبوده مانند پرداخت حق بیمه کارکنان از طرف وزارتخانه گره هایی باز کرده است. نکته مهمتر آنکه هزینه تمام شده هر نسخه روزنامه به نسبت دوری و نزدیکی به مرکز به دلیل عدم دسترسی به تجهیزات و امکانات فنی پیشرفته در دیگر نقاط کشور از جمله استان فارس با ۹۰۰ کیلومتر فاصله بیشتر از تهران تمام میشود. هر چند کیفیت و کمیت بعضی از روزنامه ها و هفته نامه هاییکه در استانها منجمله استان فارس منتشر میشوند از بعضی نشریاتی که در تهران منتشر میشوند بهتر و مخاطب پسندتر است و به دلیل ارتباط نزدیک با مخاطب از مقبولیت بیشتری برخوردارند. مختصر آنکه نگاه کشوری میباید بر اساس سابقه، عملکردها، تنوع نشریات یک بنگاه و میزان تأثیرگذاری آن بر مخاطب همراه با تشخیص میزان رسالت و پایبندی به صداقت و درست نویسی باشد. امید که حضور جنابعالی در جمع مدیران مسئول روزنامه ها و سایر نشریات در شهر مقدس شیراز روزنه امیدی باشد برای ایجاد انگیزه بیشتر روزنامه نگاران در ایفای وظایف خود.
والسلام

سرمقاله – سه شنبه ۲ تیر ۱۳۹۴