یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
رمز و راز مهرورزی ایرانیان به حضرت علی (ع)
شاید برای برخی این پرسش مطرح باشد که علاقهمندی ایرانیان به علی (ع) و فرزندانش از کجا سرچشمه میگیرد و این که آیا این محبت دو سویه بوده و ارتباطی به ویژگی ایرانیان نیز داشته است یا خیر؟ برای رسیدن به پاسخ این پرسش ابتدا باید نگاهی هر چند گذرا به اوضاع و احوال ایران و ایرانیان پیش از بعثت و مقارن آن داشته باشیم.
امپراتوری ساسانی با همهی شکوه و عظمتی که داشت به دلیل جنگهای فرامرزی و چالشهای موجود بین شاهزادگان و همچنین فساد درباریان و روحانیون زرتشتی که توجیهکننده وضعیت آشفته ناشی از بیتدبیری امرا شده بودند، ساختاری شکننده و فرسوده پیدا کرده بود.
بر اساس مستندات تاریخی، فرزانگان و آزاد اندیشان ایرانی که همواره در اندیشهی چارهجویی برای اصلاح اوضاع کشور به هر وسیلهای متوسل میشدند نسبت به آیینهای رایج پیرامون ایران بزرگ آن زمان نظیر مسیحیت و بودیسم بیتفاوت نبودند و به برخی از ویژگیهای مسیحیت و بودیسم که به زعم خودشان میتوانست به اصلاح شرایط اجتماعی در ایران کمک کند، علاقه نشان میدادند. ظهور ادیان تلفیقی نظیر مانوی و مزدکی که آمیزهای از زرتشتیگری، مسیحیت و بودیسم محسوب میشدند در واقع تلاشی بود که در این راستا صورت میگرفت. شایان ذکر است که در اواخر دوران ساسانی عملاً فرمانروایی جنوب عربستان به دست ایرانیان میافتد و به مراودات بازرگانی بین ایرانیان و اعراب میانجامد ضمن این که برخی از ایرانیان حقیقتجو نظیر روزبه فارسی (سلمان) با تحمل رنج سفر به دنبال تجربه آیینهای دیگر بودند. از طرفی به دنبال ظهور پیامبر (ص) و دعوت جهانی ایشان عدهای از ایرانیان وابسته به دربار ساسانی که در یمن به سر میبردند مأموریت پیدا میکنند که با پیامبر دیدار کنند و همین اشخاص پس از آشنایی با آیین اسلام نه تنها به گسترش و پذیرش آن یاری میرسانند بلکه از آسیب دیدن آن در جریان ظهور یک پیغمبر دروغین به نام اسود عنسی در یمن و ارتداد برخی اعراب جاهلی جلوگیری میکنند و با علی (ع) که میفرمود: انسانها یا در دین برادرند و یا در آفرینش برابر احساس نزدیکی زیادی میکردند.
شایان ذکر است که پیامبر اکرم حضرت علی (ع) را به مدت ۶ ماه به یمن فرستادند و با توجه به حضور ایرانیان زیادی که اغلب هم از مقامات کشوری و لشکری و باسواد بودند، نخستین آشنایی عمومی ایرانیان با امام علی (ع) در این مدت رقم خورد.
ضمناً برخی از ساکنان عراق که آن زمان جزو سرزمینهای غربی ایران محسوب میشد پیش از فتوحات اسلامی ایمان آورده بودند و به همین دلیل رویدادهای مدینه را دنبال میکردند. به هر حال برخی از منابع تعداد اصحاب ایرانی پیامبر را حدود ۶۵ نفر دانستهاند که تعدادی از آنها موفق به دیدار پیامبر شدهاند و مابقی به توسعه اسلام یاری رسانیدهاند.
ایرانیان ملتی متمدن بودند که اگر میخواستند میتوانستند از نفوذ اعراب به سرزمین خود جلوگیری کنند اما بر اساس آنچه از پیامبر شنیده بودند انتظار داشتند که پس از اسلام آوردن بر اساس آموزههای قرآنی که در آن به برابری انسانها علیرغم نژاد و قبیله و ملیت تأکید گردیده با آنها رفتار شود که متأسفانه اینگونه نشد هرچند برخورد عادلانه علی (ع) با ایرانیان در زمان محدود خلافت و حتی پیش از آن در تقسیم بیتالمال و غنایم و نگاه شایستهسالارانه ایشان به مسلمانان در واگذاری مسئولیتها بذر محبت علی (ع) و فرزندانش در دل ایرانیان کاشته میشود و بعدها سختگیری بنی امیه بر ایرانیان از یکسو و تعارضی که بین بنی امیه و علی و فرزندانش وجود داشت از سویی دیگر به این محبت دامن میزند و آن را استحکام میبخشد به طوری که این آتش مقدس تاکنون نیز خاموش نشده است. ضمن این که نباید از نظر دور داشت که ایرانیان در سایه مرزبندیهای عقیدتی و نگاه درگیرانهای که با خلفای اموی و عباسی داشتهاند موفق شدهاند در جهت حراست از داشتههای فرهنگی و علمی خود نیز تلاشهای مثمر ثمری داشته باشند.
گرایش بخش قابل توجهی از ساکنان عراق و یمن به اهلبیت خصوصاً علی (ع) بیارتباط با حضور ایرانیان در این مناطق نبوده کما این که ایرانیان ساکن یمن اولین گروه غیرعربی بودند که به اسلام ایمان آوردند و سخن معروف پیامبر مبنی بر این که سلمان از اهلبیت است نیز ناظر به استقبال قلبی ایرانیان از اسلام بوده است. پس از پیامبر نیز کسانی نظیر میثم تمار که او نیز ایرانی است به بهای جان از حقانیت اهلبیت دفاع کردند. شاخصترین دانشمندان و عرفای اسلامی نظیر حسن بصری نیز ایرانی هستند، این که پیامبر اکرم (ص) در جایی فرمودهاند اگر دانش در ثریا باشد کسانی از ایرانیان به آن دست مییابند بیانگر شناخت ایشان از علاقهمندی ایرانیان به کسب دانش و نقش آنها در فهم و انتقال اسلام است.
تاریخ گواه صادقی است که ایرانیان اغلب از ابزارهای فرهنگی برای نفوذ فکری و تبلیغ دین بهره گرفته اند کما این که ساکنان اندونزی و مالزی اسلام خود را مدیون بازرگانان ایرانی هستند که از طریق تعاملات فرهنگی و به صورت تدریجی اسلام را برای آنها به ارمغان آوردند و یکی از دلایل رواج اعتدال در رفتار دینی بین مسلمانان شرق آسیا نیز همین است که آنها اسلام را در یک پروسه مبتنی بر تعامل فرهنگی پذیرفتند.
نقش ایرانیان در فروپاشی خلافت اموی و عباسی که رویکردی نژادپرستانه به حکومت داشتند، از نشانههای بارز تعارض ایرانیان با رویکردهای مغایر با آموزههای قرآنی است.
در همین رابطه میتوان سهم برجسته ایرانیان در تحلیل و گسترش معارف اسلامی را نیز تلاشی در جهت شناسانیدن حقیقت اسلام به مسلمانان دانست و همین تلاشهای فکری بود که اجازه نمیداد مشعل اعتراض به ستمهایی که به نام اسلام بر مسلمانان میرفت خاموش شود.
آشنایی ایرانیان با امور دیوانی فراخور یک امپراتوری بزرگ اسلامی خلفا را ناگزیر میساخت که از آنها در بدنه حکومت استفاده کنند و همین امر به شکلگیری تمدن اسلامی با تأثیرگذاری فراوان کمک شایانی کرد.
البته ناگفته پیداست که انشعابها و ایجاد فرقهها و نحلههای فکری گوناگون که بخش عمدهی آن در ایران صورت گرفته صرفاً سر در یک آبشخور نداشته و با افراط و تفریطهایی همراه بوده و بعضاً با آموزههای اصیل اسلامی نیز همخوانی ندارد ولی هر چه بوده میتوان از آن به عنوان واکنشی در برابر ستم خلفای اموی و عباسی یاد کرد. ستمی که هر زمان رخ بنماید نتایج اجتنابناپذیری از این دست دارد.
پیامبر اکرم (ص) نیز در زمان حیات طیبه و پربار خود این موضوع را به اعراب گوشزد کرده بودند که ” الملک یبقی مع الکفر ولا یبقی مع الظلم ” یعنی مراقب باشید که ممکن است حکومت آمیخته به کفر دوام داشته باشد اما حکومت آمیخته به ظلم دوامی نخواهد داشت. یعنی ای قریش، ای بنی امیه و ای بنی عباس و ای بنی هاشم بدانید که هدف از بعثت من این نبوده که در حکومت صرفاً یک جابجایی صورت گیرد بلکه هدف اجرای عدالت است. اما متأسفانه آنها به کنه این سخن حکیمانه پی نبردند و تصور کردند که میتوانند به نام اسلام هر کاری که دلشان خواست انجام دهند و نتیجهی کار خود را نیز مشاهده کردند.
به هر تقدیر گاهی ورق زدن برگهای تاریخ برای این که به راز و رمز برخی رفتارها و اظهار محبتها نسبت به علی (ع) و فرزندانش پی ببریم میتواند چراغ راه ما باشد تا در تأسی به سیره آنان که شایستهسالاری و اجتناب از تبعیض بوده به خود تردید راه ندهیم.
- سه شنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۴
- سرمقاله

یادداشت سردبیر “اسماعیل عسلی” ۱۶ تیر ۱۳۹۴