یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
در جستجوی نشانههای همدلی
همدلی همان احساس هم سرنوشتی است که در تعریف ملت کاربرد اساسی دارد. از جمله نشانههای احساس همسرنوشتی که قاعدتاً باید بین یکایک افراد یک ملت وجود داشته باشد، همگرایی در راستای منافع ملی است، بدین معنا که مردم در اموری که سود و نتایج مثبت آن نصیب همگان میشود، مشارکت میکنند و برعکس از تبانی و همدستی در انجام کارهایی که برای عموم زیانبار است خودداری میورزند. فرض کنید که شخصی میخواهد یک جنس قاچاق را در چند کشور به فروش برساند؛ طبیعتاً او نخواهد توانست در کشوری که مردم به یکدیگر و به دولت احساس نزدیکی میکنند جنس خود را به راحتی و بدون دردسر و به اصطلاح بدون ریسک بالا به فروش برساند. اما در کشوری که مردم، دولت یا نظام را رقیب خود میدانند، فرار از مالیات و عوارض، قاچاق، قانونگریزی و سرکشی مدنی زیاد به چشم میخورد. هر چند رواج چنین رفتارهایی میتواند از رسوبات باقیمانده از نظامها و دولتهای قبلی باشد. به هر تقدیر از آنجایی که تحقق اهداف در برنامههای کوتاهمدت و بلندمدت و افقهای ترسیم شده برای دستیابی به آرمانهای ملی در گرو همراهی همگان است، تقویت احساس همسرنوشتی بین آحاد مردم از اهمیت بالایی برخوردار است. چنین احساسی زمانی همگانی میشود که مردم آثار تلاش دولتمردان و مسئولین و گردانندگان امور را در ابعاد گوناگون زندگی خود مشاهده کنند.
اگر گزارشی واقعی از آمار انواع بزهکاریها، قانونگریزیها، پنهانکاریها، چالشهای مالی و کمکاریها را در بازه زمانی خاصی مورد بررسی قرار دهیم، درمییابیم افرادی که از این دایره بیرون قرار میگیرند، زیاد نیستند و این در حالی است که برخی از سوء رفتارها و عادات نهادینه شده را در چنین فهرستی قرار نمیدهیم. برای مثال کسی که با دریافت پول و یا خوردن یک یا دو وعده غذا به یک نامزد نمایندگی رأی میدهد و موجب میگردد که کاندیدایی از یک شهر میلیونی با چند ده هزار رأی بر کرسی نمایندگی تکیه زند، اطمینان دارد که به این دلیل تحت پیگرد قانونی قرار نخواهد گرفت، هر چند رفتارش ضد منافع ملی است!
بسیاری از اغماضها و چشمپوشیها از خطاهایی که صورت میگیرند نیز مشمول همین قاعدهاند. شما اگر در معابر عمومی آب دهن بیاندازید، احتمال این که مورد اعتراض قرار گیرید بسیار کم است زیرا مردم عموماً در اینگونه موارد بیتفاوت هستند و حتی به نمونههای فاحشتر از آن نیز خو گرفتهاند اما اگر آب دهان شما به جای برخورد با زمین با لباس یک شهروند برخورد کند ممکن است حتی شاهد صحنهی خونباری باشیم. این واقعیتها نشانهی این است که آسیبپذیری منافع عمومی در جامعه ما بالا است و لطمه زدن به جامعه در کشور ما بسیار آسان است و برعکس آن تهدید منافع فردی ریسک بالایی دارد! وقتی ما به سبزیفروشی مراجعه میکنیم و با اشاره چشم و سر به او تفهیم میکنیم که به دنبال میوه خوب با قیمت بیشتر هستیم به این معناست که برای ما مهم نیست تو چه جنسی به دیگران میفروشی و به چه قیمتی!!
در برخی از کشورها که تولید کالای با کیفیت نهادینه شده است، ادارات نظارتکننده بر کیفیت کالاها از نظرسنجیهای عمومی نیز برای نمره دادن به کارخانجات و کارگاههای تولیدی بهره میگیرند، یعنی مردم و نظر آنها را نیز در ارزیابیهای خود به حساب میآورند و سختگیریها به اندازهای است که اگر مشکل کوچکی در بخشی از یک کالای تولیدی صادر شده کشف شود، برای دفاع از حیثیت و آبروی ملی، میلیاردها دلار هزینه میکنند و آن کالا را بازمیگردانند و پس از رفع اشکال و پرداخت خسارت، تحویل میدهند. همدلی یعنی این!
اگر در جامعهای اینگونه جا بیفتد که هر کس باید گلیم خود را از آب بیرون بکشد مسلماً ادارات ناظر بر کیفیت کالاها نیز از این قاعده مستثنی نخواهند بود و چنین تمایلی خواه ناخواه روی کیفیت کنترل آنها تأثیر میگذارد و حتی در مواردی که آنها کار خود را به درستی انجام میدهند، بازجستها، اعمال قانونها، تحقیق و تفحصها و… نیز به تبع شرایطی که بر جامعه حاکم است از آنچنان سرعتی که بازدارندگی بالایی داشته باشد برخوردار نیست.
همهی این موارد نشان میدهد که مسئولین در ایجاد احساس همسرنوشتی بین آحاد مردم موفق نبودهاند. نباید فراموش کرد که هر نظامی در برخی از تنگناهای سیاسی و اقتصادی نیازمند چنین احساسی در بین مردم است. در سال ۵۹ که مردم و نظام شانه به شانه هم در مسیر اعتمادسازی متقابل گام برمیداشتند و شائبهی اشرافیگری، انحصارطلبی و دستاندازی به بیتالمال در سطح کنونی وجود نداشت، شاهد ایستادگی مردمی در برابر ائتلاف ضد ایرانی در قالب جنگ تحمیلی بودیم. برای حصول اطمینان از تکرار چنین صحنههایی دولت نیازمند اعتماد عمومی است. از این رو باید اذعان داشت که همدلی و همزبانی یک مقولهی عینی است که نشانههای آن را باید در رفتارها و مناسبات اجتماعی جستجو کرد نه در سربرگ نامهها! همدلی و همزبانی به مثابه یک مانیفست ملی است که حتی کسی که به زبان فارسی هم آشنایی نداشته باشد باید بتواند آن در همه جا مشاهده کند، نه روی کاغذ بلکه در متن جامعه. ریشههای همدلی را باید در درون و سرشاخههایش را در بیرون جستجو کرد.
نشانههای همدلی و همزبانی را باید در سرعت گردش کارها، قانونمداری، نظم و انضباط عمومی، روانی امور اداری، همراستایی اهداف دولتی با اهداف مردمی و همچنین نشاط اجتماعی و… مشاهده کرد. نشاط اجتماعی را نباید در راهاندازی برنامهها و تولیدات تلویزیونی کمدی خلاصه کرد. نشاط اجتماعی حاصل رضایتمندی مردم از روند امور کشور است.
ممکن است کسانی نگاهشان به نامگذاریها محصور در بازههای زمانی خاصی باشد. در حالی که همدلی و همزبانی باید به بخشی از شخصیت و هویت ملی تبدیل شود. وقتی یک کالای تولیدی بدون عیب و ایراد از کارخانه خارج میشود و با قیمت مناسب به دست مصرفکننده میرسد و در کلیه مراحل تولید نیز هیچگونه غش و تقلبی در آن صورت نمیگیرد، در کنار مهر استاندارد، یک مهر همدلی هم دیده میشود که نمود عینی دارد و آن را میتوان در لبخند رضایت مردم و رشد اقتصاد ملی دید.
همدلی این نیست که مسئولی سخن بگوید و ما سخن او را تأیید کنیم و نام آن را همزبانی بگذاریم، بلکه نشانه درستی سخن او در نحوه زندگی ما هویدا باشد. نه این که هر نهاد و سازمانی پیرامون یک شاخص اقتصادی آماری مخصوص به خود داشته باشند که با آمارهای مردمی و نظرسنجیهای علمی همخوانی ندارد!
همدلی به این معناست که ما نگاه اجتماعی به مقوله آرامش و رفاه عمومی داشته باشیم. چنین نگاهی به این معناست که آرامش را برای همه بخواهیم زیرا اگر همگان از امکانات نسبی برای زندگی برخوردار باشند، تحمل برخی فاصلههای اندک طبقاتی آسان است اما اگر عدهای زیر خط فقر باشند و عدهای برخوردار جو کاشته و گندم درو کرده باشند، آن عده برخوردار دیگر نمیتوانند احساس آرامش کنند، زیرا همواره مرزی برای آستانهی تحمل فقر وجود دارد، طبیعی است که سرقت و دزدی زیاد میشود، زندانها انباشته میشود، پروندهها در محاکم قضایی روز به روز ضخامت بیشتری پیدا میکند و…
ویژگی همدلی ملی به گونهای است که دیدنی است نه شنیدنی و این ویژگی را نباید در جنبههایی خاص جلوهگر دانست. همدلی از قاعدهی ظروف مرتبط پیروی میکند بدین معنا که راهروهای دادگستری، تختهای بیمارستانی، مجالس مشورتی و محافل هنری و مجتمعهای صنعتی و… توجیهکننده یکدیگر هستند. وقتی کارخانجات با تمام ظرفیت کار میکنند، زندانها خلوتتر، طلاق کمتر، فساد کمتر، بیمار کمتر و…
همدلی یک پدیده فرهنگی است که نیازمند زیرساختهای فراوان است و ملتی که دوران گذار را سپری میکند همواره در حال طی مسیر همدلی است نه این که به آن رسیده باشد.
همدلی را باید در قالب یک پروسه چند ده ساله تعریف کرد و برای آن برنامه داشت و از بن دندان معتقد بود که نگاه ابزاری به همدلی برای عبور از یک بحران خودساخته در راستای کاهش چالشهای قابل پیشبینی، سر در آبشخور گونهای سادهلوحی دارد و ممکن نیست. همدلی مانند تندرستی است و همزبانی به رنگ رخساره میماند که هرچند رابطه تنگاتنگی با هم دارند اما همزبانی در سبقت گرفتن چابکتر است و در عین حال از نشانههای همدلی است. عواملی که زمینهساز تحکیم وفاق ملی هستند و مردم این سرزمین را به آینده امیدوار نگه میدارند و این احساس را به آنها میدهند که زیر چتر ملیت ایرانی میتوانند از تمامی حقوق شهروندی برخوردار باشند و زیر سایهی تلاش احساس آسودگی داشته باشند در خدمت همدلی هستند. و چنین روندی تمرینی است تا ظرف چند دههی آینده به قلههای همدلی و همزبانی برسیم.
- دوشنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۴
- سرمقاله

یادداشت سردبیر “اسماعیل عسلی” ۲۲ تیر ۱۳۹۴