یادداشت
محمد عسلی
چگونه از خبرنگاران تقدیر کنیم
بعد از سی سال کار مستمر روزنامهنگاری، امروز بیش از هر زمان دیگری احساس میکنم که خبرنگاران در جامعه ما غریب و ناشناختهاند، دلیل اول پایین بودن تیراژ روزنامهها و نشریات است که آن هم دلایل واضح و مبرهن خود را دارد.
دوم قطع ارتباط خبرنگاران مطبوعاتی و خبرگزاریها با صدا و سیما که در دیگر کشورها معمول نیست.
بسیاری از فیلمهای سینمایی و سریالهای تلویزیونی که بعضاً از سیمای ملی پخش شدهاند و ساخته خارجیهاست خبرنگار در آنها نقش فعالی دارد و به عنوان چشم و گوش مردم یا دولت عمل میکند.
به عنوان مثال خبرنگاران در فیلمهای پلیسی و اکشن نقش پیشقراول پلیس در کشف جرم دارند که در کشور ما به ندرت چنین نقشی را به خبرنگاران دادهاند.
خبرنگاران در روزنامهها و نشریات کشورهای غربی و بعضاً شرقی کاشف فسادهای اداری، مالی، اخلاقی هستند و در آگاه ساختن مردم و مخاطبان در رقابت با یکدیگر از جان مایه میگذارند.
حال وضعیت خبرنگاران را در حوزههای مطبوعاتی خودمان با توجه به شرایط و قوانین دست و پاگیر جز این نمیتوانیم ارزیابی کنیم که بیشتر نگارنده و نویسنده اظهارات مسئولین و مدیرانند. به همین دلیل بسیاری از مخاطبان را راضی نمیکنند.
مثلاً در روزنامهها معمولاً با فقدان تحلیل خبری مواجهیم که میباید قدرت و میزان تیزهوشی و معلومات خبرنگاران را نشان دهد.
در گزارشهای خبری و مصاحبهها کمتر دیده شده مدیران به چالش کشیده شوند و به همین دلیل حسابی برای خبرنگاران حرفهای و روزنامهنگاران باز نمیکنند.
در مواردی مدیران عادت کردهاند به شیوه دستوری و بخشنامهای اظهارات خود را حتی در جمع خبرنگاران بیان کنند و صراحتاً اعلام میکنند، فلان مطلب را ننویسید، یا این مطلب را برای خودتان گفتیم.
در چنین شرایطی که نقد منصفانه و بیغرضانه میتواند به نیروهای امنیتی و قضایی برای پیشگیری از جرایم کمک کند، ما تا چه میزان خبرنگاران را حساس کرده و اطلاعات آماری لازم را در اختیار آنان قرار دادهایم؟
آیا حضور خبرنگاران در محاکم قضایی رسیدگی کننده به جرایمی که جامعه نسبت به علت و انگیزه تحقق آن حساس است ضرورت ندارد؟
آیا خبرنگاران برای اینکه در جایگاه خود باشند و شأن و مرتبت آنان حفظ شود نباید همانند زنگ و آژیر خطر بموقع عمل کنند؟
اگر چنین است بهترین تقدیر، تقویت جایگاه حقیقی آنان است، نه جایگاه فعلی که بعضاً حکم میرزابنویس پیدا کردهاند و خودشان هم چندان لذتی از کارشان نمیبرند.
حساسیت نسبت به وقایع و رویدادهای خسارتبار و انعکاس آنها زمانی یک خبرنگار یا روزنامهنگار را راضی میکند که بتواند در پیشگیری از آن نقش داشته باشد هر چند کم. به همین دلیل است که مطبوعات را قوه چهارم نام دادهاند.
یادمان نرود سربازی که بالقوه توانمندیهایی برای مقابله با دشمن دارد و مدافع خوبی است اگر دست و پایش را ببندیم و سلاح لازم را در اختیارش نگذاریم بیشتر به یک مترسک میماند تا یک سرباز.
امروز خبرنگاران سرباز میدان جنگ روانیاند، همان جنگ نرم و سردی که این روزها گرم هم شده و هر واژه و کلمهای حکم تیری دارد که از لوله اسلحه شلیک میشود.
اگر نوشته خبرنگار صدا نکند، خواننده ندارد. وقتی صدا میکند که دست بگذارد روی درد، روی علتها، روی انگیزهها، روی ندانمکاریها و روی اشتباهات.
حال کلاه خود را قاضی کنیم و از خود سؤال کنیم ما چه انتظاری از خبرنگاران داریم؟
مسلماً شأن هر خبرنگار یا روزنامهنگاری که قلمش سلاح مقابله با شیطان است به میزان تأثیرگذاری در اصلاح روند جامعه بستگی پیدا میکند و تغییری که منافع و عزت ملی را حفظ و تقویت میکند.
خبرنگاران زیادی با به خطر انداختن جانشان در میادین جنگی و تحلیلهایی که از جنایتهای دشمن به نمایش گذاشتند، کار لشکری را کردند و حتی در این راه جان باختند.
از آثار شهادت شهید صارمی خبرنگار سازمان خبرگزاری جمهوری اسلامی همین بس که سالی یک بار نام خبرنگاران بر سر زبانها میافتد و اندک عنایتی در حد حرف و سخن به آنها میشود که اگر همین هم نبود، نامی از آنان در میان نبود.
پس آنچه مهم مینماید، ما باید خودمان جلوی پای خودمان بلند شویم و حرمت امامزاده را به متولی بسپاریم.
به میدان آییم، به وظیفه عمل کنیم، حرفهای باشیم و حرفهای بنویسم به راه صواب که مسیر شجاعت است و تجربهاندوزی است برویم. خود بگوییم قبل از آنکه دشمن بگوید و بر افکار عمومی ما مدیریت کند.
جایزهها به هر میزان باشند و تقدیرنامهها، صوری و از یادرفتنیاند، ماندگاری و عزت ما در تعالی فرهنگ نوشتاری، شفافسازی، صادق بودن و مهمتر از همه احساس مسئولیتی است که مشخص کننده کار ماست. همین
- چهارشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۴
- سرمقاله

یادداشت “محمد عسلی” ۱۴ مرداد ۱۳۹۴