سرمقاله
محمد عسلی
دانشگاه و خبرنگاران
روز چهارشنبه دانشگاه شیراز مراسم تقدیر از خبرنگاران را با اهدای لوح تقدیر و یک شاخه گل در ساختمان مدیریت بر پا داشت.
هر چند در این مراسم عملکرد خبرنگاران و نیز دانشگاه در قبال وقایع و رویدادهای سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی مورد نقد قرار گرفت، اما در این میان ناگفتههایی است که یادآوری آنها در هفته خبرنگار ضرورتی اجتنابناپذیر است.
و اما بعد.
بیش از نیم قرن از عمر دانشگاه شیراز میگذرد، دانشگاهی که شهرت جهانی دارد و در طول دهها سال هزاران متخصص، دکتر، مهندس، ادیب و دبیر و کارشناسان معروفی را آموزش داده و به جوامع داخل و خارج روانه کرده است و بیشک در کشف، نوآوری و ارتقای سطح و عمق دانش و بینش تأثیرگذار بوده است.
دانشگاهی که از دل آن انقلابیون و رجال سیاسی مطرح و انقلابی بیرون آمدهاند و هماکنون نیز صدها دانشجو در این دانشگاه دلمشغول تحصیلات عالیهاند…
با این سوابق و توانمندیها نقش دانشگاه در نقد و ارائه طریق رفع معضلات اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و نهایتاً سیاسی چیست؟
چرا به جز انعکاس اخبار داخلی نقش استاد و دانشجو در رسانهها و ورود به تحلیل مسایل مبتلابه جامعه کمرنگ و بعضاً هیچ است؟
چرا دانشجویان که دارای تحرک، توانمندی و توان اظهار نظر و ورود به اصلاح و بازسازی جامعهاند، چندان انگیزهای برای اظهار نظر رسانهای و مطبوعاتی ندارند و یا اگر دارند، به میدان نمیآیند.
چرا در کتابخانههای دانشگاه و یا در فضاهای مطالعاتی دانشجویان با کمبود یا فقدان روزنامه و نشریات مطبوعاتی مواجهیم؟
پاسخ به این چراها ما را به این مهم سوق میدهد که مدیران و دستاندرکاران فرهنگی دانشگاه خود نیز چندان اهمیتی برای روزنامهنگاران و یا رسانهها قائل نیستند.
شاید به این دلیل است که همان ضربالمثل قدیمی آهسته بیا آهسته برو… مورد نظر است شاید هم مصداق این سخن است که مرا به خیر تو امید نیست، شر مرسان.
درست به خاطر دارم ریاست اسبق دانشگاه علمی کاربردی مرودشت خبرنگار هفتهنامه عصر مرودشت را به دادگاه کشاند که چرا نوشته بود دانشگاهی که در مرودشت دایر است چرا تابلوی آن دانشگاه شیراز است و موارد دیگر که جای بحث فراوان دارد.
نکته مهمی که معمولاً همگی از آن غافل ماندهایم این است که آقایان مسئولین در جلسات خبرنگاران سخنان منطقی، دلچسب و زیبا بیان میکنند، اما بعد از پایان جلسات به ندرت شاهد عملکرد متناسب با آن سخنها هستیم و تغییر و تحولی نمیبینیم.
آیا دانشگاه نباید در خصوص مسایلی چون بیکاری، طلاق، اعتیاد، تکدیگری، جرایم کیفری، برخوردهای خشونتبار اجتماعی و یا عملکرد تفرقهآمیز سیاسی بعضی از مدیران ارائه طریق کند و به دنبال اصلاح و بهبود اوضاع اجتماعی باشد؟
آیا تنها هزینه کردن مبالغ هنگفتی برای کارهای پژوهشی و تحقیقاتی و بایگانی کردن کتابها و جزوهها که تأثیری در روند اوضاع ندارد ما را به مقصد عالی میرساند؟
در جلسه تقدیر از خبرنگاران، ریاست محترم دانشگاه شیراز و نیز آقای کریمی و خانم عظیمیفرد به مطالب مهمی اشاره کردند که باعث خوشحالی است، اما میتوان امید داشت که دانشگاه در تحقق بخشیدن به آن اهداف پای پیش گذارد و در عمل شاهد نقد سازنده و منصفانهای از اساتید، کارشناسان و متخصصان در حوزههای مختلف باشیم؟
- شنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۴
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۱۷ مرداد ۱۳۹۴