یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
گردشگری، جانشین شایسته¬ای برای نفت
بسیاری از دستاوردهای نهفته در گردشگری روی سمت و سوی زندگی مردم تأثیر میگذارد به طوری که از میان انواع سفرها که شامل سفر کاری و اداری، سفر علمی و تحصیلی، سفر تجاری، سفر زیارتی و سیاحتی، سفر پژوهشی و سفرهای اجباری می¬شود، مردم ما عمدتاً با اهدافی مرکب، انواع رویکردها را در سفر دنبال می¬کنند و وجه مشترک تمامی سفرها گردش مالی زیادی به دنبال دارد.
امروزه گردشگری به اندازه¬ای اهمیت پیدا کرده که درآمد اصلی برخی از کشورها به آن بستگی دارد. به طوری که هم دولت از محل جذب توریسم درآمد کسب می¬کند و هم بخش خصوصی. طبیعتاً کشورهایی که از تنوع جذابیت¬های مرتبط با گردشگری برخوردار هستند فرصت¬های بیشتری برای بهره¬گیری دارند.
عنوان ایران کوچک برای فارس از این نظر حائز اهمیت است که در بر گیرنده انواع جاذبه¬های توریستی است، هر چند خشک شدن یک دریاچه آب شیرین و چند دریاچه آب شور از جامعیت این عنوان کاسته است.
پس از پیروزی انقلاب روندی دنبال شد که روی سیاست¬های مرتبط با بحث گردشگری تأثیر زیادی گذاشت. این روند از اصولی پیروی می¬کرد که ریشه در ارزش¬های مورد تأکید نظام داشت اما در عین حال با کج¬سلیقگی¬هایی همراه بود که با دوراندیشی نسبتی نداشت.
در سال¬های آغازین انقلاب دلمشغولی¬های معطوف به تثبیت نظام و متعاقب آن جنگ تحمیلی که جبهه¬ای به وسعت زیاد پیش روی نظام گشوده بود، شرایط مطلوب امنیتی و روانی برای پذیرایی از گردشگران خارجی وجود نداشت و پس از جنگ نیز سود و سودای صاحبان رسانه¬های جهانی تأثیرگذار بر افکار بین¬المللی اقتضا نمی¬کرد که ایران را به عنوان کشوری امن برای گردشگری معرفی کنند و ظرف این مدت ما صرفاً شاهد تردد محدود گردشگرانی بودیم که یا نسبت به فضای حاکم بر ایران حسن نیت داشتند و یا با عزمی که محرک آن کنجکاوی و ماجراجویی و حقیقت¬طلبی بود به ایران سفر می¬کردند. عده¬ای از گردشگران نیز زائرینی بودند که از مناطق شیعه¬نشین کشورهای همسایه به ایران می¬آمدند. ضمن اینکه رویکرد مسئولین کشور در حوزه گردشگری نیز عمدتاً معطوف به سفرهای زیارتی بود که از رهگذر آن سود فراوانی نصیب دولت و بخش خصوصی نمی¬شد و زائران نیز اغلب فاقد توانایی بالا برای خرید و هزینه کردن بودند و بعضاً حتی ترجیح می¬دادند که در مسافرخانه¬های درجه سوم بیتوته کنند. از طرفی شهرهای مذهبی ایران نیز از لحاظ مبلمان شهری و جاذبه¬های طبیعی و گردشگری فراخور چنین رویکردی تجهیز نشده بودند کما این که با وجود گذشت چند سال از نامگذاری شیراز به عنوان سومین حرم اهل¬بیت هنوز مسأله¬ی دسترسی مناسب به حرم احمدابن موسی در رأس مطالبات متولیان امور دینی است تا چه رسد به قم که پس از انقلاب گسترشی بی¬رویه از لحاظ ساخت و ساز داشته و امکاناتی فراخور جمعیت خود ندارد و در این میان تنها شهر مشهد تا حدودی به لحاظ اتصال به منابع مالی حاصل از سوددهی موقوفات آستان قدس مورد رسیدگی قرار گرفته و هتل¬ها و مسافرخانه¬های فراوان دارد.
متأسفانه این نگرش غلط که باشکوه توصیف کردن آثار تمدنی در ایران به منزله نفی شکوهمندی نظام اسلامی است، زمینه¬ساز هجمه¬ای غیرمنطقی نشأت گرفته از تفکری بدوی شد که دود آن به چشم آثار باستانی رفت و به موازات آن شائبه¬ی رخنه¬ی فرهنگ بیگانه از طریق تعاملات گردشگران خارجی با مردم، از انگیزه¬ی مسئولین برای استقبال از فعال¬سازی گردشگری تاریخی و باستانی کاست و نتیجه چنین تفکری به ذهنیتی که رسانه¬های خارجی در مورد نامناسب بودن فضای فرهنگی در ایران ایجاد کرده بودند دامن زد و موجب روایی انواع کم¬نگری¬ها به صنعت گردشگری شد.
غافل از این که باورمندی نسبت به برخورداری یک ملت از پیشینه¬ی تمدنی، پشتوانه¬ای فرهنگی و هویت بخش است که به یک ملت تشخص می¬بخشد. شاهد این مدعا تلاش کشورهای نوخاسته در سده¬های اخیر است که در بن غارها و لابه¬لای تخته سنگ¬ها و پهنه¬ی دشت¬ها به دنبال آثاری از تمدن گذشته می¬گردند و به دلیل فقدان برخورداری از چهره¬های اساطیری و افسانه ای با تولید فیلم¬های پرهزینه به خلق شخصیت¬هایی می¬پردازند که قادر به انجام کارهای خارق¬العاده باشند. در حالی که برخی افراد ارزش این همه نعمت¬های تمدنی و فرهنگی را نادیده می¬گیرند و تصور می¬کنند که نفی مطلق گذشته و ارائه¬ی تصویری یکدست از چهره¬های تاریخی به بزرگنمایی حال و هوا و فضای کنونی می¬انجامد. هر چند اینگونه نگرش¬ها ریشه در سوء استفاده رژیم پهلوی از شخصیت¬های باستانی داشت اما به هیچ عنوان قابل دفاع نیست. این که همه¬ی مورخین و منابع قابل وثوق جهانی کوروش را انسانی دوراندیش و با انصاف و عادل توصیف کنند و ایرانیانی! پیدا بشوند که بگویند چنین نیست را باید از شگفتی¬های درخور تأمل دانست!!
باورمندی نسبت به اقتدار گذشتگان تنها یک مفاخره فرهنگی نیست بلکه گاهی ما برای اثبات مالکیت خود بر تمامی داشته هایمان به آن نیازمندیم. نمونه¬ی بارزش خلیج فارس است که از صدها سال پیش از میلاد مسیح تاکنون به ایران تعلق داشته و نام دریای پارس در منابع و متون تاریخی و حتی نقشه¬های گوناگون که در ایران و موزه¬های خارجی موجود است آمده است. هیچ ملتی را نمی¬توان از گذشته¬اش جدا کرد و تمامی تاریخش را در بازه¬ی زمانی خاصی خلاصه نمود.
پیدا شدن الواح گلی در تخت جمشید که بیانگر وجود قوانینی مدون پیرامون حقوق کارگران بوده آن هم چند صد سال پیش از میلاد مسیح از پیشینهی تمدنی یک ملت حکایت می¬کند و دهان کسانی که پس از سالها بردهداری به ما فخر میفروشند را میبندد.
اگر ما به تعامل و تعاطی افکار معتقد باشیم نباید بگذاریم که تأثیرات فرهنگی یک طرفه باشد به طوری که جوانان ما به سایر کشورها بروند و تحت تاثیر انواع الگوها و نمونه¬های رفتاری قرار گیرند و از این طرف در برابر آشنایی بیگانگان با فرهنگ ایرانی مانع ایجاد کنیم. خوشبختانه صداهایی از شکسته شدن این سد به گوش می رسد
به هر تقدیر رونق گردشگری بزرگترین تبلیغ برای مطرح شدن جنبه¬ها و ابعاد مثبت فرهنگی یک ملت است کما این که ظرف مدت کوتاهی که شاهد رفت و آمد محدود گردشگران خارجی هستیم از موج ایران¬هراسی کاسته شده و روزی خواهد رسید که اشتیاق گردشگران سراسر دنیا برای بازدید از ایران قابل مقایسه با کشورهایی نظیر چین، یونان، هند و مصر باشد. طبیعی است که از این رهگذر مشاغل زیادی نیز ایجاد می¬شود و کارآفرینی صورت می¬گیرد و عزم متولیان میراث فرهنگی برای حراست از سرمایه¬های ارزشمند باستانی راسخ¬تر می¬شود و آنچه از اشیاء و ظروف نفیس تاریخی که در طول چند دهه¬ی اخیر از طریق قاچاق به موزه¬ها و کلکسیونرهای خارجی فروخته شده شناسایی و بازگردانیده می¬شود. بی¬تردید اگر پژوهشگران بی¬غرض ساکن در هر کجای جهان به اهمیت آثار تاریخی و ادبی سرزمین ایران وقوف پیدا کنند حتی ممکن است شاهد راه افتادن نهضت یادگیری زبان فارسی برای مطالعهی بی¬واسطه¬ی این آثار باشیم و گردشگری به عنوان شایسته¬ترین جانشین نفت بر اریکه¬ی اقتصاد ایران تکیه زند. در همین راستا شاهد نظم و قانونمندی بیشتر که از الزامات گردشگری است خواهیم بود و شهرهای گردشگرپذیر با بهرهگیری از عواید این صنعت پرسود از امکانات بهروزتری برخوردار خواهند شد.
- پنج شنبه ۵ شهریور ۱۳۹۴
- سرمقاله

یادداشت سردبیر “اسماعیل عسلی” ۵ شهریور ۱۳۹۴