یادداشت
محمد عسلی
صنعت چاپ در ایران و اما و اگرها
از اولین چاپگر سنگی که به ایران وارد شد و در تبریز نصب گردید تا به امروز بیش از یک قرن و اندی میگذرد، در طول این مدت صنعت چاپ شاهد تحولات شگرفی بوده است. این تحولات هم در دانش مکانیک ماشینآلات و هم در چاپ دیجیتال توانسته روی کمیت، کیفیت، سرعت و ماندگاری تأثیرات شگرفی ایجاد کند به نحوی که با ماشینی شدن زندگی و تأثیر فناوریهای جدید روی زندگی مردم، امروز همه کس در هر جا و به حسب نیاز به تولیدات چاپی نیازمند است زیرا از کپی صفحات شناسنامه و کارت ملی گرفته تا سایر اسنادی که رابطه مالکیت و دارایی را رقم میزنند از زیر دستگاههای چاپ بیرون میآیند.
این تحولات در تولید ماشینآلات جدید چاپ به گونهای با سرعت بوده که انواع و اقسام چاپهای بنر، فلکسی، چاپ افست و لیزر روی سنگ، چوب، فلزات، نایلون، کاغذ و دیگر مواد سخت و سست را سبب شده است.
ایران که یکی از واردکنندگان دستگاههای چاپ در ردههای مختلف و متفاوت ظرف ۷۰ سال گذشته بوده و در ۳۵ سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی توانسته تحولات شگرفی در تولید کارهای چاپی داشته باشد متأسفانه در صنعت ساخت دستگاههای چاپ نتوانسته موفقیتهای شایانی همچون صنایع دیگر مانند اتومبیلسازی، نانو، فرش و امثالهم داشته باشد.
در این میان از کشورهای آسیایی، هند، چین، کره و ژاپن توانستهاند در ساخت دستگاههای چاپ رول و افست تا حدودی زمینه رقابت را حداقل در مقابل غولهای صنعت چاپ جهان مانند آلمان، آمریکا، ژاپن و انگلیس ایجاد نمایند هر چند در برابر تولیدات جدید آنها چندان حرفی برای گفتن ندارند، اما به علت ارزان بودن دستگاههای چاپ هند و چین در کشورهای آسیایی و به ویژه خاورمیانه بازارهایی را از آن خود کردهاند.
بدیهی است در شرایط تحریم بخشی از قطعات دستگاههای قدیمی و نسبتاً قدیمی چاپ در ایران ساخته شد اما قطعات دستگاههای پیشرفته با واسطه، گران و با تأخیر به دست متقاضیان رسیده است که همین موضوع و گرانی مواد اولیه اعم از کاغذ، مقوا، مرکب، زینک و دیگر مواد مورد نیاز چاپخانهها موجب گرانی چند برابری سفارشات چاپ گردید و نتیجتاً اینکه سفارشات چاپی بویژه کتاب با افت شدید مواجه و منجر به کمکاری و بیکاری چاپخانهها گردید.
متأسفانه در پنج سال گذشته که تورم و گرانی به اوج خود رسید بسیاری از چاپخانههای قدیمی و بعضاً جدید دچار ورشکستگی شدند و عطایش را به لقایش بخشیدند.
نکته قابل توجه آنکه هر چند در دو دهه اول بعد از پیروزی انقلاب اسلامی شاهد ورود دستگاههای چاپ پیشرفته افست و رول به کشور بودهایم و استان فارس هم از این تحول برخوردار بوده، متأسفانه در دهه سوم و سالهای اخیر به علت افزایش سه چهار برابری نرخ ارز کمتر کسی مبادرت به خرید دستگاههای چاپ جدید نمود و ما از فناوریهای جدید صنعت چاپ دور افتادیم.
به نظر میرسد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی میباید سرمایهگذاری بیشتری در جهت حمایت از چاپخانهداران به منظور نوسازی ماشینآلات چاپی نماید و برای تشویق و بهبود کار هزینههایی را متحمل شود و امتیازاتی در نظر بگیرد.
و مهمتر آنکه نظارت دقیقتری بر شرکتهای واسطه داشته باشد تا قطعات با نرخهای نجومی به فروش نرسند و واسطهها بیش از حد عرف بر قیمت قطعات، مواد و ماشینآلات نیافزایند.
متأسفانه امروز در فارس و به ویژه در شیراز که بیشترین ماشینآلات چاپ متمرکز شدهاند همه گرفتار بحران بیکاری شده و در رقابتی ناسالم سفارشات چاپی را دست یکدیگر میگیرند و برای خالی نبودن عریضه بعضاً نرخها را تا حد هزینهها و بدون سود پایین میآورند و کار به جایی رسیده که بخش عمدهای از سفارشات چاپی استان به تهران، اصفهان و یا قم ارسال میشود.
علت این اتفاق ناگوار شناور بودن نرخهای چاپ و رکود بازار چاپ است که وزارت فرهنگ و ارشاد میباید برای رفع این معضل تدبیری بیاندیشد.
نخست اینکه چاپخانهداران را از پرداخت مالیات معاف کند.
دو دیگر آنکه ورود دستگاههای جدید چاپ را در شمول معافیت گمرکی قرار دهد.
و نهایتاً ورود مواد مورد مصرف چاپ مانند قطعات، کاغذ، فیلم، زینک و مرکب را نیز از عوارض گمرکی معاف کند تا رونقی در صنعت چاپ و تولیدات چاپی به وجود آید.
و مهمتر آنکه ادارات، سازمانها و نهادهای دولتی سفارشات چاپی را به داخل استان ارجاع دهند.
و اما بعد.
شرح مقدمه طولانی در این خصوص بیشتر به منظور تفهیم این مطلب است که هر حرکت فرهنگی به زیرساختهایی نیاز دارد و عشق و دلبستگیهایی که اگر نباشند تعالی و تحول فرهنگ و پیشبرد آن را مختل میکند.
مسلماً وقتی مردم بیشتر به مطالعه گرایش پیدا میکنند که ابزار آن به سادگی، بدون صرف وقت بیشتر و ارزان به دست آورند.
یکی از ابزارهای مهم مطالعه کتاب است که متأسفانه امروز بسیار گران تمام میشود. همین شرایط نامطلوب بسیاری از مؤلفین و نویسندگان را از ارائه کتابهای جدید به مطبخ چاپ منصرف میکند. نتیجه آنکه ضرر آن بیشتر متوجه متقاضیان خرید کتاب میشود و نهایتاً به افت مطالعه میانجامد که اگر عادت شود دیگر کسی تمایلی به مطالعه کتاب پیدا نمیکند!
پس بجاست اگر بناست وزارت فرهنگ و هنر اسلامی متولی رشد فرهنگ و هنر و ادب باشد راهکار جدیدی بیابد و بازار چاپ ارزان و مطالعه را رونق بخشد. امید که چنین شود.
والسلام
- سه شنبه ۱۰ شهریور ۱۳۹۴
- سرمقاله

یادداشت “محمد عسلی” ۱۰ شهریور ۱۳۹۴