یادداشت
محمد عسلی
آژیر قرمز بازار مکاره آگهینامهها و…
هر بامداد تعداد و تنوع آگهینامههای غیرقانونی که در چهارراههای شهر شیراز به صورت رایگان توزیع میگردند زیاد و زیادتر میشوند.
این وضعیت بحرانساز در شرایطی است که مسئولان اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی به صراحت اعلام کردهاند، توزیع آگهینامههای بدون ضمیمه روزنامهها خلاف قانون و مقررات حاکم بر انتشار نشریات است. اما به نظر میرسد برای پیشگیری از این وضعیت اسفبار که عنقریب به تعطیلی روزنامههای محلی منجر خواهد شد مسئولان با قدرت اجرایی وارد عمل نشده و صرفاً به تذکر بسنده کردهاند.
و ا ما بعد.
همه میدانیم که فروش روزنامه به هر تعداد و با هر تیراژی به بهای اندک فعلی نه تنها مقرون به صرفه نیست، بلکه هزینه تمام شده هر روزنامه در وضعیت فعلی با توجه به گرانی کاغذ، چاپ و سایر هزینههای جاری سه تا چهار برابر بهای تعیین شده است.
پذیرش این ضرر و زیان تا زمانی ادامه حیات روزنامهها را تهدید نمیکند که چاپ سفارشات آگهیها جبران مابهالتفاوت کند.
از آنجا که آگهیها، اعم از آگهیهای دولتی و بخش خصوصی روز به روز کم و کمتر میشوند، رقابتهای غیرقانونی و خلاف عرف متداول سهم آگهی نیازمندیهای روزنامهها را به شدت کاهش میدهد، زیرا آگهینامههایی که با لوگو روزنامههای سراسری بدون ضمیمه روزنامه و به صورت رایگان توزیع میشوند نه تنها با هزینه بسیار کمی تهیه و چاپ و توزیع میگردند، بلکه هیچ مسئولیتی هم در قبال تبعات آن در برابر مسئولین و افکار عمومی احساس نمیکنند و بعضاً ناشناختهاند و چون مبلغ بسیار کمی برای چاپ آگهیها دریافت میکنند و آنها را به صورت تکبرگی و صرفاً آگهینامه و رایگان توزیع میکنند، پوشش بیشتری را ایجاد میکنند و نهایتاً به مرور روزنامههای محلی که هیچکدام دولتی نیستند و از طریق سرمایهگذاری بخش خصوصی ادامه حیات میدهند را به تعطیلی میکشانند.
متأسفانه عدم مقابله ناباورانه اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس و عدم اعمال قانون از جانب مراجع قضایی موجب شده روز به روز تعداد و تنوع این آگهینامهها افزون و افزونتر شوند و عملاً راه بر انتشار قانونی روزنامه بسته شود.
ممکن است مخاطبان گرامی از خود سؤال کنند چرا هزینه انتشار روزنامهها چندین و چند برابر بهای فعلی آنهاست؟ پاسخ این است.
به عنوان مثال روزنامه «عصر مردم» با ۲۰ سال سابقه انتشار در ۱۶ صفحه منتشر میشود که به طور میانگین ۱۴ صفحه آن مطالب متنوع خبری، آموزشی، علمی، اقتصادی، سیاسی، ادبی، ورزشی و فرهنگی است و مابقی آگهیهای دولتی و بخش خصوصی. کارکنان علاقهمند و روزنامهنگاران باسابقه و بنامی این مطالب را به صورت روزانه تهیه میکنند تا خوانندگان با مطالعه هر نسخه مطالب جدیدی را پیش رو داشته باشند. بدیهی است علاوه بر هزینههای چاپ و مواد اولیه هزینههای جاری و خدماتی دیگری که ارقام آنها هم قابل توجهند متولیان و مسئولان روزنامه میباید پرداخت نمایند.
درآمد روزنامه صرفاً از طریق چاپ آگهیها تأمین میشود و اگر حمایتی در کار باشد درصدی از هزینه کاغذ توسط وزارتخانه تأمین میگردد که گاه آنقدر کم و ناچیز است که نمیتوان به طور مستمر امیدی بر آن بست.
درآمد ناشی از فروش هم صرف هزینههای توزیع و پخش میگردد. کشش بازار آگهیها، توجه به پورسانتهای پرداختی هم به گونهای نیست که پاسخگوی چندین روزنامه یومیه در شیراز باشد و به قول شاعر:
«حریف مجلس ما خود همیشه دل میبرد
علیالخصوص که پیرایهای بر او بستند…»
و به تعبیر دیگر کمبود آگهیها جای بحث داشته و دارد مضافاً اینکه ملخوار برگ و بار این درخت نحیف توسط آگهینامهها خورده میشوند و ما را به خشکسالیهای ممتد میبرند.
نتیجه آنکه اگر مسئولان اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس حساسیت بیشتری نشان ندهند و جلوی این انتشارات خلاف قانون را نگیرند در آینده نزدیکی شاهد تعطیلی مظلوموار روزنامههای شیراز خواهیم بود و ورشکستگی آنها که حاصل آن بیکار شدن حداقل هزار نفر در مجموع خواهد بود و محروم شدن خوانندگان از مطالب جدید.
امید که این رنجنامه تلنگری باشد برای خاتمه دادن به وضعیت آگهینامههای غیرقانونی فعلی.
هر چند چاپخانههای استان هم به گونه دیگری گرفتار واسطههای تهرانی، اصفهانی و قمی هستند که بخش عمدهای از هزینههای چاپ سفارشات دولتی را از استان میربایند و هنوز این حساسیت در مدیران بروز نکرده که برای حمایت از چاپخانههای شیراز که بعضاً در شرف تعطیلی و ورشکستگی هستند، سفارشات چاپ را به خارج از استان ارسال نکنند.
والسلام
- چهارشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۴
- سرمقاله

یادداشت “محمد عسلی” ۱۱ شهریور ۱۳۹۴