• print
یادداشت “محمد عسلی” ۱۵ شهریور ۱۳۹۴

یادداشت
محمد عسلی
ایران و اروپا و بحران پناهجویان
ظرف سه دهه گذشته میلیون‌ها پناهجوی افغانی از مرزهای ایران به طور رسمی و غیررسمی گذشته‌اند و در ایران به کار و اشتغال دل‌مشغولند. این سیل مهاجرت که بیشتر جنبه اقتصادی دارد موجب شده ده‌ها هزار افغانی در ایران ماندگار بشوند، ازدواج کنند، فرزند آورند و از جنگ خانمانسوز پنجاه ساله‌ای که افغانستان را به بهانه‌های مختلف به قتلگاه تبدیل کرده در امان بمانند.
علیرغم مصائب و مشکلاتی که بعضی از مهاجرین افغان در ایران به وجود آوردند و حتی بعضاً دست به جرایم کیفری هم زدند، اما ایرانیان با آنها درگیر نشده به آنها کار دادند، روابط حسنه برقرار کردند و درست یا غلط، آشکارا یا پنهانی بعضی از مردان افغانی با دختران و زنان ایرانی هم ازدواج کردند و صاحب فرزند شدند.
و نهایتاً بالاترین و بدترین رفتار مسئولان انتظامی با افغان‌هایی که به صورت غیرقانونی وارد ایران شده‌اند، دستگیری و اعزام مجدد آنها به افغانستان بوده که برای چندمین بار باز آنها از مرزها عبور کرده و به ایران آمده‌اند.
انگیزه افغان‌ها برای ورود و اسکان در ایران بیشتر جنبه اقتصادی دارد و اکثریت آنها پول حاصل از درآمد و کارشان را برای خانواده و فامیل حواله می‌کنند. لذا بخشی از ارزهای مملکت توسط آنها خارج می‌شود و جز کار چیزی جایگزین آن نمی‌گردد. این روند که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون ادامه دارد، حضور کارگران و خانواده‌های افغانی در ایران را روز به روز بیش و بیشتر کرده است.
اما به این اندازه که کشورهای اروپایی از مهاجرین سوری، افغانی، لیبیایی برای ورود به کشورهای اروپایی به تنگ آمده و گرفتار بحران مهاجرت شده‌اند نبوده و چنین سر و صداها و انعکاسی نداشته است. چرا؟
چون پذیرش مهاجران اضافی در ایران هم جنبه انسانی دارد و هم جنبه دینی، گذشته از همسایگی که جای خود دارد، ایران کشوری است که ۸ سال در جنگ تحمیلی بیشترین خسارت‌های مادی و انسانی را تحمل کرده و خود با بحران بیکاری مواجه بوده است اما بی سر و صدا با مهاجرین و پناهجویان افغانی کنار آمد بدون آنکه این عمل انساندوستانه را در بوق و کرنا کند و خود را طلبکار دنیا بداند.
همین اقدام را به جنگ‌زدگان عراقی و بوسنیایی داشته است.
حال چرا اروپا که شامل کشورهای مرفه و صنعتی است و به نیروی کار هم نیازمند است در بحران پناهجویان به درد چه کنم گرفتار آمده و بعضی در این کشورها مانند مجارستان به شیوه‌های ضد انسانی با آنها رفتار کرده‌اند جای بحث فراوان دارد.
تصاویری که این روزها از تلویزیون‌ها پخش می‌شود و حساسیتی که کاربران فضاهای مجازی ایجاد کرده‌اند و مرگ و میرهای ناخواسته‌ای که در دریاها اتفاق می‌افتد و هزاران نفر از پناهجویان به دفعات طعمه امواج خروشان دریاها شده‌اند، یک پیام بیشتر ندارد و آن اینکه جنگ‌افروزان و اختلاف‌افکنان می‌باید مسئولیت چنین فجایع انسانی را عهده‌دار شوند. هم آنان که با فروش اسلحه و تحریک و تشویق کشورهای به اصطلاح دوست به تجاوز و کشتار هم‌کیشان و همنوعان به این مصیبت‌ها دامن می‌زنند می‌باید تبعات این مهاجرت و آوارگی را پذیرا باشند.
اینکه یکی از مسئولان مجارستان اعلام کرد: در آینده مسلمانان مردم ما را اقلیت خواهند کرد، هر چند دیگران او را مسخره کردند، اما چندان هم از واقعیت به دور نیست. زیرا در سال‌های اخیر مسلمانان با زاد و ولدی که در کشورهایی مانند آلمان و اطریش داشته‌اند به مرور جمعیتشان زیاد شده و در یکی از پژوهش‌هایی که در اطریش انجام شده بود و در سال‌های گذشته منتشر گردید پیش‌بینی شده بود که ظرف سی سال آینده جمعیت مسلمانان ۵۰ درصد جمعیت اطریش خواهد شد.
شاید یکی از دلایل اسلام‌هراسی پیشگیری از این رشد جمعیت مسلمانان در کشورهای اروپایی باشد، ناگفته پیداست که بعد از جنگ جهانی دوم که آلمان با کمبود مرد مواجه شد، مهاجرت ترک‌ها به آلمان راهگشای بازار کار و ازدیاد جمعیت شد.
به هر تقدیر کشورهای مدافع حقوق بشر مانند آمریکا و انگلیس که در جنگ‌افروزی و توسعه‌طلبی مهارت دارند می‌باید پاسخگوی این آوارگی‌ها و پناهجویی باشند، زیرا هر آنچه این جمعیت عظیم را علیرغم میل باطنی آواره کرده سلاح‌های پیشرفته‌ای است که با درآمدهای نفتی شیوخ و امیران کشورهای عربی از جمله عربستان، امارات و کویت خریداری شده و بر سر مردمان بی‌پناه یمنی، سوری، عراقی، افغانی و فلسطینی فرود می‌آید و سیاست قدیمی انگلیسی‌ها که تفرقه بیانداز و حکومت کن امروز بیش از هر زمان دیگری عملی شده است و حتی ترکیه هم که عضو ناتو است به تحریک اسراییلی‌ها و ندانم‌کاری سیاستگزاران کج‌فهمشان گرفتار درگیری مرزی شده و اقتصاد ترکیه را به مخاطره انداخته است و بعید است که عربستان بتواند از این جنگ جان سالم به در برد مگر آنکه با آن همه ذخایر ارزی برای سال‌ها بدهکار شود و دوباره از صفر شروع کند. این خواست آمریکا و کشورهای اروپایی فروشنده اسلحه برای رفع بحران اقتصادی آمریکا و اروپاست.
«و اما بعد»
آیا سیل پناهجویان فراری از جنگ در آینده مردم ترکیه را هم در برخواهد گرفت؟
آیا نفت خاورمیانه برای خریداران طلاست و برای دارندگان بلاست؟
آیا دولتمردان کشورهای اسلامی سر عقل خواهند آمد که در دام جنگ‌افروزان نیفتند؟
آیا پناهجوپذیران امروزی در فردا و فرداها خودشان پناهجویان آینده خواهند شد؟
و در پایان، هیچ بعید نیست که تاریخ پاسخ تمامی این سؤالات را آری دهد. به هوش باشیم.

Comments are closed.