• print
یادداشت سردبیر “اسماعیل عسلی” ۶ مهر ۱۳۹۴

یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
ارزش حراست از گنجینه‌ای ملّی
از جمله دلایل ماندگاری ارزش‌های نشأت گرفته از دفاع مقدس عدم وابستگی آن به جناح و گروه خاصی بوده است. آغازگر چنین جریانی نیز حضرت امام (ره) بود که پس از فتح خرمشهر فرمودند “خرمشهر را خدا آزاد کرد” این سخن حساب شده در حالی بر زبان ایشان جاری شد که دشمن به دنبال اعلام چربش سهمیه نیرویی خاص در آزادی خرمشهر بود تا از آن برای ایجاد تفرقه بین نیروهای نظامی استفاده نماید و در بنیان مرصوص نیروهای داخلی رخنه کند. اصولاً زمانی که یک حرکت تاریخی و حماسی و تأثیرگذار بر سرنوشت کشور به جریان خاصی نسبت داده می‌شود، تمامی ویژگی‌های آن حرکت و ارزش‌های نشأت گرفته از آن با سرنوشت آن جریان گره می‌خورد و هرگونه ضعف و فتور یا اوج‌گیری آن جریان روی بزرگنمایی یا کم‌نگری نسبت به آن حرکت تاثیر می‌گذارد و زمینه‌های تحریف‌ها و جرح و تعدیل‌های تاریخی را فراهم می‌آورد.
تنوع آثار به رشته‌ی تحریر درآمده پیرامون دفاع مقدس در قالب رمان، خاطره، نمایشنامه، فیلمنامه، گزارش و همچنین فیلم و گزارش‌های تصویری و مصاحبه‌ها و روشنگری‌های صورت گرفته در این زمینه بیانگر این واقعیت انکارناپذیر است که دفاع مقدس که آیندگان بیش از ما در باره‌ی آن خواهند شنید واکنشی مبتنی بر فرهنگ و باورها و دلبستگی‌های یک ملت بود، واکنش به تجاوزی که هویت یک ملت را نشانه رفته بود.
انتشار تبلیغات مسمومی که به موازات و همزمان با شلیک توپ‌های دور برد عراق صورت می‌گرفت با هدف تحقیر یک ملت بزرگ دنبال می‌شد به گونه‌ای که می‌خواستند از همان ابتدا همه چیز را تمام شده و مقدر گردیده و محتوم وانمود کنند. حضرت امام خمینی (ره) که قدرت منحصر به فردی در خنثی کردن جنگ‌های روانی داشتند در روزهای آغازین جنگ با ادبیاتی که نشان می‌داد آرامش و طمأنینه بر آن حاکم است و هیچ‌گونه انفعالی را برنمی‌تابد فرمودند: “دزدی آمده و سنگی انداخته” و با این سخن آب سردی بر تنور افروخته‌ی ناشی از القائات دشمن پاشیدند و در بازه‌های زمانی دیگری نیز با بیان این که ما برنده جنگ هستیم و یا این که اگر این جنگ بیست سال هم طول بکشد ما ایستاده‌ایم از جایگاه معنوی خود در نزد مردم برای فرو نشاندن امواج تردید که دشمن به دنبال ایجاد آن بود بهره بردند. نتیجه آن شد که ما در حالی که بخش قابل توجهی از خاک کشورمان در تصرف دشمن بود در میدان جنگ روانی احساس پیروزی می‌کردیم.
تشکیل نشست‌های تعیین کننده نظامی در محضر امام (ره) موجب می‌گردید که برآیند و خروجی رایزنی‌هایی از این دست منتسب به تصمیم نهایی مجمعی باشد که هیچ کس شائبه‌ی وابستگی جناحی چنین مجمعی را به مخیله‌اش راه نمی‌داد. طبیعی است سخنانی که در میدان جنگ روانی رد و بدل می‌شود و اعداد و ارقامی که در چنین مجادلاتی بر زبان می‌آید با معیارهای فراخور منازعات تبلیغاتی و روانی مورد ارزیابی قرار می‌گیرد. منازعاتی کلامی که ریشه در شگردهای مرتبط با جنگ روانی دارد.
گزارشی از شبکه ۴ صدا و سیما را دنبال می‌کردم که در آن به تعداد شهدای صنوف و اقوام و مذاهب مختلف اشاره می‌شد و بیانگر این واقعیت انکارناپذیر بود که حتی مسیحیان، کلیمیان و زرتشتیان نیز متناسب با جمعیت خود در جبهه‌های نبرد و پادگان‌ها و رده‌های میانی و لجستیکی ایفای نقش کرده بودند و این منطق یک جنگ تمام‌عیار است زیرا دشمن چنین جنگی را به همه‌ی مردم ایران تحمیل کرده بود کما این که در زمان موشک‌باران و بمباران شهرها نیز متمایز کردن صنوف و شهروندان منسوب به ادیان و مذاهب و اقلیت‌ها جایگاهی نداشت و همه احساس ناامنی می‌کردند.
طبیعی است که در همین راستا، ادای دین نسبت به حقوق شهدا، جانبازان و ایثارگران نیز وظیفه‌ای جهت‌گیری شده به سمت نهاد و سازمانی خاص نیست و اگر نهاد و سازمانی به صورت ویژه به امور شهدا و جانبازان رسیدگی می‌کند، چنین اقدامی به نمایندگی از ملت و با هزینه‌ی ملی صورت می‌گیرد که چارچوب‌های قانونی آن در مجلسی شکل گرفته از اراده و آرای ملی به تصویب رسیده است.
هنگامی که به تعریف ملت رجوع می‌کنیم درمی‌یابیم که هم‌سرنوشتی وجه اشتراک تمامی شهروندان یک کشور است. زمانی که یک کشور مورد هجوم همه‌جانبه قرار می‌گیرد تمامی مؤلفه‌های تشکیل دهنده و تضمین کننده‌ی این هم سرنوشتی به مخاطره می‌افتد و همین امر توجیه‌کننده همبستگی ملی در برابر هر گونه تهاجم خارجی است اعم از این که چنین تهاجمی در قالب نظامی صورت گرفته باشد و یا فرهنگی و اقتصادی، ضمن این که باید اذعان داشت که جنگیدن بدون عقبه‌ی لجستیکی و اقتصادی امکان‌پذیر نیست و در گرو مشارکت تمامی صنوف و طبقات اجتماعی است و بزرگترین سند برای اثبات مردمی بودن مقاومت همه‌جانبه این است که ایران بدون برخورداری از حمایت تسلیحاتی خارجی توانست با اتکا به حمایت‌های گوناگون مردمی مقاومتی ۸ ساله را محقق سازد.
پر واضح است که گسترش چنین نگاهی به تمامی زوایای جنگ و ابعاد گوناگونش، تضمین‌کننده ماندگاری ارزش‌های نشأت گرفته از آن است و سرمایه‌ی هنگفتی است که پشتوانه هویت و موجودیت و تمامیت ارضی کشور است. بی‌تردید ارزش حراست از این گنجینه‌ی ملی معادل تمامی هزینه‌های مادی و معنوی است که در جریان جنگ صرف کردیم و چه بسا بیشتر از آن.

Comments are closed.