یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
غدیر نماد شایستهسالاری است
برخی از مناسبتهای تاریخی اگر چه در تقویمها به یک روز محدود شدهاند اما تاریخی را در دل خود جای دادهاند. غدیر از جملهی این مناسبتهاست که برای ما شیعیان تداعی کننده بیش از ۱۴ قرن تاریخ مبارزه در مسیر شایستهسالاری است. این که چرا ایرانیان بیش از سایر ملل اسلامی روی این موضوع پافشاری میکنند ارتباطی به جغرافیای این مرز و بوم ندارد بلکه به درک و معرفت آنها از اسلام برمیگردد که پایههای آن بر شایستهسالاری نهاده شده است. این که در قرآن کریم گفته شده “خداوند خود بهتر میداند که رسالت پیامبری را در کجا قرار دهد” بیانگر این حقیقت است که اسلام از مرحله ابلاغ تا تثبیت و نهادینه شدن در اذهان و قلبها تا مرحلهی اجرا باید بر اساس شایستهسالاری باشد. پیامبر اکرم (ص) در طول عمر پربرکت خود تلاش طاقت فرسایی برای جا انداختن این اصل غیر قابل انکار به خرج دادند. به طوری که حتی اگر چنین ماجرایی هم در تاریخ رخ نداده بود، جای خالی آن بر اساس زیرساختهای معرفتی اسلام و آموزههای قرآن احساس میشد و همواره این سؤال وجود داشت که چگونه میشود خداوند در مورد ابلاغ کننده وحی و تبیینکننده رسالت و تنظیمکننده فرامین الهی با سنت این همه حساسیت داشته باشد که تشخیص آن را صرفاً در حیطهی اختیارات خود بداند اما در مورد کسی که بناست پس از پیامبر مجری قرآن و تطبیق دهنده اقتضائات زمانه با کتاب و سنت باشد روی شایستگیاش تأکیدی نداشته باشد.
در جای جای قرآن کریم بارها از خرد و اندیشه و تعقل و تدبیر و عاقبتاندیشی و دانش به عنوان مؤلفههای فهم و تشخیص درست از نادرست سخن رفته و طبیعی است که ما انتظار داشته باشیم حاکم اسلامی و مجری احکام الهی از جهت برخورداریهای علمی و قدرت معنوی در اوج باشد تا بتواند رفتاری از جنس رفتار پیامبر داشته و توانایی هدایت امت اسلامی را داشته باشد.
اصولاً یکی از دلایل رویکرد ایرانیان به اسلام وجود شاخصههایی بوده که دسترسی به نمونههای آن در سایر ادیان رایج در آن زمان به دلیل تحریفها و انحرافها امکانپذیر نبوده و شایستهسالاری یکی از این شاخصههاست. کشف این ویژگی به گوهرشناسی ایرانیان که در آن زمان پیشتاز در عرصهی معرفت بودهاند باز میگردد. کما این که ایرانیان ساکن عراق کنونی و همچنین ایرانیان ساکن یمن که از موقعیت بهتری برای آشنایی با آموزههای اسلامی برخوردار بودهاند نقش بیبدیلی در تبلیغ و انتشار دین اسلام ایفا کردهاند و تعریف پیامبر از ایرانیان و این بیان والای ایشان که اگر علم در ثریا باشد کسانی از اهالی پارس به آن دست مییابند نیز ناظر بر این واقعیت است.
متأسفانه آنچه موجب گردید شایستهسالاری به عنوان جوهره ماجرای غدیر مورد غفلت قرار گیرد، گسترش دامنهی اختلافات شیعیان و سایر مذاهب اسلامی در موضوعات فرعی بود وگرنه ماجرای غدیر چیزی نیست که با کتاب و سنت و اجماع و عقل همخوانی نداشته باشد. در داستان غدیر بحث بر سر نامها و خویشاوندیها و نسبتها نیست بلکه بحث بر سر توانایی و معرفت و تقوی است.
حتی در همین زمانهای که ما زندگی میکنیم اگر در یکی از کشورهایی که شهروندانش از اهل سنت هستند قرار باشد انتخاباتی در نهایت سلامت برگزار شود معرفت و توانایی و تقوی از شاخصهای اصلی انتخاب اصلح خواهد بود.
اگر چه حرکت پیامبر در روز عید غدیر خم با سنتهای رایج در جامعهای قبایلی و مبتنی بر اصل شیخوخیت همخوانی نداشت و اقدامی مغایر با عادات اجتماعی آن عصر به حساب میآمد، اما با وجود هزینههای زیادی که پیامبر برای آن پرداخت لازم و ضروری بود.
اختلافات شکلی رایج پیرامون نحوه وضو و نماز و برخی اختلافات کلامی و اختلاط برخی از عادات و باورهای بومی و جغرافیایی با مذهب و برخی از داوریها و نگرشهایی که در طول تاریخ شاخ و برگ پیدا کردهاند موجب گردیده که داستان غدیر به جای آنکه در کانون وجه تمایز شیعه قرار داشته باشد در ردیف یکی از صدها موضوع مورد مناقشه قرار گرفته است.
ما با تاریخ مشکلی نداریم و پذیرفتهایم که نهایتاً این خواسته خداوند و پیامبر (ص) محقق نگردیده و خلفای راشدین با معیارهایی که با ظرفیتهای اجتماعی و فرهنگی آن زمان همخوانی بیشتری داشته رهبری جامعه اسلامی را در دست گرفتهاند و علی (ع) نیز به اقتضای شرایط و در راستای حراست از موجودیت جامعهی نوبنیاد اسلامی سهم تأثیرگذاری در رایزنیها داشتهاند و بسیاری از توفیقات به دست آمده در بازه زمانی نیم قرن اول نیز به همین همگراییها و حرکت بر محور وحدت باز میگردد.
اما باید اذعان داشت که جامعهی اسلامی حق بازنگری در وقایع تاریخی برای افزایش قدرت تصمیمگیری پیرامون مصالح امت را دارد و موضوع غدیر بیشترین کمک را به چنین رویکردی میکند. کما این که مشکل فعلی جامعه اسلامی نیز فاصلهای است که آنها از شایستهسالاری دارند. کافی است ما نحوهی اداره برخی از کشورهای عربی را که حکومتی مبتنی بر شیخوخیت دارند و به سنتهای نهادینه شده در لایههای گوناگون اجتماعی پایبندند داشته باشیم تا درک کنیم که این مشکل در جوامع اسلامی پس از ۱۴ قرن هنوز هم لاینحل مانده است. غدیر یک روز نیست یک فرهنگ است، غدیر برای تعیین سرنوشت یک نفر مطرح نشده بلکه برای تعیین سرنوشت یک امت بوده است. غدیر آبشخوری نیست که تنها مسلمانان را سیراب میکند بلکه بسیاری از غیرمسلمانان نیز میتوانند با تکیه بر شایستهسالاری نه تنها در عرصههای حکومتی و سیاسی بلکه در تمامی زمینهها به توفیقات بزرگی دست یابند کما این که در برخی از موضوعات در این عرصه از ما پیشی گرفتهاند. غدیر یک عید جهانی است و کسانی که تلاش میکنند داستان غدیر را در قبیلهی بنیهاشم و در نسبتهای خویشاوندی با پیامبر محصور کنند به خطا میروند. غدیر مانند پرچمی است که هزاران پرچم دیگر را به آن آویختهایم و آن قدر به برخی از اختلافات شکلی دامن زدهایم که نه تنها برای غیرشیعیان بلکه برای برخی شیعیان نیز قابل رؤیت نیست.
ما باید به جهانیان تفهیم کنیم که تشیع یعنی شایستهسالاری و با ادبیاتی با سایر مذاهب سخن بگوییم که بتوانند رد غدیر را با نشانیهایی که میدهیم در قرآن پیدا کنند.
آیا واقعاً مذاهب اسلامی از روز غدیر در هزاران موضوع با یکدیگر اختلاف داشتهاند و به خون هم تشنه بودهاند و یکدیگر را تکفیر میکردهاند. چرا باید اجازه داد که دولتهای استثمارگر که در عمل شیعه و سنی را با یک چوب میرانند و به دنبال چپاول آنها هستند هر روز به اختلافات دامن بزنند.
اینجاست که احساس میشود ما باید به غدیر بازگردیم و از همان جایی شروع کنیم که پیامبر حرف پایانی خود را بر زبان آورد یعنی شایستهسالاری، غدیر نماد شایستهسالاری است.
باید اذعان داشت که بهترین تبلیغ برای جا انداختن مسئله غدیر این است که ما بر اساس شایسته سالاری عمل کنیم و با توفیقاتی که در همه عرصه ها به دست می آوریم توجه دنیا را به خود جلب کنیم و زمانی که راز و رمز موفقیت ما را جویا شدند بگوییم ما بر اساس فرهنگ غدیر و شایسته سالاری به اینجا رسیدیم.
- پنج شنبه ۹ مهر ۱۳۹۴
- سرمقاله

یادداشت سردبیر “اسماعیل عسلی” ۹ مهر ۱۳۹۴