• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۱۲ مهر ۱۳۹۴

سرمقاله
محمد عسلی
از نیروی انتظامی و مردم چه انتظاری داریم؟
فردا مصادف است با ۱۳ شهریورماه که روز نیروی انتظامی نامیده شده، لذا بهانه‌ای پیش آمد تا بدین مناسبت نقدی داشته باشیم از عملکرد نیروی انتظامی فارس و توصیه‌هایی برای رفع تنگناها و موانع پیش رو.
نیروی انتظامی یا پلیس پیوسته تکیه‌گاه امنی برای مردم است، مردمی که زیر سایه امنیت و آرامش می‌خواهند به یک زندگی سالم و به دور از دغدغه‌ها معمول به کسب و کار بپردازند و یا روزگار را در خانه و خیابان یا کوچه و بازار بگذرانند.
معمولاً در کتاب‌های درسی پایه‌های اول دبستان اکثر کشورها، آموزگاران و دست‌اندرکاران تعلیم و تربیت کودکان را با پلیس و علائم راهنمایی آشنا می‌کنند و خانواده‌ها نیز به کودکان سفارش می‌کنند اگر در بین راه با مشکلی مواجه شدید به پلیس بگویید تا کمکتان کند.
اخیراً در فضاهای مجازی عکسی از یک کودک دبستانی چاپ شده بود که پلیس سوئد بند کفش او را می‌بست و آن پسربچه به پلیس گفته بود: «مادرم گفته اگر مشکلی داشتی با پلیس در میان بگذار حالا می‌خواهم بند کفشم را ببندی…» و پلیس با تواضع و خونسردی بند کفش آن پسربچه را می‌بست که این صحنه شکار عکاس شده بود.
اگر اعتماد و اطمینان به عملکرد پلیس در این حد باشد که تکیه‌گاه کمک و یاری و امنیت تلقی شود، این پلیس ستودنی است و می‌باید از حرمت و شأن ویژه‌ای برخوردار باشد. هر چند نیروی انتظامی و پلیس ما شبانه‌روز در زحمت و تلاشند تا امنیت شهرنشینان و روستاییان را حفظ و تثبیت کنند. اما ما هنوز با بعضی از کشورهای پیشرفته اروپایی و بعضاً آسیایی در این روابط فاصله داریم. علت این فاصله برمی‌گردد به چند عامل مهم که اگر همه به آن توجه کنیم و فرهنگ تعاملات و روابطمان را بالا بریم شاهد ارتباط و اعتماد بیشتر با پلیس و نتیجه مقبول‌تری خواهیم بود.
و اما عوامل مهم عبارتند از آنچه یک شهروند می‌باید در رابطه با پلیس بداند.
یکم، پلیس نیروی موظف تعلیم دیده‌ای است که تلاش می‌کند با بر هم زنندگان امنیت، قانون‌شکنان، متخلفین و ستیزه‌گران با قانون برخورد کند. این برخورد گاه با تذکر و توصیه یا جریمه همراه است و گاه با قدرت قهریه برای دستگیری. بستگی دارد به اینکه شدت عملکرد خاطیان در چه سطحی باشد. حال اگر مردم در این موارد به پلیس کمک کنند، راه تخلف را مسدود می‌کنند و هر کس ناظر دیگری است. همانند مردم کشورهای اروپایی که اگر یک غریبه‌ای در همسایگی آنها سکنی گزید فوراً به پلیس خبر می‌دهند و یا اگر جرم مشهودی را دیدند، فوراً خبر می‌دهند.
ولی اگر در جاده‌ها با روشن کردن چراغ به رانندگان روبرویی خبر دادیم که از سرعت خود بکاهند زیرا پلیس در فاصله نزدیک آنها کمین کرده، یعنی به متخلفین کمک کرده‌ایم. معمولاً کسی دزد را فراری نمی‌دهد و یا از یک گرانفروش حمایت نمی‌کند و یا اگر بداند که در خیابان راه رفتن کار زشتی است هر چند خلاف قانون نیست در خیابان راه نمی‌رود.
متأسفانه روزانه شاهد بعضی تخلفات عادت شده در پیاده‌روها، میادین، چهارراه‌ها و خیابان‌ها هستیم که هم به عدم جدیت پلیس برمی‌گردد و هم به بی‌توجهی عابران و رانندگان و همین بی‌توجهی‌ها عادت شده است که به تراکم و شدت ترافیک اتومبیل‌ها در خیابان‌ها دامن می‌زند.
تخلفات رانندگی در جاده‌ها و خیابان‌ها هم نوعی زرنگی تلقی می‌شود که علاوه بر اعتراض دیگر رانندگان که بعضاً به جر و بحث و دعواهای توأم با خشونت و بعضاً قتل و جرح منجر می‌شود به تصادفات و خسارت‌های مالی و جانی بی‌شماری هم تبدیل می‌شود.
آیا راهی جز همکاری با پلیس و انتظار مداخله جدی از نیروی انتظامی برای مقابله با خاطیان سراغ داریم تا شاهد امنیت بیشتری باشیم؟
آیا برای مقابله با قاچاقچیان مواد مخدر و یا فروشندگان کالاهای قاچاق که اقتصاد کشور را بیمار کرده‌اند جز با همکاری مردم و مسئولیت‌پذیری پلیس برای اصلاح امور راه به جایی می‌بریم؟
آیا با سرمایه‌گذاری بیشتر برای تربیت پلیس کارآمد و خوب و آماده‌سازی تجهیزات مدرن و پیشرفته برای مقابله با خلافکاران و خاطیان که امنیت عمومی جامعه را به هم می‌زنند یک فرصت مطلوب برای ایجاد و امنیت بهتر و بیشتر ایجاد نکرده‌ایم؟
اگر هست پس باید پلیس از چنان توان و اقتداری برخوردار باشد که علاوه بر حقوق و مزایای مکفی ‌شأن و مرتبه او در جامعه حفظ شود و نگاه همه ما به پلیس نگاه توأم با رضایت، احترام و امنیت باشد. تحقق چنین هدفی یک همکاری دو طرفه را طلب می‌کند.
یکم، تغییر رفتار بعضی از بی‌تفاوت‌ها و یا کج‌فهمان.
دوم، جدیت و کارآمدی بیشتر پلیس برای نشان دادن اعتماد و قاطعیت در اجرای قانون چنانکه پزشک و پلیس را یک وجه اشتراک است که می‌توان آن را در این شعر پرمحتوای سعدی به گوش جان سپرد:
«درشتی و نرمی به هم در به است
چو رگزن که جراح و مرهم‌نه است…»
و یا این شعر معروف:
با بدان بد باش با نیکان نکو
جای گل گل باش و جای خار خار
والسلام

Comments are closed.