یادداشت
محمد عسلی
چه کسی پاسخگوی مرگ نخبگان در مِناست؟
سالها باید که تا یک کودکی از روی طبع
عالمی گردد نکو یا شاعری شیرین سخن
هر چند مرگ حیات دوم انسانهاست و خواه از عمر دل سیری باشد یا نباشد میآید و وقتی آمد تدبیری نیست تا از آن پیشگیری کنیم، اما مرگ دستهجمعی زائرین در خانه امن خدا را نمیتوان به قضا و قدر نسبت داد، آن هم زائرینی که در شرایط یکسان، اما در سنین مختلف به علت ضعف در برنامهریزی، بیتوجهی و بیتفاوتی مأمورین سعودی و دیگر مسئولین کمتجربه یا بیتجربه، مظلومانه و ناخواسته، تشنهکام و پابرهنه ناباورانه به آنان تحمیل شد. در این میان هستند شخصیتها، عالمان، مهندسین و نیروهای مدیریتی مفیدی که سالها برای تربیت، آموزش و کسب تجربهشان زحمات بسیار کشیده شده و هزینههای هنگفتی دولت و ملت پرداخت کردهاند.
جان همه از دست رفتگان عزیز، اما عزیزتر و مفیدتر جوانانی بودهاند که بعضاً چشم امید کشور و ملتی را به دنبال خود داشتهاند و مصداق این بیت بودهاند:
از شمار دو چشم یک تن کم
وز شمار خرد هزاران بیش
چه کسی پاسخگوی بیتدبیری کسانی است که نادانی و بیتوجهی آنان چنین فاجعه عظیمی را رقم زده است؟
چرا سعودیها از وقایع سالهای گذشته عبرت نگرفتهاند و در هر سالی به بهانهای عدهای از حاجیان در دام بیتدبیری و عدم برنامهریزی صحیح آنان میافتند و پاسخگو هم نیستند؟
مگر این مدعیان متولی که مدام خدمات و زحمات مأموران خود را در بوق و کرنا میکنند تافته جدا بافته و از جنسی مافوق بشرند که سالیان درازی است بر اریکه قدرت عربستان تکیه زده و پادشاهی موروثی را یدک میکشند؟
تا کی مسلمانان جهان باید چنین افراد مسئولیت ناپذیری را تحمل کنند؟
آیا با چنین رویداد و وقایعی حرمت خانه خدا و قداست کعبه و مدینه خدشهدار نمیشود؟
اگر این فاجعه عظیم در واتیکان یا یکی از مکانهای مقدس اروپاییان رخ میداد، مسیحیان تماشاگر بودند و آن را به قضا و قدر نسبت میدادند؟
آیا تلفات جنگهای خانمانسوز عراق، افغانستان، سوریه، لیبی، یمن، فلسطین، مصر، پاکستان، تونس و اخیراً ترکیه کم نیست که در خا نه خدا هم شاهد فوت دستهجمعی هزاران نفر از زائرین مظلوم از کشورهای اسلامی باشیم؟
چه بر سر مسلمانان آمده که از یک طرف با اسلامهراسی و تبلیغات رسانهای غرب بر علیه مسلمانان و باورهایشان چوب تکفیر و تحقیر بر سرشان فرود میآید و آنها را تروریست میخوانند و از جانب دیگر گرفتار تفرقه و جنگهای داخلی شدهاند تا دستشان به سوی دشمنانشان برای حمایت دراز شود و فوج فوج فراریان از خانه و کاشانه یا در دریاها طعمه طوفان و غرق قایقها میشوند و یا در پشت سیمهای خاردار ترسان و لرزان تسلیم شرایط بد زندگی در کشورهای اروپایی میشوند؟
آیا دارالاسلامی وجود دارد تا همه مسلمانان در آن احساس امنیت کنند؟
آیا اتحادیه کشورهای عربی با آن یال و کوپال و همهمه توانسته زمینه وحدت را در بین کشورهای اسلامی ایجاد کند؟
آیا کشورهای نفتخیز عربی که طلا و دلار از سر و کولشان بالا میرود دست پناهجویی را گرفتند تا در کشورشان احساس امنیت کند؟
این آیاها و هزاران اما و اگرهای دیگر که تاکنون هیچ مسئولی بدانها پاسخ نداده حکایت تلخ آینده را یادآور میشوند؟
چه کسی تضمین میکند که مراسم حج سالهای آتی بدون چنین وقایع تلخی به پایان رسد؟
گُردان دانش و تجربه و مدیریت و پاکدامنی در واقعه مِنا به اسم قضا و قدر از دست ما رفتند، چه کسی تاوان نان آوران خانواده آنها را میدهد؟
چه کسی پاسخگوی ضعفهای مدیریتی است از کاروانداری گرفته تا عملکرد سعودیهای خدانشناس که بیتفاوت از این فجایع عظیم میگذرند؟
چرا در میان زائرین فوت شده سهم ما بیشتر از دیگران است؟
آیا اگر همه با هم در یک مسیر حرکت نمیکردند ما شاهد تلفات کمتری نبودیم؟
به نظر میرسد، مسأله حج میباید در ابعاد مختلف آن مورد کارشناسی قرار گیرد و به صورت فنی برای آن برنامهریزی شود.
در اینکه با توجه به شواهد و مستندات گوناگون مسئولین سعودی مقصرند شکی نیست اما ما نباید به این سادگی در تله آنها بیفتیم.
فکری دیگر بیاندیشیم و از این وقایع ناگوار پیشگیری کنیم؛ حتی اگر به بهای نرفتن تمام شود.
چرا که:
«سالها باید که تا یک کودکی از روی طبع
عالمی گردد نکو یا شاعری شیرین سخن
قرنها باید که تا یک سنگ اصلی ز آفتاب
لؤلؤیی گردد بدخشان یا عقیق اندر یمن»
والسلام
- سه شنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۴
- سرمقاله

یادداشت “محمد عسلی” ۱۴ مهر ۱۳۹۴