• print
یادداشت “محمد عسلی” ۲۳ مهر ۱۳۹۴

یادداشت
محمد عسلی
سلام بر محرم
دلخسته از ستم ستمگران و دل‌آشوب از جنایات جانیان مردمانی‌اند که در هر نقطه‌ای از این خاکی که زمینش می‌خوانیم ستمدیدگانی را زیر مهمیز و تعصب و خشونت و تکبر تماشاگرند و محرم روایت قدیمی اما نو به نو مقابله جهل و کفر و نفاق و دشمنی با حق و عدالت و آزادی و خداباوری است.
صورت باطنی نمایش واقعه کربلا در واقع بازتاب فطرت آزاد آدمی است که با مظلومین و ستمدیدگان همدلی و غمخواری می‌کند، صورت ظاهر که شکل عزاداری‌ها را به روش‌های مختلف نشان می‌دهد وسیله‌ای برای ابراز حالت آن باطن و عکس‌العمل فطرت انسان‌های حق‌محور و عدالتخواه است.
دیروز پیامکی از یک همکار قدیمی برایم ارسال شد بدین مضمون «خوش به حال کسانی که زنجیر نمی‌زنند، اما زنجیری از پای گرفتاری باز می‌کنند؛ سینه نمی‌زنند، اما دردمندی را از غم و آه نجات می‌دهند؛ اشک نمی‌ریزند، اما اشک از چهره انسانی پاک می‌کنند؛ سفره نمی‌اندازند، اما نان از سفره کسی نمی‌برند»
ظاهر این مطلب مخالفتی با عزاداری و یادکرد واقعه کربلا ندارد، اما خطاب نویسنده به کسانی است که صورت ظاهر را با ریاکاری حفظ می‌کنند، اما باطنشان تراوشی و طراوتی برای انجام کار خیری و یا مقابله با فقر و گرسنگی و ظلم و جور ندارد.
و اما بعد:
آنچه از محرم و واقعه عاشورا نصیب ما شد، به واقع یک فرهنگ است. فرهنگ نهضت امام حسین (ع) تمامیت مکتب و مذهب ما را به تصویر می‌کشد و در ابعاد مختلف قابل طرح، تحلیل و بررسی است.
هیچ تغییر، تحول، انقلاب و یا فرهنگ دیگری قادر نیست آثار این فرهنگ را از ذهن و زبان و باور مردم ما و دیگر شیعیان جهان پاک کند. زیرا حق‌طلبی، عدالتخواهی، آزادیخواهی و مقابله با ستم و ستمگران و جهل و تعصب و خرافه یک اصول پذیرفته شده باطنی و خواسته فطرت آدمی است هر چند در میان ملل و مذاهب مختلف به شکل و شیوه‌های متفاوتی بروز می‌کند.
اگر روزی روزگاری در عهد عتیق پهلوانانی چون کاوه آهنگر و آرش کمانگیر پیدا شدند و افسانه آنها زبان به زبان به ما رسیده به این دلیل باعث افتخار و پذیرفتنی‌اند که ظلم‌ستیز و حق‌طلب بوده و با ستم و ستمگران جنگیده‌اند.
امام حسین (ع) و یاران و پیروانش نیز در شرایطی سخت و ناگوار و با تفاوت‌های بسیار در برابر ناراستی‌ها، کجی‌ها، کوردلان و فریب‌خوردگان به انحای مختلف ایستادگی کرده بعد از آن که حجت را بر تمامی لشکریان یزید تمام کرده‌اند، جنگ نابرابری به آنان تحمیل شده زیرا زیر بار بیعت با ستمگران نرفته‌اند، این عمل خداپسندانه را که نامش «مرگ باعزت بهتر از زندگی با ذلت است»، گذاشته‌ایم که در نهایت شهادت نام گرفته.
اگر ما وارث این خون‌ها و شهیدان والامقام نبودیم، چه بسا فرهنگ، اندیشه و تفکرمان متفاوت و حتی در مقام دفاع از باورهایمان هم بن‌مایه دینی و مذهبی محرک و سرنوشت‌ساز نمی‌داشتیم.
پس هر آنچه صورت ظاهر و یا شکل یک یادآوری و نمایش است فرع بر صورت باطنی آن است و ما باید به این نکته هم بیاندیشیم که از محرم چه توشه‌ای اندوخته‌ایم و فرهنگ باورمندی خود را تا چه سطحی ارتقاء داده‌ایم.
بلی می‌توان در اصلاح نحوه و روش بازتاب واقعه کربلا و شکل عزاداری‌ها تغییراتی داد، اما نمی‌توان خودجوشی عامه مردم برای بیان احساسات و باورهایشان را محصور و محدود و بخشنامه‌ای کرد. چنانکه در طول ۵۰ سال سلطنت پهلوی‌ها، دولتمردان آن زمان نتوانستند مقابل این فرهنگ بایستند و یا آن را کانالیزه کنند.
این سخن بدان معنی نیست که در ایام محرم هر کس به هر شکل و به هر نحوی آزاد است بیان احساسات کند که موجب رنجش روح و روان مردم شود، مانند قمه‌زنی که تمامی بزرگان دین و مسئولین مملکتی آن را منع کرده و بعضاً حرام اعلام کرده‌اند.
تظاهرات به معنای ورود عامه مردم به صحنه برای بیان احساسات و تمایلات مذهبی خود سالیان درازی است با سینه‌زنی و یا زنجیرزنی همراه بوده است که به شیوه افراطی و زجرآور آن پسندیده نیست، اما به صورت معتدل، منظم و باوقار همراه با نوحه‌سرایی‌های بامعنی و زیبا که حاوی پیام عاشوراییان هست خود نمایش هنرمندانه و باورمندانه پیروان آن امام همام است.
روایت‌های تاریخی از واقعه کربلا هم می‌باید با مطالعه و منطبق با واقعیات باشد زیرا در اذهان مخاطبان به ویژه کودکان و نوجوانان می‌ماند و بعدها سینه به سینه نقل می‌شود.
مداحان و وعاظ برای تحریک احساسات نباید به هر نکته یا گفته غیرواقعی زبان بگشایند. زیرا ذخایری که از ادبیات محرم در اختیار ماست آنقدر غنی است که نیاز به گزافه‌گویی ندارد.
متأسفانه آنچه امروز دشمنان اسلام و شیعیان برای مخالفت با دین و آیین ما دنبال می‌کنند، تصویر و نسخه‌برداری از صورت‌های ظاهری مراسم و یا گفته‌هایی است که نمی‌توان از آن دفاع کرد.
پس به هوش باشیم بهانه به دست بهانه‌جویان ندهیم و فرهنگ عاشورایی‌مان را ناب و اصیل به نمایش گذاریم زیرا نام حسین (ع) یا ابوالفضل در باور ما کاربردی بسیار بالاتر از بمب اتم و سلاح‌های کشتار جمعی دارد. آنچه ما را در جنگ تحمیلی نسبت به دشمنان شاخص کرد، مقاومت‌مان بود و این مقاومت بن‌مایه‌هایی از نهضت امام حسین (ع) و مبارزات سایر ائمه (س) داشت که در باور رزمندگان ما نهادینه شده است.
والسلام

Comments are closed.