یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
غور در ژرفای نهضت حسینی
از جمله ویژهگیهای ماه محرم این است که چهرهای متمایز از ایران به جهانیان ارائه میدهد به طوری که اگر فردی خصوصاً غیرمسلمان در چنین فصلی قصد گشت و گذار در این سرزمین را داشته باشد متوجه تغییر رنگ کوچه و بازار میشود و این وجه تمایز برای او در دهه اول محرم نمود بیشتری دارد. به طوری که حرکت دستجات عزادار و گونههای متفاوت سوگواری را از لحاظ شکلی شاهد خواهد بود. خطبا و مداحان در مجالس و محافل با شور و التهاب خیرهکنندهای مردم را به نوحهسرایی و همراهی دعوت میکنند. ادا کنندگان نذر و نیاز و هیأتها با راهاندازی دستجات و برپایی تکیهها محل استقرار خود را به کانون گردهمایی مردم تبدیل میکنند و محلهمحوری، دستجات عزادار را به رقابتهای کمی و کیفی در برگزاری آیین سوگواری سوق میدهد و تأثیر خرده فرهنگها در نحوهی عزاداری با تنوعی همراه است که عدهی زیادی از مردم را به تماشا میکشاند هر چند اشتراک احساس برگزارکنندگان آیینها و تماشاگران، ایجاد مرز بین این دو را دشوار میسازد. چرا که تماشای مراسم سوگواری صرفاً به نگاه ختم نمیشود بلکه تماشاگران اعم از زن و مرد و پیر و جوان و خردسال با حمل نمادها و نشانههایی که بازتاب دهندهی همگامی آنها با دستجات سوگوار است، حرکتی یکپارچه را در راستای بزرگداشت یک مناسبت تاریخی مهم به نمایش میگذارند. اگر در این میان کسی از خود نپرسد که این همه شور و التهاب برای چیست، تمامی آنچه در این بازهی زمانی شاهد آن هستیم در همین آیینها و سوگواریها خلاصه میشود اما اگر کسی در این میان از خود بپرسد که چرا مردمی پس از گذشت قریب ۱۴ قرن از یک نهضت اینگونه به کوچه و خیابان سرازیر میشوند و به صورت خودجوش و با هزینهی شخصی، بیرقهای سیاه را به اهتزاز در میآورند آنگاه به دنبال پاسخی منطقی جوابهایی را دریافت خواهد کرد. حال اگر چنین پرسشی به همگان تسری پیدا کند بیگمان منهای آنچه تحت عنوان عزاداری از آن یاد میکنیم، طرحها و برنامههای دیگری نیز به ذهن خلاق آنها خطور خواهد کرد که میتواند به متمایز شدن چهره ایران نه تنها در ایام محرم و دههی اول بلکه در طول سال منجر شود. پرسش اصلی این است که فلسفهی قیام امام حسین (ع) چه بود؟ بیگمان پاسخ را باید از پیشوای نهضت دریافت کرد. ایشان نیز با صراحت به این پرسش پاسخ دادهاند و فرمودهاند که من برای امر به معروف و نهی از منکر قیام کردهام. اینجاست که پرسش بعدی جوانه میزند و مردم میپرسند امر به معروف و نهی از منکر یعنی چه؟ در اینجا باید پاسخ را از قرآن دریافت کرد زیرا امر به معروف فرمان دادن و مطالبه کردن حق و نهی از منکر نهی کردن به منزلهی ایستادگی در برابر باطل است!
حق یعنی هر چیزی در جای خود، حق یعنی شایستهسالاری، حق یعنی حاکمیت مناسبات مبتنی بر فرمان خدا در میان آحاد مردم، حق یعنی پاسخگو بودن مسئولین و… در مجموع حق آن چیزی است که تأمین کنندهی امنیت روحی و روانی مردم در دنیا و آخرت است و به آنها آرامش میبخشد و از آنجایی که باطل نقطهی مقابل حق است تکلیف آن نیز روشن میشود.
به راستی چگونه میتوان چهرهی یک جامعهای که دم از حسینابن علی (ع) میزند را در مقایسه با سایر کشورها متمایز کرد؟ با مبنا قرار دادن هدف ایشان از نهضت، یعنی این که همه اهل امر به معروف و نهی از منکر باشند البته به شرط این که چنین امر مهمی را در موضوعاتی خاص محدود نکنیم که بدترین ظلم در حق امر به معروف و نهی از منکر همین است که آن را به اموری خاص محصور و محدود کنیم.
امر به معروف یعنی این که همگان حق دارند در برابر آنچه نارواست واکنش نشان دهند و مطالبه کننده حق باشند؟ حال اگر همین موضوع امر به معروف و نهی از منکر را بخواهیم به زبان امروز برگردانیم معنایش این میشود که در یک جامعهی حسینی همگان باید شاهد گردش آزاد اخبار باشند و امکان دسترسی به اطلاعات مرتبط با عملکرد مسئولین برای همگان فراهم باشد، زیرا تنها در چنین شرایطی میتوان امر به معروف و نهی از منکر کرد. ما اول باید بدانیم در کشورمان چه میگذرد تا سپس بتوانیم در مورد حق یا باطل بودن آن قضاوت کنیم و به دنبال آن واکنشی فراخور شأن و جایگاه یک مسلمان داشته باشیم. در حالی که نه تنها مردم عادی بلکه حتی اصحاب رسانه که وظیفهی آنها اطلاعرسانی و تنویر افکار عمومی است با مشکل دسترسی به اطلاعات از روند امور کشور مواجه هستند!
گاهی برای مردم این سئوال پیش میآید که رسانهها در مدتی که امثال بابک زنجانی مشغول غارت بیتالمال بودند چه میکردند؟ جای تأسف است در کشوری که صدها روزنامه و مجله و دهها شبکه تلویزیونی و رادیویی دارد و نهادهای گوناگونی نیز بابت نظارت بر حسن روند امور کشور بودجه و هزینه دریافت میکنند، کسانی پیدا میشوند که همهی آنها را در بیخبری میگذارند و کار خودشان را میکنند و این در حالی است که ما در دنیا هر ساله باشکوهترین مراسم را در بزرگداشت نهضتی برگزار میکنیم که بزرگترین شعارش امر به معروف و نهی از منکر است!! درست شبیه زندگی کسانی که لولههای بزرگ استخراج نفت از کنار روستای آنها میگذرد و در عین حال زیر خط فقر زندگی میکنند؟
بیشتر مردم به دلیل این که نشانی غلط به آنها دادهاند تصور میکنند که امر به معروف و نهی از منکر ویژه کسانی است که مشکل حجاب و معضلات ظاهری دارند و چنین وظیفهای هم بر دوش کسانی است که در خیابانها گشت میزنند و برای چنین کاری استخدام شدهاند. در حالی که بار اصلی امر به معروف و نهی از منکر بر دوش آگاهترین و فرهیختهترین افراد کشور است.
در کشور ما کسانی هستند که بینی خود را جراحی میکنند در حالی که سرطان معده دارند. اما این را در آینه میبینند و آن را نمیبینند!!
اگر از فردی که کار رسانهای میکند بپرسند میگوید: امر به معروف و نهی از منکر بزرگترین پشتوانه برای قانون دسترسی به اطلاعات و آگاهی مردم از روند امور کشور است. قانونی که ظرف سالهای گذشته چالشهای زیادی را پشت سر گذاشته و به جایی هم نرسیده و نتیجهی این بیتوجهی نیشخندهای بابک زنجانی به متن دادخواست و اتهاماتش است. به راستی چه دلیلی دارد مردمی که پیرو امام حسین (ع) هستند مورد تمسخر امثال بابک زنجانی و خاوری قرار گیرند؟
با تأمل در ژرفای نهضت حسینی درمییابیم که فلسفه عزاداری امام حسین (ع) زنده نگه داشتن انگیزهی نهضت اوست و انگیزهی نهضت امام حسین (ع) نیز چیزی جز امر به معروف و نهی از منکر نیست و تحقق امر به معروف و نهی از منکر نیز در گرو فراهم بودن مقدمات آن است. رسانهها وقتی به اطلاعات دقیق و جزیی دسترسی نداشته باشند نمیتوانند افق پیش روی مردم را روشن کنند و گزارشگری خوب و مصاحبه کنندهای مناسب باشند و در برابر مسئولینی که اطلاعات غلط میدهند خلع سلاح شده به حساب میآیند. از این رو به نظر میرسد نمایندگانی که پیگیر اجرای قانون حق دسترسی به اطلاعات هستند وظیفه دارند این موضوع را در چارچوب بحث امر به معروف و نهی از منکر دنبال کنند. بدون تردید حق دانستن، بزرگترین دستاورد نهضت حسینی است. امر به معروف و نهی از منکر امام حسین (ع) نیز بر اطلاعات و آگاهیهای دقیق از عملکرد حکومت اموی استوار بود. این امیدواری وجود دارد که انشاءالله با وجود برخورداری این ملت از گنجینهی امر به معروف و نهی از منکر تحت لوای نهضت حسینی مردم خصوصاً اصحاب رسانه در راستای تحقق این واجب الهی با مشکل ابزاری مواجه نباشند.
- شنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۴
- سرمقاله

یادداشت سردبیر “اسماعیل عسلی” ۲۵ مهر ۱۳۹۴