• print
یادداشت “محمد عسلی” ۷ دی ۹۴

یادداشت
محمد عسلی
محمد (ص) پیامبر صلح و حُسن خُلق
فردا سالروز تولد پیامبری است که با کفر و جهل و جور یک تنه مقابله کرد و سختی‌های بسیاری را تا پای جان تحمل نمود.
پیامبری که صلح و دوستی و مهر و مهرورزی را تبلیغ کرد و طوایف بادیه‌نشین عرب را حُسن همجواری و برادری آموخت.
پیامبری که حُسن خُلق و روش نوعدوستی و تعاون را در میان امت خود نهادینه کرد.
پیامبری که بر جهالت و تعصب کورکورانه مُهر بطلان زد و نوباوگان دختر را از زنده به گور شدن نجات داد.
پیامبری که دفاع مشروع در برابر تجاوز، ستم و ستمگری و زورگویی را جهاد در راه خدا خواند و عشق به زندگی سالم را وجهه همت امت خود کرد.
پیامبری که راز حیات و اسرار کائنات را در قالب آیات الهی در معرض تعمّق خردمندان قرار داد و خدای واحد، توانا و علیم را شناساند تا بت و بت‌پرستی و جهل و خرافه از باورها زدوده شوند و انسان‌ها تکیه‌گاهی را عبادت کنند که خالق راستین و وجودی عظیم و شریف است.
و اما بعد:
فردا ۱۴۳۷ سال از تولد پیامبر اسلام (ص) می‌گذرد و مسلمانان جهان چنین روزی را مبارک می‌دانند و به جشن و شادی می‌نشینند.
متأسفانه یادآوری این تولد فرخنده برای مسلمانان و دیگر مردم جهان در شرایطی است که به نام اسلام و به نام پیامبر اسلام رفتارهای غیراسلامی و ضدانسانی تبلیغ می‌شود و روزانه صدها نفر بی‌گناه به دست مدعیان فریب دهنده و فریب خورده کشته می‌شوند و اسلام‌هراسی را بیش از هر زمان دیگری دامن زده و تبلیغ می‌کنند.
حضرت محمد (ص) که منادی صلح و دوستی بود اینک جز نام او با جنگ به رویداد دیگری گره نمی‌خورد.
پیامبری که کودکان را عزیز می‌داشت و حتی در زمان بعثت که به تحریک پدرانشان در کوچه و بازار به او سنگ می‌زدند و دندانش را می‌شکستند مورد محبت قرار می‌داد، اینک مدعیان دروغین پیروی از او، به نام داعش، کودکان بی‌گناه را مقابل مادرانشان سر می‌برند و سر آنها را به سوی آنها پرتاب می‌کنند و تأسف‌بارتر آنکه تمامی این جنایت‌ها را به نام اسلام و پیامبر اسلام (ص) انجام می‌دهند.
این توحش و بی‌رحمی و تعصب و تجاوزگری در عصری که اسلام در نقطه نقطه زمین جای پایی باز کرده و مریدان بسیاری به خود جلب نموده جز از جانب دشمنان اسلام و برنامه‌ریزی‌های آنان برای اسلام‌هراسی مورد حمایت نیست.
دشمنان اسلام همان کرم‌های درون سیبند که گرچه اسلام به ظاهر زیبا و سالمی را به نمایش می‌گذارند، اما از درون محتوی و معنویت آن را می‌خورند و خود را درون رفتار به ظاهر اسلامی‌شان پنهان می‌کنند.
این وابستگان و دلدادگان به دلارهای نفتی که حمایت‌های اربابان اسلام‌ستیز را تکیه‌گاهی امن تلقی می‌کنند غافلند که اگر به جایگاه یزید و معاویه هم برسند و بر سرزمین‌های بسیاری حکومت کنند در خشم مسلمانان ذوب خواهند شد و خود در گوری خواهند خفت که برای دیگران کنده‌اند.
اسلامی که به هر بامداد، مسلمانان را با اراده و باور خود از خواب بیدار می‌کند و به نماز و نیایش وامی‌دارد بی‌آنکه پلیس یا داروغه‌ای در کار باشد، اسلامی که با گذشت ۱۳۹۴ سال شمسی از دیگر ادیان زنده‌تر و پویاتر با کفر و جهل و جور مبارزه کرده و از فراز و نشیب‌های سخت تاریخی سرافراز و پویا بیرون آمده مسلماً بیدی نیست که به بادهای موسمی داعش و طالبان و سلفی‌های بی‌خرد و جاهل بلرزد و از پای درآید.
این رفتار خشن و تعصبات کورکورانه و فریب دهنده‌ای که به نام اسلام تبلیغ می‌شوند و حساسیت جهانی را برمی‌انگیزند گرچه اسلام‌هراسی را تشدید می‌کنند اما مانند قطرات کم‌حجم آبی هستند که در اثر تلاطم امواج به داخل کشتی بریزند، کشتی نجات مسلمانان که همان قرآن است، این امواج را از خود دور می‌کند و به راه خود ادامه می‌دهد همانگونه که تاکنون چنین بوده است.
و در پایان این مختصر، ما مسلمانان راهی جز تبعیت از قرآن و عترت نداریم که رستگاری ما در گرو باور ماست، نباید در برابر تهاجم ناجوانمردانه و فریبکارانه دشمنان سست شویم و گوهر اسلامی‌مان را به فراموشی بریم تا به تاراج زراندوزان رود و دستمان از داشته‌هایمان خالی بماند.
همین داشته‌های ایرانی اسلامی است که کشور، ملت، فرهنگ و باور ما را در طول تاریخ حفظ کرده‌ است. حال اگر اسلام و اسلامیت را از آن منها کنیم با کدام پشتوانه فرهنگی ادبی می‌خواهیم زبان گویا و فرهنگ رفتاری داشته باشیم هر چند باور اسلامی ما چونان گوهری صیقل خورده و شفاف است و جای تردید و تشکیک در آن نیست و با باورهای دیگر قابل قیاس نیست.
اتحاد، برادری و همزیستی مسالمت‌آمیز سه رکن و سه پایه محکم همگرایی و وحدت ماست. تفرقه‌افکنی، فرقه‌گرایی و چندقطبی کردن جامعه رخنه در دیوار سدی است که ذخیره حیاتی ما را حافظ است. اعتصام به حبل‌الله یک مبنا بیشتر ندارد و آن وحدت است. همان روشی که پیامبر اسلام (ص) بدان حُسن، جهان گرفت.
چنانکه حافظ هم به نیکی سرود:
حسنت به اتفاق مِلاحت جهان گرفت
آری به اتفاق جهان می‌توان گرفت
پیامبر اسلام (ص) نخست دروازه دل‌ها را با کلید مهرورزی گشود و سپس در آنجا ماندگار شد.
دروازه دل‌ها با خشونت و بگیر و ببند بسته و سفت می‌شوند و با محبت و مهر گشوده می‌گردند همانکه خداوند در توصیف پیامبر اسلام فرمودند: «انک لَعلی خُلق عظیم» [به راستی که تو دارای خلقی بسیار بزرگ هستی]
والسلام

Comments are closed.