• print
یادداشت سردبیر “اسماعیل عسلی” ۹ دی ۹۴

یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
هر انتخاباتی به منزله‌ی یک گام
هر چه به تاریخ برگزاری انتخابات مجلس شورای اسلامی نزدیک می‌شویم، تلاش نامزدهای نمایندگی برای شناساندن خود و جلب نظر و آرای مردم بیشتر می‌شود و از سویی دیگر مردمی که بناست در این انتخابات شرکت کنند نیز بی‌علاقه نیستند که از دیدگاه‌های نامزدها پیرامون موضوعات مختلف آگاه شوند.
بی‌گمان مردم به صنف‌ها و طبقات گوناگون اجتماعی تقسیم می‌شوند و چه بسا بخواهند از دیدگاه نامزدها پیرامون حقوق و جایگاه صنف و طبقه‌ی خود آگاه شوند. شاغلین در بیمارستان‌ها علاقه‌مند هستند که نظر نامزدها پیرامون موضوع خصوصی‌سازی در بهداشت و درمان و استخدام نیرو یا طرح پزشک خانواده را بدانند، کارکنان مخابرات و برق و آب و شهرداری‌ها و کسبه و تجار و بازرگانان و پیشه‌وران و کارمندان و فرهنگیان و کارگران واحدهای صنعتی و رانندگان و… همه و همه بیش از هر چیز به دغدغه‌های مربوط به صنف و طبقه‌ی خود اهمیت می‌دهند. مسلماً در بازه‌ی زمانی محدودی که برای تبلیغات در نظر گرفته شده امکان برقراری ارتباط با طبقات و صنوف گوناگون وجود ندارد، رسانه‌ها از جمله صدا و سیما و نشریات نیز ظرفیت محدودی دارند و با تهیه بروشور و جزوه و اطلاعیه نیز نمی‌توان با مردم رابطه‌ی متقابل برقرار کرد، زیرا سخن گفتن یکسویه و شعار دادن تأثیر زیادی ندارد بلکه باید به پرسش‌ها و شبهات مردم نیز پاسخ داد، ضمن این که درصد قابل توجهی از مردم تحصیل‌کرده هستند و شرایط متفاوتی نسبت به چهار دهه‌ی گذشته دارند. و لذا ترجیح می‌دهند که به جای مراجعه و کسب تکلیف از معتمدین محلی، خودشان به تصمیم نهایی برسند و اشخاص مناسب را انتخاب کنند. چه بسا حتی اعضای یک خانواده نیز به انتخاب مشترکی نرسند و این امر طبیعی است چرا که سطح سواد و اطلاعات یکسانی ندارند.
کسانی هم که نامزد نمایندگی مجلس شده‌اند از لحاظ شهرت در یک سطح قرار ندارند، هنرمند با هنرش خود را معرفی می‌کند و نویسنده با کتاب و استاد و مدرس دانشگاه از طریق دانشجویانش خود را به جامعه معرفی می‌کند، برخی از افراد نیز پیشینه‌ی کار اجرایی داشته‌اند و اگر مردم از آنها و کارشان خاطره خوبی داشته باشند ممکن است در جریان انتخاب به آنها توجه کنند. یکی از شیوه‌های متداول برای تبلیغات انتخاباتی بهره‌گیری از همکاران و همفکران برای نفوذ در افکار عمومی است که البته رایج‌ترین شیوه تبلیغاتی در جامعه ما محسوب می‌شود. مکانیزم پیچیده‌ای هم ندارد. مسلماً اگر شخصی در محیط کار خود از محبوبیت برخوردار باشد، همکاران و زیردستانش بدون کوچک‌ترین چشمداشت مادی برایش تبلیغ می‌کنند.
در عین حال از میان نامزدهای انتخابات مجلس شورای اسلامی کسانی هستند که به دلیل نوع کارشان دایره اشتهار و محبوبیت محدودی دارند. این افراد معمولاً از روی حامیان خود شناخته می‌شوند. برخی افراد هم که از همین حالا جایی در فهرست‌های حزبی و گروهی برای خود دست و پا کرده‌اند، تلاش می‌کنند با قرار گرفتن در کنار برخی چهره‌های مطرح، کمبود شهرت و محبوبیت خود را جبران کنند.
برخی از نامزدها آنقدر که روی دشمنان خود برای راهیابی به مجلس حساب باز کرده‌اند به دوستان و طرفداران خود امیدی ندارند و نمونه‌های آن را نیز زیاد داشته‌ایم. کافی است فرد یا افراد یا گروه‌ها و تشکل‌هایی که مردم دل خوشی از آنها ندارند از یک شخصی بدگویی کنند و به نحوی بخواهند مانع ورود او به مجلس شوند، همین مخالفت‌ها کافی است که عده‌ای به تصور این که اگر به او پر و بال بدهند، پر و بال رقبای خود را می‌چینند به او رأی بدهند.
پررنگ بودن جانبداری‌های خانوادگی و طایفه‌ای اگر چه منع قانونی ندارد و انگیزه‌ای برای مشارکت همه جانبه‌ی مردم است ولی زمانی که جای رأی به اصلح را می‌گیرد، بیانگر عدم بلوغ دموکراسی است و البته طبیعی است که عده‌ای صرفاً از روی تعصبات خانوادگی و طایفه‌ای رأی بدهند و برخی از نامزدها نیز به همین تعصب‌ها و رویکردها دلخوش کرده‌اند و تاکنون هم موفق بوده‌اند، هر چند در صورتی که با تعدد نامزدهای منسوب به یک طایفه مواجه شویم، رأی خوردگی تدریجاً جای خود را به هم‌افزایی و متراکم شدن رأی در برخی نقاط خواهد داد.
ممکن است عده‌ای از مردم که هنوز به ارزش رأی خود پی نبرده‌اند و جایگاه مجلس را درک نمی‌کنند، نگاه سوداگرانه‌ای به رأی خود داشته‌ باشند و حاضر شوند حتی آن را با یک وعده غذا هم معامله کنند ولی در آینده‌ای نه چندان دور، به تدریج که دموکراسی در ایران دوران کودکی خود را پشت سر می‌گذارد کمتر شاهد چنین صحنه‌هایی خواهیم بود.
در واقع آنچه موجب متراکم شدن فعالیت‌های انتخاباتی در یک بازه‌ی زمانی محدود می‌شود بی‌سروسامانی احزاب است که اغلب هر چهار سال یک بار بساط خود را پهن می‌کنند، مجوز نشریه می‌گیرند، تابلویی موقتی را بر سر در ساختمانی آویزان می‌کنند و برای ایراد سخنرانی دنبال اجاره کردن سالن و تالار هستند. اگر احزاب سامان درستی داشتند در تمامی ایام سال فعال بودند، نشریه یومیه یا هفتگی داشتند و به مناسبت‌های گوناگون اعلام موضع می‌کردند و کارشناسانی از رشته‌های گوناگون در اختیار داشتند که پیرامون دغدغه‌های مبتلابه مردمی، مسایل سیاسی و اقتصادی و فرهنگی اظهار نظر می‌کردند و حتی در مواردی در موافقت و مخالفت با یک موضوع میتینگ برگزار می‌کردند و در مجموع فعالیت مستمر آنها به منزله‌ی شناسنامه‌ای بود که می‌توانستند در انتخابات از آن استفاده کنند ولی تا رسیدن احزاب به چنین جایگاهی فاصله داریم و امید هست که ظرف دهه‌های آینده احزاب هم کم‌کم جایگاه درخور توجهی پیدا کنند! به هر حال در یک دموکراسی نوپا نمی‌توان انتظار داشت که تمامی زیرساخت‌های تعامل سیاسی مهیا باشد، آن هم در شرایطی که در این کشور هنوز صاحبان اندیشه‌های بدوی و پسانوسنگی پیدا می‌شوند که انتخابات را تشریفاتی می‌دانند و برای آن محلی از اعراب قائل نیستند و ضریب خطای مردم را بالا می‌دانند و نگاهی از بالا به پایین به همه چیز دارند در حالی که پیامبر می‌فرمایند: «یدالله مع الجماعه!»
به هر تقدیر انتظار داریم که برای ملت توسعه‌طلب ما هر انتخاباتی به منزله‌ی یک گام باشد که آنها را به هدف بلندی که دارند نزدیک‌تر می‌کند و موانع رشد و شکوفایی ملت را برطرف می‌سازد.

Comments are closed.