• print
یادداشت سردبیر “اسماعیل عسلی” ۱۵ دی ۹۴

یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
شهری سر در گریبان
اگر رتبه دهم جهانی ایران را در جاذبه‌های باستانی و تاریخی و رتبه پنجم در جاذبه‌های طبیعی را در نظر بگیریم سهم فارس و شیراز در جاذبه‌های باستانی و تاریخی اول و در جاذبه‌های طبیعی نیز با توجه به چهارفصل بودن استان قابل ملاحظه است اما رتبه واقعی فارس و شیراز در پذیرش گردشگران خارجی به پای برخی از استان‌ها نمی‌رسد.
پس از این که چندین شهر ایران در زمینه ادبی، گردشگری و فرهنگی از شیراز پیشی گرفتند، عده‌ای سری به تأسف جنباندند که ارزش آن در حد انعکاس در مطبوعات و رسانه‌ها بود، اما این که توقع داشته باشیم که به دنبال چنین گلایه‌هایی شاهد تشکیل نشستی هم‌اندیشانه برای چاره‌جویی در این باره باشیم، دعای دور از حاجت است، زیرا برای کسانی که برنامه‌های شبکه‌های سراسری صدا و سیما را دنبال می‌کنند واضح و مبرهن است که خواب‌هایی برای اصفهان و یزد و برخی دیگر از استان‌ها دیده‌اند و همین‌طور برای شیراز، هر چند شیراز به زعم اهل دانش و فرهنگ همان شیراز گذشته است و همین که برنامه‌ریزی‌ها و سیاست‌های فرهنگی کشور سامان پیدا کند، جایگاه اصلی خود را باز خواهد یافت. اما هم‌‌اکنون در بر روی پاشنه‌ای دیگر می‌چرخد. اگر قرار باشد شاهد رونق اقتصادی در شیراز و فارس باشیم، هیچ راهی جز فعال کردن تجارت با محوریت گردشگری باقی نمی‌ماند. اینجاست که دوباره باید به سراغ تخت جمشید و پاسارگاد و نقش رستم و غار شاپور و آثار عهد زندیه و آرامگاه بزرگترین شاعران ایران و جهان و باغ‌های زیبای شیراز برویم و دوباره از خونگرمی‌ شیرازی‌ها سخن بگوییم و طبیعت چهارفصل فارس را که در کمتر استانی سراغ داریم یادآور شویم. آنچه در این میان حائز اهمیت است تا زمانی که بحث گردشگری در شیراز و فارس به یک دغدغه‌ی عمومی و ملی تبدیل نشود و تمامی مؤلفه‌های تأثیرگذار استان در این خصوص همداستان نباشند نتیجه‌ی دلخواه حاصل نمی‌شود.
در حال حاضر مسئولین ارشد استان‌های مطرح در حوزه گردشگری پیشگام در پیگیری مطالبات خود در این حوزه هستند و هفته‌ای نیست که نشست‌هایی در این خصوص برگزار نکنند. ضمناً آمارهایی که از تعدد نقاط گردشگری این استان‌ها منتشر می‌شود از این واقعیت حکایت دارد که آنها حتی از گنجانیدن مکان‌های درجه چندم گردشگری هم در فهرست جاذبه‌های کلیدی خود ابایی ندارند. البته ما نمی‌توانیم نفی کننده تلاش سایر استان‌ها برای کسب موقعیت در زمینه گردشگری باشیم امّا قادر به توجیه انفعال خود در این زمینه هم نیستیم.
چند سالی است که تنها در برخی مناسبت‌ها از جاذبه‌های گردشگری شیراز در رسانه‌ها ذکر خیری به میان می‌آید. روز شیراز، سفر رئیس جمهور، بزرگداشت حافظ و یا ایام نوروز. در سایر روزهای سال اسیر مناسبت‌های دیگری هستیم که قاعدتاً سنخیتی با جایگاه از دست رفته شیراز ندارد و مسئولین و متولیان گوناگون نیز هر کدام برای خودشان شرح وظایفی دارند که در جدول بیلان کاری‌شان ناگزیر از پر کردن جاهای خالی هستند.
عده‌ای هم در شیراز در کمین سرمایه‌گذارها نشسته‌اند و مأموریتشان این است که آنها را بتارانند. اینجاست که اگر کسی به دنبال اقدامی تأثیرگذار و کارآفرین و رونق‌بخش باشد باید به سراغ سایر استان‌ها برود، حوزه‌ها هم تیول‌بندی شده و حتی شیراز تیم لیگ برتری هم ندارد که به این بهانه حداقل هفته‌ای یک بار نام این شهر بر سر زبان‌ها بیفتد تنها هر از چند گاهی در یک سریال درجه چندم نقشی را به بازیگری بلاتکلیف می‌دهند که با لهجه‌ی آب کشیده‌ای به اصطلاح شیرازی صحبت کند و چند واژه محدود و از دهن افتاده را به عنوان نماد لهجه‌ی شیرازی مورد استفاده قرار دهد و خلق‌الله را بخنداند.
برنامه‌هایی هم که برای بازدید گردشگران خارجی تنظیم می‌کنند به گونه‌ای است که کمترین اقامت را در شیراز داشته باشند و بیشتر هم به دنبال نشان دادن نمادهای خاصی از گذشته تاریخی ایران به آنها هستند.
در حالی که شیراز در ردیف پاک‌ترین کلانشهرهای کشور است، هم به دلیل اینکه در این شهر و اطراف آن کارخانجات آلاینده زیادی وجود ندارد و هم این که بادهای غربی – شرقی معمولاً فرصتی برای جولان آلودگی بر جای نمی‌گذارند ولی با وجود همه‌ی این بسترهای مناسب و اعتدال هوایی که دارد باز هم با کم‌نگری‌های صورت گرفته که کسی هم به آن واکنش نشان نمی‌دهد، جایگاه شیراز از لحاظ جذب گردشگر خوب نیست.
جالب اینجاست که شیراز با وجود ساخت و سازهایی که با صرف میلیاردها تومان پیرامون بقعه‌ی احمدابن موسی (ع) صورت گرفته از لحاظ گردشگر مذهبی هم وضعیت رضایت‌بخشی ندارد. در حالی که اگر قرار باشد حداقل در این زمینه فعال شود، باید برای فضای پیرامونی حرم در خیابان حضرتی و کوچه‌های اطراف آن فکری کرد و زائرسراهایی ایجاد نمود!
متأسفانه گسترش شهر به سمت غرب و جابجایی مرکزیت شهر شیراز در چندین نوبت، جانمایی سازه‌ای نمادین برای شیراز را به محاق برده و با وجود این که ظرف چند سال اخیر شهرداری شیراز اقدامات درخور اعتنایی برای سامان‌بخشی به مبلمان شهری صورت داده اما تا زمانی که خط قطار شهری به طور کامل راه‌اندازی نشود، نمی‌توان آثار وجودی پل‌ها و تقاطع‌های ایجاد شده را در بحث روان‌تر شدن ترافیک لمس کرد.
به هر تقدیر شیراز هنوز هم چوب آوازه‌ی گذشته خودش را می‌خورد و شهری سر در گریبان است.

Comments are closed.