• print
یادداشت “محمد عسلی” ۱۶ دی ۹۴

یادداشت
محمد عسلی
اخلاق شهروندی
سلام تنها کلمه معنی‌داری است که در میان تمامی مردم جهان حس نوعدوستی را به احساس پیوند می‌زند. حس انسان به انسان برای زمینه‌سازی یک رابطه، رابطه‌ای کوتاه و لحظه‌ای و یا پیش‌مقدمه رابطه‌ای دوستانه و طولانی.
آنچه در این میان مهم است انتقال این حس است که بدانی کسی می‌خواهد حالت را جویا شود و بگوید تو هم مثل من انسان هستی و ما هر دو در یک جایگاه قرار داریم و آن انسان بودن ماست. جدای از داشتن و نداشتن و یا دانستن و ندانستن علوم که رتبه‌ها را بالا و پایین می‌کند.
حال اگر، این سلام در مفهوم گسترده‌تر آن الهام یک قرارداد اجتماعی باشد برای رعایت موازین اخلاقی و به تعبیر دیگر اخلاق شهروندی و درک شود که منافع فردی و اجتماعی ما در گرو رعایت همین موازین و قوانین است که بعضی‌ها را باور داریم و بعضی‌ها را ناباورانه رعایت می‌کنیم سلامت جامعه و فرد در تعاملات اجتماعی و روابط بین یکدیگر تضمین می‌شود بدون آنکه چالشی پیش آید و یا پلیسی در میان باشد.
و اما بعد:
عدم رعایت مقررات راهنمایی و رانندگی در خیابان‌ها و جاده‌ها، نشانه‌ای از زیر پا گذاشتن قوانین و مقرراتی است که برای حفظ جان رانندگان و عابران تصویب و به اجرا گذاشته شده است. تخلفات مشهود و غیرمشهودی که حتی در اوج ترافیک خیابان‌ها دیده می‌شود و بی‌محابا و بدون توجه، رانندگانی با عجله و حریصانه راه را بر دیگران می‌بندند و خود را پیشتازتر از دیگران به نمایش می‌گذارند در صورتی که همین رانندگان وقتی به یکدیگر می‌رسند با هم سلام و احوالپرسی هم می‌کنند، گویی هیچ اتفاقی نیفتاده و حقی از دیگری ضایع نشده.
دورویی و ریا، دروغ و تزویر و حیله‌گری، کلاهبرداری و دزدی، رشوه و بدگویی و بدزبانی هیچکدام با معنی و مفهوم سلام رابطه‌ای ندارند.
سلامت همه انسان‌ها به یک اصل مهم انسانی برمی‌گردد و آن همنوعدوستی است. یعنی هر کسی دیگری را در غم و شادی و در هر حال به جای خود فرض کند و در شرایط او قرار دهد. آیا ما چنین انسانی‌هایی هستیم؟
در روابط بین کارفرما و کارگر، بین مدیر و کارکنان، بین رئیس و مرئوس و نهایتاً بین ملت و دولت همین اصل صادق است. اینکه همه درک کنیم، نیاز انسان‌ها به همزیستی مسالمت‌آمیز نیاز دولت‌ها و کشورها به صلح، تعاون، دوستی و پشتوانه سیاسی و اقتصادی و فرهنگی.
جنگ و خونریزی و خشونت و ترور مولود خشمی هستند که شرارت و حیوانیت انسان را بر مهر و محبت و گذشت و فداکاری او غلبه می‌کنند.
جنگ به مفهوم طبیعی و فطری آن غیرقابل اجتناب است و جهان آفرینش بر مبنای یک تضاد عمده که آن را جنگ اضداد می‌دانیم دائر و قانونمند شده است تا از آن حرکت، خلاقیت و نیاز بیرون آید.
اما جنگ‌های قومی قبیله‌ای، جنگ‌های درون‌مرزی و برون‌مرزی که متأسفانه امروز به اشکال مختلف در بعضی‌ها و میان ملت‌ها شاهدیم، ناشی از بداخلاقی و عدم رعایت اخلاق انسانی و نهایتاً اخلاق شهروندی است.
اگر پرونده‌های حجیم و عظیم دادگاه‌ها و دادسراها را ورق بزنیم و به تک‌تک جرایمی که منجر به قتل، ضرب و جرح و یا دزدی و کلاهبرداری شده توجه کنیم، ریشه تمامی آنها بداخلاقی است و عدم رفع نیازها از طریق قانونی و اخلاقی آن.
این بداخلاقی‌ها می‌تواند مولود بسیاری از محدودیت‌ها و حتی قوانین دست و پاگیری باشد که عدم آنها بهتر از وجودشان است.
اینکه هر کس به خود اجازه دهد در فکر و اندیشه و عملکرد دیگران جستجو و دخالت کند و یا از صدمه دیدن دیگران خوشحال شود غافل از آن که بر خودش هم همین ماجرا می‌رود، می‌شود وضعیتی که گاه و بیگاه آن را شاهدیم.
وقتی حافظ با آن عظمت روح و پاکی روان می‌سراید:
«وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم
که در طریقت ما کافری است رنجیدن…»
دنیایی از اخلاق شهروندی در آن نهفته است. زیرا برای وفا کرن و نرنجاندن می‌باید صادق و راستگو بود و بی‌ریا و کسی که دروغ نمی‌گوید و دروغگویی را عملی زشت و بدفرجام می‌داند دست به هیچ کار خلاف دیگری نمی‌زند چون خود را ملزم به اقرار می‌کند.
فرهنگ چانه‌زنی که از دل تساهل و تسامح بی‌دلیل بیرون می‌آید یکی دیگر از عواملی است که مفسده در تعاملات و اخلاق شهروندی ایجاد می‌کند.
واعظان غیرمتعظ و آنان که برخلاف آنچه توصیه می‌کنند خود عمل می‌کنند ریاکاری را رواج می‌دهند.
به قول یکی از شعرای عهد قدیم:
«گر آنها که می‌گفتمی کردمی
نکوسیرت و پارسا بودمی…»
و به قول سعدی:
«… باری درخت علم ندارد به جز عمل
با علم اگر عمل نکنی شاخ بی‌بری…»
اما آیا این گفته‌های نغز در ما اثر می‌کند؟
«تا بر سنگ زنیم جام خودپرستی را»؟
وقتی یک جهانگرد خارجی برای دیدار از کشوری به کشور دیگر می‌رود، اولین چیزی که در ذهن و زبانش می‌نشیند، فرهنگ و رفتار مردم آن کشور است.
اولین تعامل، اولین سلام و بدرود و اولین دیدار
پس برترین میراث فرهنگی ما که هر جهانگردی را تحت تأثیر قرار می‌دهد.
رفتار و برخورد ماست که فرهنگ و تمدن ما را پیش از نقش و نگارها و معماری‌ها مورد توجه جهانگردان قرار می‌دهد.
پس بکوشیم با هر سلام بذر مهر بپاشیم و صادق باشیم.
والسلام

Comments are closed.