سرمقاله
محمد عسلی
کارآیی مجلس آینده و اما و اگرها
بررسی عملکرد مجلس شورای اسلامی در دورههای گذشته اگر توأم با مطالعات و آگاهیهایی باشد که فعل و ترک فعل نمایندگان در ارائه طرحها و تصویب لایحهها و نحوه برخورد و تعامل با موکلین را در بر گیرد، مردم را به این مهم آگاه میکند که چه کسانی با چه تواناییهای علمی و تجربی و با چه اعتقادات و اخلاقیاتی قادرند در ایفای وظایف نمایندگی رضایت خدا و خلق را پشتوانه کارنامه خدمتی خود کنند.
هیأت نظارت شورای نگهبان هر چند بر اساس شرح وظایف، صلاحیت داوطلبان نمایندگی مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان رهبری را بررسی و تأیید میکند، اما تجربه نشان داده که صرف رعایت الزاماتی در تأیید یا رد داوطلبان نمیتوان توانمندیهای لازم برای نمایندگی را که شامل بررسی علمی، تجربی و کارشناسی داوطلبان میشود نادیده گرفت.
مجلس شورای اسلامی و یا هر مجلس دیگری که از طریق انتخابات تشکیل و ادامه حیات میدهند از جمله ابزارهای مردمسالاری از نوع دینی یا غیردینی آن هستند زیرا نقش عموم مردم برای تعیین سرنوشت خود در آن متجلی است.
معمولاً نمایندگان مجلس در کشورهای دارای حاکمیتهای دموکراتیک از دل احزاب و جریانهای سیاسی بیرون میآیند.
این روش تجربه شده موجب میشود تا هر نمایندهای از پشتوانه حمایتی و هدایتی حزبی که در آن عضویت دارد برخوردار باشد. بدین معنی که در مجلس دیدگاهها و خط مشی حزب خود را نمایندگی میکند.
حال اگر داوطلبی با هر میزان رأی بدون عضویت یا وابستگی حزبی و جناحی وارد مجلس شود به لحاظ سیاسی و اقتصادی بیشتر از دیدگاهها و خط مشی شخص خود حمایت میکند و به ندرت دیده شده از یک فکر و اندیشه جمعی برخوردار باشد.
اولین ضربهای که معمولاً هر مجلسی با آن روبهرو میشود، تضاد افکار و دیدگاههایی است که به اجماع نمیرسد، بدین معنی که هر کس ساز خودش را میزند و هر نمایندهای به حداقل اصلاحات و امکاناتی برای حوزه انتخابیه خود قانع و تسلیم میشود.
در صورتی که نمایندگی در مجلس یک وظیفه ملی است و تمام آحاد مردم را در منافع ملی در برمیگیرد.
متأسفانه بررسی عملکردی مجلس شورای اسلامی، نشان میدهد که بعضی امتیازات دولتی موجب شده، عملکرد دولتها در مجلس به صورت جدی مورد نقد و بررسی علمی، تجربی و کارشناسی قرار نگیرد. زیرا اگر چنین میبود وقتی دولت هشتم سازمان برنامه و بودجه را منحل کرد می باید در مجلس مورد سؤال و استیضاح قرار میگرفت تا بودجه مملکت بدون حساب و کتاب به مصرف نرسد و شاهد این همه رانتخواری، توصیهپذیری و اختلاسهای چند میلیاردی نباشیم.
بدیهی است قبل از آنکه دولت میباید پاسخگوی عملکرد خود باشد، مجلس میباید علت این معضلات را برای مردم پاسخگو باشد.
پس از گذشت ۳۷ سال از پیروزی انقلاب اسلامی و ۹ دوره ۴ ساله مجلس شورای اسلامی نباید باز هم نمایندگانی به مجلس قدم گذارند که با آزمون و خطا همراه باشند و سیر را از سرکه تشخیص ندهند.
ناگفته پیداست که مجلس شورای اسلامی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی از نمایندگانی فهیم، عالم، باتقوی و مردمی برخوردار بوده است؛ اما روی سخن با آن عده نمایندگان بیخاصیت و یا پرضرری است که فقط خود و اطرافیانشان را نمایندگی کردهاند و از حفظ و یا افزایش منافع ملی و شأن مجلس به دور بودهاند.
حکایت این ماجرا و بیان هر آنچه در مجلس گذشته است، حکایت طولانی است که اگر به فصول مختلف آن در دفعات پرداخته شود، «مثنوی هفتاد من کاغذ شود» و بیشتر به یک رنجنامه میانجامد.
و اما بعد:
اینک وقت و فرصت آن فرا رسیده تا هم هیأت نظارت شورای نگهبان و هم مردم نسبت به توانایی و صلاحیت کسانی که خود را نامزد انتخابات مجلس شورای اسلامی و حتی مجلس خبرگان رهبری کردهاند توجه بیشتری نمایند و صرف رعایت نکات شکلی و صوری قانع نشوند که چون قانون جامعی برای بررسی صلاحیتهای علمی و تجربی افراد برای نمایندگی نداریم و یا اگر داریم بیشتر به مسایل سیاسی و جناحی بپردازیم و اینکه آدمی باشد بدون سوابق سوء پس احراز صلاحیت کافی است و به همین مقدار بسنده کنیم.
سؤال:
احراز کدام صلاحیت؟ آیا صلاحیتی بالاتر از توانمندی برای انجام شرح وظایف نمایندگی در این برهه از زمان داریم که میگویند بیسواد کسی است که نتواند از طریق وسایل ارتباطی و نرمافزاری به مطالعه اوضاع و احوال جهان بپردازد؟ آیا فهم سیاسی نیاز به مطالعه مستمر از طریق کسب اخبار و وقایع ندارد؟
نمایندهای که هنوز نمیداند در محل حوزه انتخابیهاش و در استانش چند روزنامه و با چه خط و مشی و هدفی منتشر میشوند و در پاسخ سؤال یکی از خبرنگاران میگوید: «خوشبختانه فرصت خواندن روزنامه ندارم» این یک رجل سیاسی است؟
آیا میتوان به نمایندهای که نمیداند قطع ارتباط چند کشور با هر دیدگاهی با ایران چه تبعاتی دارد، امید داشت که میتواند منافع ملی را حفظ کند؟
مگر نه این که در مجلس شورای اسلامی هر یک از نمایندگان میباید عضو یکی از کمیسیونهای دائمی باشند و این کمیسیونها تخصصی هستند؟
بعضی از نمایندگان با کدام تخصص وارد این کمیسیونها میشوند؟
مگر نه اینکه در یکی از دورههای مجلس شورای اسلامی چون داوطلب ورود به کمیسیون وزارت خارجه بیش از حد تعیین شده بود مجبور به قرعهکشی شدند؟
و نهایتاً افرادی از قرعه درآمدند که بیشترشان با موضوعیت وزارت امور خارجه ناآشنا بودند و نمیتوانستند در مسافرتهای خارج از کشور نقش مثبتی ایفا کنند. نتیجه آنکه میباید از گذشته درس بگیریم و دوباره گرفتار آزمون و خطا نشویم.
والسلام
- پنج شنبه ۱۷ دی ۱۳۹۴
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۱۷ دی ۹۴