یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
آیینهی فردا
هر چه به زمان برگزاری انتخابات نزدیکتر میشویم، تراکم و فشردگی اخبار، گزارشها، مصاحبهها، نشستها، کنفرانسها، بازدیدها، رایزنیها، افشاگریها، سرعت انتقال اخبار، سفرهای کاری و ملاقاتها بیشتر میشود و شاهد جلوهگری نشریات جدید با عناوین پرطمطراق، اظهار نظرهای بیسابقه و بازیهای زبانی با آمار و ارقام و عملکردها خواهیم بود. خبرنگاران و اصحاب رسانه که به اقتضای موقعیت شغلی خود تمامی رویدادهای حوزه فعالیت خود را رصد میکنند بیش از سایر صنوف و طبقات اجتماعی موفق به تشخیص چنین تغییراتی میشوند.
اگر آمار اخبار منفی یا امیدوارکننده را روی دو نمودار پیاده کنیم متوجه میشویم که هر چه به زمان انتخابات نزدیکتر میشویم از اخبار منفی کاسته شده و به اخبار امیدوارکننده افزوده میشود. هر چند نباید از نقد عملکردها که حامل پیامهای منفی معطوف به گذشته است غافل بود ولی به هر حال حتی رنگ و طعم خبرها نیز تغییر میکند چرا که تدریجاً همهی فعالیتها به گونهای با محوریت انتخابات دنبال میشود.
در همین راستا نامزدهای انتخابات مجلس نیز به دو دسته تقسیم میشوند، گروهی که سابقهی نمایندگی ندارند و صرفاً به اتکای موقعیت اجتماعی، تحصیلی، شهرت، وابستگیهای حزبی و جناحی و عملکرد خود در حوزههای اجرایی قصد ورود به مجلس را دارند و گروهی که نمایندگی در مجلس را تجربه کرده و یک یا چند بار مسیر تبلیغات را طی نموده و با پیچ و خمهای آن آشنا هستند. طبیعی است که نمایندگان فعلی و قبلی مجلس به دنبال دفاع از عملکرد خود در یک بازهی زمانی خاص باشند و کسانی که سابقهی نمایندگی در مجلس را ندارند به دنبال انتقاد از عملکرد مجلس و نمایندگان فعلی و قبلی هستند. ناگفته پیداست که مردم باید در سخنان گروه دوم به دنبال شعارها و وعدههای جدید باشند.
از جمله سنتهای حسنه که در بازهی زمانی محدود مانده به انتخابات بیش از همیشه مطمح نظر قرار میگیرد نقد عملکرد مجلس به صورت کلی و ارزیابی فعالیت چهار ساله نمایندگان به صورت موردی است.
زمانی که عملکرد کلی مجلس تحلیل میشود، احزاب و گروهها و جناحهای برخوردار از اکثریت در هر دوره در تیررس بیشترین انتقادات قرار میگیرند. البته در کشور ما که نمایندگان مجلس بیشتر حزببازی میکنند تا حزبداری از بدو شکلگیری مجلس در هر دورهای تا پایان آن، شاهد انشعابها و شاخه شاخه شدنها و ظهور و بروز فراکسیونهای گوناگون هستیم. به طوری که در پایان هر دوره تعیین جناح دارای اکثریت کرسی از حل معادلات چندمجهولی هم دشوارتر است.
در انتخابات ریاست جمهوری شخصیتهایی که مورد اقبال عمومی قرار میگیرند معمولاً با یک شعار کلیدی پا به عرصهی انتخابات میگذارند فرضاً سازندگی، تعاملات گسترده فرهنگی، مهرورزی و نهایتاً اعتدال از جملهی این شعارها بود که متعاقب آن نامزدهای نمایندگی مجلس نیز به اعتبار اقبال مردمی به چنین شعارهایی تلاش کردند که از آن غافل نباشند، به طوری که هماکنون نیز چربش شعار اعتدال در بین شعار نامزدها حین ثبت نام کاملاً محسوس بود و این امر نشان دهنده تلاش نامزدها در راستای به نمایش گذاشتن نگاه مشترک خود با مردم است که از افراط و تفریط و حرکات خشونتآمیز و گندهگویی و جنگطلبی و مطلقگرایی خسته شدهاند و به دنبال فضایی آرام و اتکای مسئولین بر خرد جمعی هستند تا مزهی رفاه و آسودگی و سیاستورزیهای مبتنی بر منافع ملی را بچشند!
به طور کلی این روزها همه چیز رنگ و بوی انتخاباتی دارد و البته برای ملتی که بیش از سه دهه مشغول تمرین دموکراسی بوده و به دنبال آن است که موانع سنتی، تاریخی و فرهنگی موجود بر سر راه مردمسالاری را بردارد هر انتخاباتی سرشار از تجربههای تلخ و شیرین است.
از منظر تاریخی تمامی کسانی که پس از پیروزی انقلاب تحت لوای شعارها، احزاب، صنوف اجتماعی و باورها و دیدگاههای گوناگون عهدهدار مسئولیتهای ریز و درشت شدهاند جایگاهی در حافظه مردم برای خود تدارک دیدهاند. طبیعی است که تا قبل از قبول مسئولیت از سوی اشخاص، مردم بیشتر به شعارها و وعدههای آنها توجه میکنند اما پس از اتمام دوران مسئولیتشان آنچه برای مردم اهمیت دارد و ملاک قضاوت و ارزیابی است عملکرد آنهاست.
در واقع مردم با این باور که برخی از ظرفیتهای موجود در قانون اساسی در راستای ادارهی بهینهی کشور دست نخورده باقی مانده و محک نخورده کماکان به حذف و اضافه شخصیتهایی که از دل انتخابات بیرون میآیند دست میزنند تا با ایجاد تغییر در برخی مؤلفهها، تغییرات حاصل شده را رصد کنند و به خزینهی خاطر و حافظهی تاریخی خود بسپارند. این تغییرات با دامنه و عمق و ارتفاع متفاوت ادامه مییابد تا نهایتاً مشخص شود که چه کسانی و با چه باورها و دیدگاههایی میتوانند توسعه، رفاه، نشاط و آسودگی را در سطحی آرمانی برای ملت به ارمغان بیاورند. بر این اساس نه تنها مسئولین بلکه مردم نیز با آزمون و خطا که همهی جوامع توسعه یافته آن را تجربه کردهاند، مسیر رشد و ترقی را پشت سر میگذارند.
نظام با برگزاری انتخابات بر حق داوری مردم پیرامون عملکرد مؤلفههای گوناگون دخیل در اداره کشور مهر تأیید میزند زیرا کشور متعلق به مردم است و تمامی نهادهای دولتی و شخصیتهای حقوقی اعتبار خود را از مردم میگیرند و در واقع طرف قرارداد با مردم هستند به طوری که هر چهار سال یک بار این قرارداد با تغییراتی تجدید میشود و بدین ترتیب همه کسانی که داعیهی خدمت به مردم را دارند خود را در معرض انتخاب و بازنگری ملی قرار میدهند و برگهی سفیدامضا در اختیار کسی نیست.
بدیهی است از آنجایی که نظام ما پارلمانی است انتظار میرود که مجلس در رأس امور باشد و در رأس امور بودن مجلس به این معناست که انتخابات مجلس تأثیرگذارترین نتایج و تحولات را به دنبال داشته باشد و گردش نخبگان سیاسی برای اداره بهینهی کشور در پروسه انتخابات مجلس اتفاق بیفتد. باید اذعان داشت هر کلمه و عبارتی بار معنایی خود را دارد. در رأس امور بودن برای مجلس چنین نهادی را در کانون فعل و انفعالات سیاسی و اقتصادی و فرهنگی قرار میدهد و چنین مکانی باید محل تجمع بهترینها باشد. کسانی باید به بالاترین نهاد مشورتی کشور راه پیدا کنند که قادر به ایجاد موجهای تأثیرگذار باشند در موقعیتی از لحاظ تواناییهای فردی باشند که شخصیتی مستقل از حزب و جناح نیز بتوان برای آنها در نظر گرفت. انتخاباتی که منجر به چنین گزینشی میشود باید از هر جهت واجد معیارهای مردمسالارانه باشد به گونهای که صرف نظر از داوریهای حزبی و فردی پیرامون کم و کیف انتخابات که معمولاً جانبدارانه است، وجدان عمومی نیز بر صحت روند آن مهر تأیید بزند. لذا فصل انتخابات باید فصل روزافزونی شفافیت و گردش آزاد اخبار و اطلاعات صحیح باشد و خوشبختانه ما در زمانهای به سر میبریم که با بهرهگیری از امکانات ارتباطاتی و وسایل گوناگونی که برای رصد کردن لحظهای روند انتخابات وجود دارد، زمینهی ایجاد شفافیتی مطلوب از هر جهت فراهم است.
به هر تقدیر مردم ما باید باور کنند که میتوانند با بهرهگیری از فرصتهایی که تاریخ در اختیار آنها قرار میدهد، روزها را به سالها و حتی قرنها پیوند بزنند و لحظههای بهتر را در آیینهی فردا ببینند.
- چهارشنبه ۲۳ دی ۱۳۹۴
- سرمقاله

یادداشت سردبیر “اسماعیل عسلی” ۲۳ دی ۹۴