یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
خون سیاه در شریان اقتصاد غرب
روزشمار اجرای برجام با تمامی افت و خیزهایش به پایان خود نزدیک میشود. صرف نظر از اختلاف نظرهایی که بر سر چگونگی توافق با ۱+۵ وجود داشت باید اذعان کرد که با توجه به تأثیر انکارناپذیر تحریمهای گسترده بر اقتصاد کشور و تسری آن به تمامی بخشهای سیاسی و فرهنگی و حتی حوزه بهداشت و سلامت انتظار میرفت که تدبیرکنندگان امور کشور گامهای مؤثری در راستای رفع تحریمها بردارند و از همان ابتدا هم قابل پیشبینی بود که پیوند این تحریمها با تصوری که غربیها از روند فعالیتهای هستهای ایران داشتند، رفع تحریم نیز در گرو بازبینیها و توافقاتی بود که خواه ناخواه باید صورت میگرفت. خوشبختانه پیشرفتهای حاصل شده تأسیسات هستهای و اتکای این تکنولوژی به دانش و نیروهای انسانی بومی امتیازی بود که مذاکره کنندگان ارشد هستهای را قادر ساخت با کمترین عقبنشینی از مواضع قبلی خود و تثبیت جایگاه جهانی ایران در این زمینه، هفت خوان مذاکرات را با موفقیت پشت سر بگذارند.
ارزیابی طرفهای درگیر و برخی کشورهای منطقه از روند گفتوگوها در مراحل اولیه با توجه به اصرار ایران بر حقوقش به گونهای بود که آنها خود را برای اجرای سناریوهایی موافق میل خود آماده میکردند. بهرهگیری از کاهش صادرات نفت ایران حتی برای کشورهای نفتخیزی نظیر عراق که با انگیزههای خصمانه دنبال نمیشد نیز قابل انکار نبود. ترکیه هم از کوتاه شدن دست ایران از منابع ارزیاش بهرهبرداری میکرد و بسیاری از اختلاسها و معاملات غیرمتعارف ارزی و همچنین خرید و فروشهایی که با واسطهتراشی صورت میگرفت نیز سر در آبشخور تحریمها داشت.
افت کیفی برخی از محصولات داخلی و یکهتازی محدود کشورهایی نظیر چین در بازار ایران هم از این منظر قابل درک بود. معطل ماندن پروژهها و طرحهای نیمهتمام که با گذشت زمان از حیز انتفاع ساقط میگردید و دولت را ناگزیر به پرداخت خسارت به پیمانکاران میکرد از یک سو و اشغال جایگاه ایران در تأمین برخی از کالاهای مورد نیاز دنیا که تا آن زمان سهم قابل توجهی از صادرات غیرنفتی را تشکیل میداد بر وخامت اوضاع میافزود.
با اوجگیری تحریمها تورم توأم با رکود اقتصادی بحران و بیکاری بیش از پیش را به اقتصاد ایران تحمیل کرد و به مهاجرت تحصیلکردهها و نخبگان دامن زد. زمینگیر شدن بیش از ۱۰۰ هواپیمای مسافربری موجب رونق شرکتهای هوایی کشورهای همسایه شد تا آنجایی که ایرانیان مسافر و گردشگر نیز برای مسافرت به اروپا و آمریکا ناگزیر به پرداخت مبلغی بیشتر آن هم به شرکتهای هوایی خارجی شدند.
ورزش کشور نیز از تحریمها بینصیب نماند و بسیاری از اردوهای تدارکاتی به دلایل گوناگون لغو شد و یا این که مربیان ناگزیر شدند به حداقلها رضایت بدهند.
سهم پژوهشگران و محققان د انشگاهی نیز در برخی محرومیتها از منابع مورد نیازشان کم نبود.
بدیهی بود که در چنین شرایطی سخن گفتن از سرمایهگذاری خارجی و بهرهگیری از پتانسیلهای گردشگری هم تا چه اندازه غیرواقعبینانه ارزیابی میشد.
در چنین شرایطی حتی برخی از دولتمردان دخیل در رواج ادبیاتی چالش برانگیز در حوزه سیاست خارجی که سهم قابل ملاحظهای در سرعتبخشی به صدور قطعنامههای بینالمللی علیه ایران داشتند نیز در مقام توجیه انسدادهای ایجاد شده در روند اداره امور کشور، از آثار منفی تحریمها سخن میگفتند.
مجموعهی این اتفاقات موجب گردید که مردم در نظرسنجیها و واکنشهای طبیعی و گفتمانهای غیررسمی و حتی گاه رسمی از لزوم اتخاذ تدابیر گرهگشا سخن بگویند و حتی برخی از نمایندگان مجلس که درک واقعبینانهای از تأثیر تحریمها داشتند نیز به چنین کمپینی پیوستند، ضمن این که بر حق مسلم ایران برای داشتن تکنولوژی هستهای با توجه به کاربردهای شرعی، عاقلانه و غیرنظامی آن تأکید داشتند.
طبیعی بود که در چنین وضعیتی اگر شخصی از طرحی سخن بگوید که تأمین کنندهی خواست مردم از یک سو و اقناع طرفهای خارجی برای توافق از سوی دیگر باشد با اقبال عمومی مواجه خواهد شد. نتیجهی گره خوردن این بحران و ارادهی ملی برای عبور از آن و انتخابات ریاست جمهوری، خروج نام حسن روحانی از صندوقهای رأی بود.
البته ناگفته نماند که همهی مخالفان توافق هستهای را نمیتوان به یک چوب راند زیرا برخی از آنها هزینههای پرداخت شده با تندرویهای صورت گرفته را با رویکرد انعطافآمیز ناگهانی معادل نمیدانستند و میگفتند که دنبال کنندگان چنین سیاستی که با ادبیاتی غیرمتعارف افکار عمومی جهانی را بر علیه ایران تحریک کردند باید با آیندهنگری و حساب شده عمل میکردند و اتفاقاً همین طیف از مخالفان سر بزنگاه به کمک دولت تدبیر و امید آمدند و کاروان مذاکره کنندگان هستهای را از باریکترین گذرگاه که مجلس بود عبور دادند و ثابت کردند که بیش از هر چیز باید دلواپس منافع ملی باشند نه دیدگاههای جناحی و سلیقههای شخصی و باندی.
خلاصه این که تاکنون همه چیز مطابق برنامه پیش رفته و به نظر میرسد اگر رویدادهای غیرمترقبهای نظیر آنچه در مقابل سفارت عربستان شاهدش بودیم تکرار نشود، دولت بتواند به برخی از وعدههای اقتصادی خود عمل کند هر چند دورنمای بازار نفت امیدوارکننده نیست و از طرفی مخالفان خارجی برجام نیز که تاکنون به گزینههای تحریم و حملهی نظامی و انزوای بینالمللی ایران دل بسته بودند اکنون با سلاح نفت به میدان آمدهاند و بیتردید تا آنجایی که تیغشان ببرد دریغ نخواهند کرد.
به نظر میرسد اگر پازل رویکرد به سیاستهای عاری از افراط و تفریط در ایران با خروجی انتخابات مجلس تکمیل شود، شاهد تأثیر آن بر تلطیف سیاست برخی از کشورهای منطقه نیز باشیم، هر چند سود و سودای غربیها در این است که به چالشهایی از این دست دامن بزنند تا همچنان شاهد حرکت خون سیاه و ارزان در شریانهای اقتصادی خود باشند. از قدیمالایام هم گفتهاند که مرگ خر، عروسی سگ است و حال و روز عربستان و استیصال بیش از پیش این دیکتاتوری پیر هدیهی کریسمس منطقهی خاورمیانه به لاشخورهای غربی است.
- پنج شنبه ۲۴ دی ۱۳۹۴
- سرمقاله

یادداشت سردبیر “اسماعیل عسلی” ۲۳ دی ۹۴