• print
یادداشت سردبیر “اسماعیل عسلی” ۲۷ دی ۹۴

یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
مقایسه انتخابات در ایران و خاورمیانه
از آنجایی که انتخابات در ایران در چارچوب قانون اساسی برگزار می‌شود، شرکت گسترده در انتخابات به منزله‌ی تأیید مجدد قانون اساسی از سوی مردم نیز هست. ناگفته پیداست که چنین سرمایه‌ای هم برای نظام و هم برای دولت در منازعات دیپلماتیک و به رخ کشیدن مردم‌سالاری دینی در ایران کاربرد فراوان دارد.
برگزاری انتخابات در امنیت و سلامت کامل نیز در همین راستا مورد تفسیر و ارزیابی قرار می‌گیرد زیرا تحقق مشارکت حداکثری بدون امنیت و سلامت امکان‌پذیر نیست و هرگونه کاستی و شائبه‌ای از صلابت و ابهت چنین سلاح برنده‌ای در مقابله با رقبای منطقه‌ای و جهانی نظام می‌کاهد.
به طور متوسط پس از پیروزی انقلاب تقریباً هر سال نزدیک به یک انتخابات برگزار شده و با توجه به اینکه در ایران نوع خاصی از مردم‌سالاری دینی مطمح نظر است آثار منطقه‌ای و جهانی آن حائز اهمیت شایانی است به طوری که ظرف همین مدت شاهد ناگزیری برخی از کشورهای مرتجع منطقه برای هم‌عنانی با ایران و برگزاری انتخابات در سطوح نازل‌تر آن بوده‌ایم. البته ناگفته پیداست که شیوه‌های سنتی حکومت مبتنی بر شیخوخیت و قبیله‌گرایی در کشورهای عربی با توجه به روشنگری‌های صورت گرفته از طریق وسایل ارتباط جمعی در جهان پاسخگوی انتظارات شهروندان ساکن در چنین کشورهایی نیست و ناگزیری آنها برای ارتباط با جامعه جهانی و درآمیختگی وجوه گوناگون زندگی با یکدیگر نیز بر شتاب گرفتن چنین روندی تأکید دارد.
برای نمونه انتخابات پارلمانی در کویت بیشتر به یک بازی شبیه است به طوری که امیر این کشور ۳ سال پیش برای این که بتواند در انتخابات دستکاری کند دستور داد که مردم به جای ۴ نماینده می‌توانند یک نماینده انتخاب کنند. در سال ۸۲ تنها ۱۳ درصد از مردم قطر در یک همه‌پرسی شرکت کردند که ۸۴ درصد آنها به نظام شاهنشاهی مشروطه رأی دادند. در مجلس فرمایشی قطر حق انتخاب یک سوم نمایندگان در اختیار حاکم است! در عربستان سعودی که ۲۷ میلیون جمعیت دارد تنها یک میلیون و هشتاد هزار نفر برای شرکت در انتخابات ثبت نام کردند که از این تعداد هم تنها ۴۳۰ هزار نفر پای صندوق‌های رأی رفتند تازه آن هم برای انتخاب اعضای شورای شهر!! در ابوظبی انتخابات به اندازه‌ای مضحک است که رأی دهندگان هم تعیین صلاحت می‌شوند و جالب اینجاست که همین رأی دهندگان تعیین صلاحیت شده نیز تنها مجاز به انتخاب نیمی از نمایندگان هستند و بقیه را امرای هفتگانه تعیین می‌کنند. و از همه‌ی اینها مضحک‌تر این که با این همه بگیر و ببند همین نمایندگان هم حق قانون‌گذاری ندارند!! در یمن ۶۰ درصد مردم در انتخابات شرکت کردند و ۹۹ درصد آنها به عبدربه هادی رأی دادند. اعتبار رأی ۹۹ درصدی به عبدربه هادی زمانی زیر سؤال می‌رود که بدانیم پس از تصرف کاخ ریاست جمهوری توسط حوثی‌ها عبدربه هادی فرار می‌کند و به علت نداشتن پایگاه مردمی ناچار می‌شود از عربستان و چندین کشور دیگر برای باز پس گرفتن کرسی ریاست جمهوری کمک بگیرد و به کشور خود لشکرکشی کند.
در اردن با وجود برگزاری انتخابات پارلمانی پادشاه می‌تواند تمامی قضات را خلع و نصب کند و اصلاحیه قانون اساسی را تصویب نماید. نفوذ حاکمان سیاسی در عمان موجب می‌شود که اختیارات جدید اعطا شده به پارلمان سودی برای مردم نداشته باشد.
جالب است بدانید که در تونس پس از آن همه شور و غوغا و انقلاب در اولین انتخابات ریاست جمهوری نام کسی از صندوق‌ها بیرون آمد که هیچ اعتقادی به انقلاب نداشت. انتخابات در مصر، الجزایر و لیبی نیز زیر سایه‌ی رعب‌آور نظامیان برگزار می‌شود. در ترکیه نیز نظامیان نفوذ زیادی دارند هر چند روند انتخابات در آنجا نسبت به کشورهای عربی بهتر است. در افغانستان و پاکستان نیز به دلیل گرایش‌های شدید قومی و قبیله‌ای، انتخابات همواره با اما و اگر دنبال می‌شود و نفوذ نظامیان و بیگانگان نیز در انتخابات محسوس است. این در حالی است که در ایران نظامیان از هرگونه دخالت در انتخابات و سیاست و عضویت در احزاب و گروه‌ها منع شده‌اند و ساز و کار حراست از آرای مردم در قانون مشخص شده است.
مقایسه کم و کیف انتخابات در ایران و کشورهای عربی منطقه که اغلب داعیه‌ی اسلامی بودن هم دارند از این جهت حائز اهمیت است که ما همواره باید از وجوه تمایز و ویژگی‌های مثبت انتخابات در کشور خود حراست کنیم و از بکارگیری ساز و کارهای قانونی در تمامی مراحل غفلت نکنیم.
ایام انتخابات را باید ایام جذب مخاطب نام‌گذاری کرد چرا که این مخاطبان مجذوب شده هستند که رأی خود را به صندوق رأی می‌ریزند. جذب مخاطب به دو شکل صورت می‌گیرد یکی با هدف مشارکت حداکثری و دیگری با هدف انتخاب افراد خاص که با سمت‌دهی همراه است!
رسانه‌های ملی و دولتی و همچنین مسئولین ارشد و کارگزاران دولتی وظیفه‌ی سمت‌دهی به آرای مردم را به گونه‌ای که شائبه‌ی جانبداری از افراد و احزاب خاص را به ذهن متبادر کند، بر عهده ندارند بلکه آنها تلاش می‌کنند که حضور حداکثری را صرف نظر از این که کدامیک از افراد تأیید صلاحیت شده به مجلس راه پیدا می‌کنند تحقق بخشند.
به همین دلیل اظهار نظرهایی که از سوی افراد مسئول صورت می‌گیرد از سوی مردم و رسانه‌ها با حساسیت خاصی دنبال می‌شود و هوشیاری صاحبان تریبون را بیش از پیش طلب می‌کند. طبیعی است که رسانه‌های خارجی پیگیری‌های هدفمندی را در این رابطه صورت می‌دهند و تلاش خواهند کرد که جانبداری‌های سمت دهنده به آرای مردم را با بزرگنمایی در تیررس داوری عمومی قرار دهند. طبیعی است که برداشت عموم مردم از اینگونه جانبداری‌ها در وهله‌ی اول روی مشارکت کمی آنها و در وهله‌ی دوم روی کیفیت حضورشان تأثیرگذار خواهد بود.
در ایران سلامت انتخابات با اهداف گوناگون دنبال می‌شود که پایبندی به قانون اساسی، بسترسازی برای گردش قدرت، جلب اعتماد مردم و به تبع آن جامعه جهانی، ترغیب مردم به مشارکت حداکثری و حرکت پلکانی به سوی تکمیل پازل مردم‌سالاری دینی از آن جمله است.

Comments are closed.