یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
تکمیل پازل مردمسالاری دینی
اگر بخوهیم سرعت مناسب و اثربخشی سه قوهی مجریه، مقننه و قضاییه را با توجه به ظرفیتهای فرهنگی جامعه برای تغییرات زیربنایی با یکدیگر مقایسه کنیم، قوه مقننه که همان مجلس باشد، جایگاهی برتر را به خود اختصاص خواهد داد زیرا در وهلهی اول مجلس شورای اسلامی یک قوه تلفیقی است متشکل از کسانی که فرهنگ، گویش و مطالبات حوزهی انتخابیه خود را نمایندگی میکنند و بدینوسیله در ایجاد تعادل و موازنه هنگام به تصویب رسیدن قوانین ایفای نقش میکنند و مجلس را از درغلتیدن به رویکردهای نژادی و قومی و منطقهای بازمیدارند. از یک منظر دیگر فاصلهی زمانی لازم برای تبدیل یک طرح یا لایحه به قانون در مجلس حتی با قید دوفوریت به نمایندگان فرصت میدهد که به بحث و تبادل نظر بپردازند و پیامدهای مثبت و منفی آن را از جنبههای مختلف مورد بررسی قرار دهند و در صورتی که طرح و لایحهای بدون قید فوریت در مجلس مطرح شود، قاعدتاً قبل از تبدیل شدن به قانون در کمیسیونهای مربوطه مورد کنکاش قرار میگیرد و سپس با طرح در صحن مجلس پیرامون آن تصمیمگیری میشود و احتمال تبدیل شدن آن به قانون در صورت برخورداری از آرای لازم قوت میگیرد. اینجاست که تأثیر بدنهی کارشناسی کمیسیونها در اتخاذ تصمیمات مهم آشکار میشود. به همین دلیل راهیابی داناترین افراد به مجلس اهمیت پیدا میکند. لذا این که شخصی آدم خوبی است و تاکنون آزارش به مورچه هم نرسیده و همهی وظایف شرعیه را هم سر وقت انجام میدهد و ضمناً مدارک دانشگاهی و حوزویاش هم قانوناً ایرادی ندارد اگر چه تا مرحلهی ثبت نام و حتی تأیید صلاحیت برای او مشکلی پیش نمیآورد اما همهی اینها شرط لازم تلقی میشود نه شرط کافی، شرط کافی راهیابی به مجلس با اکثریت آراست. پرواضح است که با افزایش کیفیت انتخابات و ارتقای ظرفیتهای فرهنگی و سیاسی، شاهد بلوغ روزافزون مجلس نیز خواهیم بود.
ساز و کارهایی که در جوامع مردمسالار به کار گرفته میشود تا مهمترین نهاد حکومتی یعنی مجلس از ساختار و ترکیبی قوی برخوردار باشد، یکسان نیست و به عوامل گوناگونی بستگی دارد. (ادامه…)
- سه شنبه ۱ دی ۱۳۹۴
- سرمقاله
