سرمقاله
محمد عسلی
چرا در ایران انقلاب شد؟
نسل سومیها از دیگران سؤال میکنند، چرا در ایران انقلاب شد؟
جوانان و نوجوانان امروز هیچ ذهنیتی از عملکرد شاه سابق ندارند، آنها بر اساس گفتهها، نوشتهها و فیلمهای به جای مانده از دوران سلطنت پهلوی پدر و پسر و یا خواندن خاطرات رجال سیاسی داخل و خارج تصوراتی در ذهنشان نقش بسته است.
متأسفانه اخیراً رسانههای فارسیزبان خارجنشین که دستاندرکاران فراری آنها از همان ابتدای پیروزی انقلاب حرکت انقلابی و خودجوش مردم قهرمان ما را زیر سؤال بردند، اینک نیز با طرح سؤالاتی قصد دارند، زشتیها، جنایتها و مفاسد دوران پهلوی را پاک کنند و آنها را افرادی دلسوز و متمدن قلمداد نمایند و مردم ایران را فریب خورده تلقی کنند.
اما با گذشت ۳۷ سال از پیروزی انقلاب اسلامی هم دشمنان انقلاب اسلامی و هم ملت شریف و نجیب ایران میدانند، امروز مستقلترین کشور منطقه خاورمیانه و حتی در آسیای جنوب غربی، ایران است.
ایرانی که با اقتدار ایدئولوژیک، تواناییهای بلامنازع نظامی، سابقه مبارزاتی و پایداری در ۸ سال جنگ تحمیلی و مصونیت سالیان تحریم و تهدید، اینک نقطه امیدی شده است برای ملتهای اسلامی تحت سلطه آمریکا که طالبان و داعش و تکفیریها به نیابت از اربابانشان و به نام اسلام دمار از روزگار آنان در آورده است و امنیت و آسایش را از آنها گرفته، هستی و هویت آنان را به باد فنا دادهاند و بساط اسلامهراسی را در اقصی نقاط اروپا و آمریکا گستردهاند.
و اما بعد.
آثار و نوشتهها و عکسهای به جای مانده از عملکرد محمدرضا پهلوی شاه مخلوع ایران و برادران و خواهران و همسرانش همه گویای یک حکایت تلخند.
فساد، فساد اخلاقی، فساد اقتصادی، فساد سیاسی، وابستگی شدید به غرب و به ویژه آمریکا، تفرعن و تکبر و خود بزرگبینی، تشریفات پرهزینه، ولخرجیهای کلان، در فقر نگه داشتن مردم، فاصله طبقاتی و شکاف عمیق فقر و غنا، تظاهر به دینداری و فسق و فجور علنی، سانسور و دستگیری و شکنجه معترضین و انقلابیون اعم از روشنفکران، دانشگاهیان، طلاب حوزه دینی، علمای اعلام و سایر اقشاری که جرمشان اعتراض به عملکرد شاهی بود که طبق قانون اساسی آن زمان مسئول و پاسخگو نبودند و قرار بود صرفاً یک شخصیت تشریفاتی باشد و در هیچیک از قوای سهگانه مملکتی دخالت مستقیم نداشته باشد. اما متأسفانه هیچ کاری بدون امر و اراده او عملی نمیشد و حتی نزدیکترین افراد به او و خانوادهاش جرأت انتقاد و یا حتی ارائه گزارشی که حاوی عدم کامیابی روشهای شاهانه باشد نداشتند.
اینکه هیچکس حتی فرح همسر شاه جرأت نداشته باشد نسبت به فساد اخلاقی شوهرش و روابط او با معشوقههایش اعتراض کند و اگر جرأت اعتراض پیدا کند، موضوع طلاق به میان کشیده شود تا با وساطت مادر شاه موضوع طلاق منتفی شود مشروط بر آنکه فرح کاری به کار شاه نداشته باشد مبین استبداد شدید شاه و فساد عمیق اخلاقی و عدم قیودات دینی او بوده است.
شاهی که بسیاری از وقت گرانبهایش صرف تفریحات ناسالم، روابط ناسالم،، مشروب و قمار میشده و با مسافرتهای پرهزینه بار سنگینی بر بیتالمال میافزوده، آن هم در شرایطی که بسیاری از روستاهای ایران از آب آشامیدنی بهداشتی، شبکه برقرسانی، جاده و امکانات بهداشتی محروم بودهاند چگونه میتواند قابل دفاع باشد و به صرف چند بنای تاریخی و یا تأسیساتی در حداقل نیاز و ارتشی که کاملاً وابسته نظامی بود با گذشت پنجاه سال از سلطنت پهلویها آن هم در شرایطی که غرب او را دوست خود میپنداشت و نه در جنگی هزینه کرد و نه جمعیتی معادل امروز داشت و نه متعهد به هزینههای سرسامآوری که نیاز امروز جمعیت ایران است بود، نمیتوان کارنامه سیاه کودتاهای سنگین رضاشاه و ۲۸ مرداد ۳۲ محمدرضا شاه را سفید نشان داد.
شاه اگر نسبت به سخنهای خود و وعدههایی که به ملت داده بود صادق بود، آنچنان که در کتاب مأموریت برای وطنم آورده، از کشور خارج نمیشد و به قول خودش میماند تا از روی جنازهاش عبور کنند تا حداقل برای سلطنتطلبها قهرمان بماند که چنین نشد و فرار را بر قرار ترجیح داد تا جان خود و خانوادهاش را حفظ کند و رؤسای قوای سهگانه و سران ارتش را رها کند برای آنکه پاسخی مستند برای این سؤال بیابیم که چرا در ایران انقلاب شد. کافی است به شعارهای سالهای ۵۶ و ۵۷ مردم ایران در کوچه و خیابانها توجه کنیم و یک بار دیگر آنها را از ذهنمان عبور دهیم.
مرگ بر شاه فاسد
مرگ بر شاه خائن
مرگ بر شاه مشروبخوار
مرگ بر اشرف قاچاقچی
مگر بر شاه قمارباز
مگر بر شاه آمریکایی
مگر بر شاه دزد
مرگ بر شاه کودتاچی
به هر تقدیر اگر آمریکا و غرب با انقلاب ایران دشمنی نمیکردند و جنگ ۸ ساله به ایران تحمیل نمیشد؛ اگر تحریم و تهدید و ارعاب نبود؛ اگر رهبر و سران کشور فراغت داشتند تا بیشتر به مسایل رفاهی و توسعه ایران بیاندیشند؛ آن وقت مشخص میشد که چه اقدامات مثبتی برای توسعه کشور و عمران و آبادانی امکانپذیر میشد.
همین که علیرغم این همه فشارها کشور حفظ شده و انقلاب راه خود را فراتر از مرزها پیدا کرده؛ همین که ملت غیور ایران دارای امنیتی مثال زدنی هستند که هم اینک کشورهای همسایه حیف و دریغ آن را میخورند؛ همین که تا به این حد در علوم روز پیشرفت داشتهایم و توانستهایم در دانش هستهای، فضا، نانو، علوم پزشکی، اسلحهسازی و صنایع نظامی و دیگر موضوعات علمی پیشرفت کنیم؛ نشانهای از دستاوردهای انقلابی است که لحظه لحظههای آن با پوست و گوشت و استخوان شهدایمان گره خورده است. اینهاست رمز موفقیت ما، اتحاد، مبارزه و پیروزی که استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی را به ارمغان آورد.
درود بر شهدای خونینبال ۵۲ سال مبارزه بیامان از خرداد ۴۲ تا به امروز
- چهارشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۴
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۲۱ بهمن ۹۴