سرمقاله
محمد عسلی
جنگ جهانی و افسارگسیختگی سیاسی
در خبرها آمده است که روسیه آمریکا را به جنگ جهانی تهدید کرده است، صحت و سقم این خبر چندان مهم نیست، زیرا مدتی است جنگ جهانی شروع شده و در حال اجراست اما ملتها چندان به عمق آن پی نبردهاند.
اگر تعریف درستی از جنگ جهانی داشته باشیم و جنگ را صرفاً نظامی تلقی نکنیم با راهاندازی شبکههای اینترنتی و تلویزیونها و رادیوهای ماهوارهای دنیا در جنگ نرم به عنوان پیش درآمد جنگ گرم (نظامی) قرار دارد.
برنامهنویسان و تهیهکنندگان برنامههای تلویزیونی و شبکههای مجازی برای مدیریت افکار عمومی به گونهای ظریف و ماهرانه به تولید خوراکهای پرجاذبه مشغولند که ناخواسته اذهان عمومی و اندیشهها را به سمت و سویی میبرند که استفادهکنندگان داوطلبانه دست تسلیم بالا میبرند و گاه نیز در صف و نوبت و انتظار هم میایستند.
تقریباً میتوان گفت که در حال حاضر عمده کشورهای اسلامی در دو جبهه در حال جنگند، جنگ نظامی و جنگ رسانهای.
تروریسم مولود جنگ رسانهای است که ترکشهای آن اروپا را هم ناامن کرده و مردم آنجا را به هراس و اضطراب انداخته است به نحوی که رئیس جمهور فرانسه با ۱۸۰ درجه چرخش موضع حمایتی خود را از داعش به مقابله با داعش تغییر داده است و آمریکا هم که خود طالبان و داعش و القاعده را با دلارهای عربستان تعلیم و میدان داده به این نتیجه رسیده که مار زهری خطری برای خودش شده است.
با این وصف برای جبران کسری بودجه دولتهای غربی، راهی جز جنگ متصور نیست. تفاوتی که با ۴۰ سال قبل در سیاستگذاری شده این است که اگر در گذشته جهان دوقطبی داشتیم، امروز جهان چهارقطبی داریم. آمریکا، روسیه، اروپا و چین.
انبارهای کشورهای عربی نفتخیز از اسلحه پر شده و میباید برای خرید سلاحهای مدرنتر و گرانتر هزینه کنند.
صلح مسلح امروز به جنگ مسلح تبدیل شده و جنگهای نیابتی بازار گرمی دارد. جنگهای داخلی در سوریه، یمن، افغانستان و عراق بازارهای فروش اسلحه را گرم کرده و خون تازهای به رگهای اقتصاد کشورهای غربی و شرقی داده است.
تروریسم هم به فاز نظامی قدم گذاشته و شکار جنگهای نیابتی و تروریستی انسانهای مظلوم و بیدفاعند که حاصل آن نظامگسیختگی سیاسی، آوارگی، پناهندگی، گرسنگی و گدایی است.
این مصیبتها جدای از آثار مخرب خشکسالی، فقر، فساد، بیکاری، مهاجرت و از دست دادن هویت ملی کشورهای در حال جنگ است.
امروز مردم دنیا جنگهای دیگری هم تجربه میکنند که آثار خسارتبار آن کم نیست. جنگ با خشکسالی، جنگ با آلودگی هوا و جنگ با آلودگیهای زیستمحیطی ناشی از تخریب کشدار شهرها و روستاهایی که مورد اصابت بمب، موشک و سایر جنگافزارهای مهیب قرار گرفتهاند که دهها بار زیانبارتر از جنگهای جهانی اول و دوم است. نتیجه آنکه اگر بتوان شرایط فعلی را حفظ کرد و کشور را از جنگ و فقر و فساد به دور داشت، کاری بزرگ انجام شده است.
والسلام
- دوشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۴
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۲۶ بهمن ۹۴