یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
مسیر موفقیت
اگر تحلیلهای جسته گریختهای که جریانهای سیاسی در بحث فسادها و انحرافات اقتصادی پیرامون عملکرد یکدیگر مینویسند را کنار هم بگذاریم و بخواهیم با توجه به این واقعیتهای تلخ اقتصادی پیرامون مدیریت کشور و نظارت مجلس بر آن اظهار نظر کنیم، چه حرفی برای گفتن داریم؟ طبیعی است که بپرسیم پس این نمایندگان چه میکردند و نطقهای پیش از دستور چه سهمی در افشاگریهای اقتصادی داشته است؟
مگر در این مدت مجلس مطّلع و ناظر نبوده، اگر بوده، در برابر این همه ناروایی چه واکنشی داشته و اگر نبوده چگونه میتواند مدافع منزلت و جایگاه قانونی خود باشد.
ما از یک سو میگوییم نباید جامعه را سیاست زده کرد و برخی مباحث را به محافل عمومی تسری داد و اطلاعات ناپختهای را نقل مجالس کرد و بازتاب داد که عقبهی موهومی دارد و افقهای ترسیم شده برای آن نیز در بوتهی ابهام است، از سویی دیگر کسانی که وکیل مردم شدهاند تا به نمایندگی از آنها با نابسامانیها و سوء مدیریتها مقابله کنند، بعضاً مانند افراد غیرمطلع رفتار میکنند!
صرف نظر از داوریهای جناحی که همواره با بزرگنمایی و کمنگری همراه است باید اعتراف کنیم که مجلس شورای اسلامی هنوز نتوانسته بروز و ظهوری فراخور جایگاه قانونی خود داشته باشد به گونهای که مردم احساس کنند مجلس در رأس امور است.
انصافاً به استثنای معدود انگشتشماری که نقش لیدر جریانها و فراکسیونها را ایفا میکنند و بعضاً که شخصیتی آکادمیک و علمی دارند چند درصد از نمایندگان کنونی منتخب از سراسر کشور که در مجلس مردم را نمایندگی میکنند جزو افراد تأثیرگذار بر روند اداره امور کشور هستند. اگر منهای سختگیریهایی که در بحث احراز صلاحیتها در پیوند با تقید به قانون اساسی دنبال میشود به سواد و تخصص نامزدها معطوف میشد و به دریافت پایاننامههای تحصیلی که این روزها تهیهی آن برای هر کسی ممکن است اکتفا نمیگردید، بدون تردید مجلسی کارآمدتر داشتیم.
طبیعی است که شخصیتها و جناحهای سیاسی روی ترکیب مجلس حساسیت داشته و به دنبال کامل کردن پازل مورد نظر خود به منظور چربانیدن سمت و سوهایی خاص باشند. طبیعی است که شخصیتهای سیاسی و جناحها به دنبال تصاحب اکثریت کرسیهای مجلس و مهندسی آرا ترجیحاً با شیوههای پذیرفته شده در قانون باشند و در صورت امکان از اهرمهای گوناگونی که در اختیار دارند نیز در این راستا بهرهگیری کنند و باز هم شگفتانگیز نیست اگر در این مسیر لغزشهایی داشته باشند که قابل اغماض نیست! به هر حال ۳۷ سال برای تمرین دموکراسی مدت زیادی نیست و بهترین گواه برای پذیرش برخی کاستیها در جریان آزمون و خطاهای اجتنابناپذیر، ریزشها و رویشهایی است که ظرف این مدت اتفاق افتاده و آماری است که از حذف مهرههای کلیدی در بازههای زمانی گوناگون در اختیار داریم.
اگر از آمار و ارقام به عنوان سند و گواه بهره بگیریم باید اعتراف کنیم که هنوز از آن مدینهی فاضلهای که در شعارها به دنبال آن بودیم و هستیم خبری نیست و تا رسیدن به آن نقطه صدها انتخابات دیگر با شرایط و کمیتها و کیفیتهای گوناگون فاصله داریم و همانگونه که نمیتوانیم افق پیش روی ریزشها و رویشها را از هماکنون ترسیم نماییم، امکان داوری قاطعانه در خصوص تأثیر تغییراتی که ایجاد خواهیم کرد نیز وجود ندارد.
به هر حال ما ملتی در حال حرکت هستیم و برخی تصمیمها را با توجه به همواری و ناهمواری مسیر پیش رو خواهیم گرفت، تصمیماتی که ریشه در گذشته و حافظهی تاریخی ما دارد به موازات برداشتی که فراخور ظرفیتهای فرهنگیمان از آینده خواهیم داشت.
در فضای انتخابات حرف و حدیثهای زیادی به گوش میرسد که بعضاً سر در آبشخور منافع فردی و گروهی دارد و به قول معروف همهی راهها به رم ختم میشود و اگر دعوایی هم هست اغلب بر سر لحاظ ملانصرالدین است و بسیاری از این گندهگوییها و وعدهها و شعارها و اظهار شجاعتها و از مردم گفتنها پس از اعلام نتایج انتخابات فروکش میکند و چه بسا در بر همان پاشنه بچرخد که کماکان میچرخید، مگر این که انتخابها هدفمند باشد. بالاخره در همین شرایط نیز میتوان انتخابی هدفمند داشت با این انگیزه که حداقل در میان همین گزینهها نیز به دنبال بهترینها بود. طبیعی است که گاهی شما در یک جاده اتوبان حرکت میکنید که رانندگی در آن با احساس اطمینان بیشتر و سرعت بالاتر همراه خواهد بود و گاهی ناگزیر هستید از بین جادههای خاکی و پر دستانداز و کمعرض و بدون حفاظ حاشیهای حرکت کنید که انتخاب راه را دشوار میکند ولی به هر حال اصل انتخاب راه را نمیتوان انکار کرد زیرا باید حرکت کرد و از اکنون فاصله گرفت و خود را به هدف نزدیک ساخت. این شرایط را خود ما فراهم آوردهایم و چنین آبی در جویی که ما ایجاد کردهایم جریان دارد و این ما هستیم که با هر تغییری هر چند اندک میتوانیم گامی فراپیش نهیم و همانگونه که تاکنون نیز میدان را برای هرگونه جولانی باز نگذاشتهایم و با نقد و تعریضها و توسّلها موجبات افزایش تعداد تأیید صلاحیت شدهها را در چند مرحله فراهم آوردهایم با انتخاب افراد آگاه و دانشمند که قادر به درک موقعیت اسفبار اقتصادی، شرایط منطقهای و جهانی و تشخیص اولویتهای کشور بر اساس مقتضیات زمانی باشند راه رسیدن به اهداف بلندمدت را همواره کنیم و باور داشته باشیم که مسیر موفقیت هیچ ملّتی هموار نیست.
- پنج شنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۴
- سرمقاله

یادداشت سردبیر “اسماعیل عسلی” ۲۹ بهمن ۹۴