یادداشت
محمد عسلی
شکوه حضور در روزی پرفروغ
مثل روزه‌داری ماه رمضان و یا برگزاری ایام محرم، راهپیمایی ۲۲ بهمن هم به هر سال سنتی ملی و مذهبی به خود گرفته است و به یک فرهنگ دیرپا تبدیل شده، به یک عادت برای بیان شعارهایی که به هر سال در تنه درختی کهن جوانه می‌زند و بهاری دیگر را نوید می‌دهد.
بهار وحدت، بهار انقلاب، بهار حضور جوانان و نوجوانانی دیگر که قدم به قدم پا جای پای پدران و مادران خود می‌گذارند.
شاید اگر در سال‌های آتی کسی یا کسانی از مسئولین و رسانه‌های تأثیرگذار برای حضور در راهپیمایی اعلامیه یا اطلاعیه‌ای ندهند، مردم به صورت خودجوش به خیابان‌ها بیایند و این سنت حسنه مولود انقلاب را زنده کنند و میعادگاه‌ها را از یاد نبرند.
امروز در ایران خاطرات همه ایرانیان تقریباً به یک محتوا ورق می‌خورد. هر چند کسانی هم هستند که در دفتر خاطراتشان حکایتی دیگر سر می‌دهند، اما آنها هم بی‌ارتباط با آنچه در ایران بزرگ می‌گذرد نیستند.
شهدا و تصاویرشان در گوشه، گوشه‌های خیابان‌ها و نام و نشانشان در کوی و برزن‌ها خاطرات جنگ تحمیلی را تداعی می‌کنند.
درختان تکیه‌گاه‌های رفع خستگی از رفت و آمدها، از جنگ و گریزها، از خواستن‌ها و نخواستن‌ها از حضور پرفروغ و باشکوه مردمی که به دنبال آزادی، استقلال و حاکمیتی مردمی از جان و مال و آبرو مایه گذاشتند و حکایت‌های تلخ و شیرین را در رویش سبزینگی خود دارند.
بهمن پیوسته با برکتی از باران و امید همراه بوده است، از قدم‌ها و گام‌های سرنوشت‌ساز برای زنده نگه داشتن انقلابی که امواجش مرزهای اندیشه‌های دیگران را درنوردیده و به قول استاد شفیعی کدکنی: «از سیم خاردار گذشته»
و اما بعد: (ادامه…)