یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
برند سیاسی ارزشمند
برگزاری انتخابات مجلس شورای اسلامی پس از چند دوره که روالی عادی را دنبال میکرد در دوره دهم به دنبال چالشهای نظری و رقابتهایی که دامنهی آن بعضاً به رسانههای جهانی کشیده شد، حضور پررنگ مردم را رقم زد و برخی از آرای خاموش را نیز به میدان رقابت کشانید.
این حضور که در واقع دنبالهی رقابت جناحهای سیاسی است که برای دومین مرتبه در خرداد ۹۲ کلید خورد یک بار دیگر توجه افکار عمومی را به انتخابات به عنوان ابزاری مناسب و کم هزینه برای گردش قدرت و به ثمر نشانیدن گفتمان ملی معطوف ساخت. شاخصترین پیام این رویداد تاریخی به دنیا این است که دموکراسی در ایران دوران بالندگی خود را سپری میکند و اگر بنا باشد در این کشور اتفاقی بیفتد و تغییری را به دنبال داشته باشد تنها و تنها از طریق انتخابات خواهد بود. چنین پیامی به منزلهی این است که ایران کشوری باثبات است و این آمادگی را دارد که پذیرای سرمایهگذاریهای خارجی و زمینهساز استحکام زیرساختهای توسعه در ابعاد گوناگونش باشد.
هماکنون بیتوجهی به انتخابات و ارکان آن به عنوان پاشنهی آشیل اغلب کشورهای خاورمیانه مطرح است و نتیجهی آن هم درگیریهای داخلی ناشی از بحران مشروعیت است. بحرانی که آنها را ناگزیر به پرداخت باجهای نفتی و نظامی و سیاسی به دول قدرتمند میکند و حتی کشوری مانند عربستان را وادار میسازد تا به منظور انحراف افکار شهروندان خود و جلوگیری از اوجگیری منازعات طایفهای جنگی نابرابر با یمن را راه بیندازد و به این طرف و آن طرف نیرو بفرستد و اینگونه وانمود کند که بدون این لشکرکشیها وحدت مردم عربستان آنگونه که سخنگوی وزارت امور خارجه این کشور مدعی آن بود، آسیب میبیند! در حالی که مشکل چنین رژیمهایی مقاومت در برابر مردمسالاری است که بدون آن توسعه و پیشرفتی حاصل نمیشود.
اصولاً یکی از ویژگیهای مردمسالاری این است که وقتی به اوج کمال خود میرسد امتیازات قومی و طایفهای و طبقاتی که در حکومتهای سنتی و غیرمردمسالارانه خود را به مردم تحمیل میکنند حذف میشود و تدریجاً جای خود را به برآیند آرای عمومی میدهد.
هر چند برخی آفتها که عمدتاً ریشه در پایین بودن ظرفیت فرهنگی جامعه دارد از درجهی خلوص انتخابات میکاهد اما به تدریج که به تعداد افراد باسواد در جامعه افزوده میشود و فقر بساط خود را جمع میکند پدیدههای ناخوشایندی نظیر فروش رأی و گرایشهای طایفهای نیز جای خود را به دغدغههای ملی خواهد داد.
ناگفته پیداست که بسیاری از تخلفات انتخاباتی تا زمانی که بستر اجتماعی برای آن فراهم باشد ادامه خواهد داشت اما خانوادههایی هم هستند که اعضای آن هر کدام رأی خود را دارند و حتی حاضر نیستند باور خودشان را فدای ارادتهای عاطفی و سفارشهای خویشاوندی کنند.
با استحکام تدریجی ارکان انتخابات، نهال مردمسالاری بیش از پیش به بار مینشیند و مردم ثمرهی آن را میچینند. با جا افتادن و نهادینه شدن فعالیت احزاب و تشکلهای غیردولتی از یک سو و فعالیت آزادتر رسانهها از سوی دیگر به موازات ارتقای ظرفیتهای فرهنگی و برطرف شدن کاستیهای مشمئزکننده اقتصادی، شایستهسالاری به عنوان دغدغهی اصلی در انتخابات دنبال میشود و نقشآفرینی در تمامی رویدادهایی که با مشارکت عمومی تحقق پیدا میکند در پیشانی رفتار شهروندان قرار میگیرد.
به هر حال به نظر میرسد که برگزاری چنین انتخاباتی در دل منطقهای که هر کدام از کشورهای قرار گرفته در آن به نوعی درگیر مسایل داخلی و دخالتهای خارجی هستند یک برند سیاسی ارزشمند تلقی میشود و انشاءالله که نتایج آن نیز فرخنده و به نفع مردم عزیز ایران باشد.
- شنبه ۸ اسفند ۱۳۹۴
- سرمقاله

یادداشت سردبیر “اسماعیل عسلی” ۸ اسفند ۹۴