یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
نوروز با طعم کتاب
اخیراً طرحی که صدا و سیما زنگ آن را به صدا درآورده عنوان گردیده که خانوادهها و مخصوصاً بزرگترها هدیه کتاب را به عنوان عیدی، جایگزین پول نو کنند. صد البته با توجه به آثار فرهنگی و درازمدت این اقدام در ارزشمند بودن آن تردیدی نیست اما تجربه ثابت کرده است که گاهی اجرای بد طرحهای خوب بیش از هر چیزی به آن لطمه وارد کرده است.
تصوری که بچهها و حتی بزرگترها از پول دارند این است که با بهرهگیری از آن میتوانند اجناس و کالاهای مورد نظر خود را خریداری کنند، برخی نیز عیدیهای خود را پسانداز کرده و منتظر فرصتهای خوبی میمانند که بهترین استفاده را از آن داشته باشند، عیدی بعضی از بچهها دوباره به پدرها و مادرها برمیگردد تا به عنوان عیدی به بچههای فامیل داده شود. در برخی از خانوادهها سرپرست خانواده خرید لباس و کفش برای بچههایش را به دریافت عیدی توسط آنها موکول میکند و بالاخره باید گفت استفاده از عیدی در ایام نوروز به اندازهای متنوع است که هرگونه برنامهریزی برای آن در گرو ملاحظهی جنبههای گوناگون آن است.
از سویی دیگر وقتی بنا به خریدن کتاب میشود بحث سلیقه و علاقه و جنس و موضوع کتاب پیش میآید و همینطور وقت و زمانی که باید برای خرید آن گذاشت، ضمن این که خرید کتابهای شاخصی چون دیوان حافظ، سعدی، فردوسی، داستان و رمان و آثار ادبی و علمی با توجه به چاپها و قیمتهای گوناگونی که دارند و همچنین این احتمال که ممکن است شخصی که بناست عیدی بگیرد ممکن است چنین کتابی را داشته باشد یا اساساً به آن نیازی و علاقهای نداشته باشد ما را با اما و اگرهای زیادی مواجه میکند که در نهایت عطای هدیه کردن کتاب را به جای عیدی به لقایش میبخشیم.
از یک منظر دیگر تصور کنید که روزی روزگاری هدیه کردن کتاب به جای پول نو در جامعه موجپذیر ما نهادینه شده باشد. در این صورت شاهد لابیها و جریانهای زیرپوستی و چه بسا علنی در محافل و مجالس توسط ناشران و نویسندگان و نهادهای فرهنگی و کانونهای فکری و اندیشگانی خواهیم بود که باید برای چه کتابهایی آن هم با چه تیراژها و کمیت و کیفیتی و از چه نویسندگان و یا ناشرانی فرصت ایجاد کنیم تا در تیررس توجه و نگاه مردم قرار گیرند و در این میان کسانی به روزنامهها و نشریات و حتی صدا و سیما متوسل میشوند تا به تبلیغ کتاب آنها بپردازند و چه بسا در این میان کسانی هم با مشاهدهی بازار گرم هدیه کتاب دست به کار شوند و حساسیتها را برانگیزند و دست به اصطلاح مظلوم واقع شدهگان و بازماندگان از رقابتهای داخلی را بگیرند و هر سال شاهد اجرای سناریوهای گوناگون در این زمینه باشیم.
متعاقب آن بازار برخی از مباحث داغ میشود که مطالعهی چه کتابی در ایام نوروز مناسب است و همین رقابت نیمبندی که هماکنون در بازار کتاب جریان دارد از تک و تا بیفتد و به دغدغهای جدید تبدیل شود.
از چند سال پیش که جمعآوری اعانه برای مستمندان در روزهای نزدیک به عید مطرح گردیده غیر از سازمان بهزیستی و کمیتهی امداد که فلسفهی وجودی آنها در پیوند با این موضوع است، افرادی با در دست داشتن بستههای رسید دریافت کمک راه میافتند و به افراد و کسبه مراجعه میکنند و مطالبهی کمک مینمایند. چه بسا برای کتاب هم همین اتفاق بیفتد و ماجراهایی را رقم بزند.
پرواضح است در جامعهای که تیراژ برخی کتابها به ۵۰۰ شمارگان رسیده و همین تعداد نیز فروش ندارد و برخی از نهادها و ناشران از طریق رسانههای گوناگون و نفوذ در مراکز متعدد تعلیم و تربیت و دانشگاهها تلاش میکنند با گنجانیدن کتابهای مورد نظر خود در موضوع مسابقههای فرهنگی و حتی درسی و پژوهشی، کمبود فروش خود در بازار آزاد را جبران نمایند و بعضاً از همان ابتدا با اهدافی گوناگون فروش آن را با برنامهریزیهایی از این دست تضمین میکنند، چگونه میتوان انتظار داشت که در فضایی کاملاً رقابتی و مبتنی بر آزادی انتخاب، کتاب را جایگزین پول نو در ایام نوروز کرد.
اساساً باید پذیرفت که کار فرهنگی زمانبری زیادی دارد و امکان این که بتوان در کوتاهمدت آن را نهادینه کرد کم است مگر اینکه شاهد نتایج درخشان آن در همان کوتاهمدت باشیم.
به نظر میرسد اگر در همان گام اول کتاب را رقیب پول نکنیم پول را لای کتاب بگذاریم و هدیه کنیم بهتر باشد. از چند جهت یکی این که برای پول هدیه دادن هر کسی مبلغ اسکناس را متناسب با بضاعت مالی خود انتخاب میکند و اگر بخواهد برای انتخاب کتاب هم از چنین روشی استفاده کند چه بسا روی کیفیت کتاب تأثیر بگذارد. دیگر این که وقتی ما پول هدیه میدهیم دیگر نیازی نیست به سلیقهی افراد توجه کنیم ولی در مورد خرید کتاب بحث سلیقه و چیزهای دیگر مطرح است و چه بسا سلیقهی ما با سلیقهی کسی که کتاب را به او هدیه میکنیم یکسان نباشد.
هدف از این یادداشت ایجاد موانع فرضی در مسیر اهدای کتاب در نوروز نیست بلکه هدف این است که از متزلزل شدن جایگاه نیمبند کتاب در بین مردم جلوگیری شود زیرا گاهی در جامعهی ما طرحهایی با اهدافی والا مطرح میشود و بعد با بدترین شیوهها اجرایی میشود و آثاری معکوس از خود بر جای میگذارد و مردم را از کرده خود پشیمان میکند!
هماکنون نیز کسانی هستند که بدون سر و صدا به مناسبتهای مختلف از جمله نوروز کتاب به این و آن هدیه میکنند که آثار و نتایج خوبی هم دارد. این طرح اگر حواشی پشیمان کنندهای نداشته باشد به عنوان یک حرکت فرهنگی میتواند به نوروز رنگ و بویی دیگر بدهد و برای دستاندرکاران امور فرهنگی فرصتی طلایی ایجاد کند تا مردم ایام فراغت و شادی را نیز بدون بهرهی علمی و فرهنگی سپری نکنند.
- یکشنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۴
- سرمقاله

یادداشت سردبیر “اسماعیل عسلی” ۱۶ اسفند ۹۴