یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
تا روز موعود
همنشینی ادب و نزاکت و شرم و فروتنی با بزرگی و وجاهت اجتماعی در نزد ایرانیان که هزاران سال پیشینهی فرهنگی و تمدنی دارند به اندازهای جا افتاده است که هر کسی در عین ادعای بزرگی و فرهیختگی رفتاری خارج از چارچوب ادب و فروتنی داشته باشد، شایستهی احترام و بزرگداشت نمیدانند.
سخنان سخیف و بیارزش و غیرمؤدبانهی قاضیپور که در آن انواع استخفاف را در حق زنان این مرز و بوم روا داشته، نه در شأن یک نماینده بود و نه در شأن مجلس و چه شگفتانگیز است که چنین موجودی هنوز هم کسوت نمایندگی مردم را که برای قامت کوتاه و نحیف اندیشهاش بسیار بلند و گشاد است، یدک میکشد و انتظار دارد که به عنوان یک انسان و مسلمان از او یاد شود!
این سخنان که بیشتر برازندهی شخصی فاقد تعادل روحی و مست از بادهی قدرت است در شبکههای مجازی و رسانههای مکتوب با واکنشهای تقریباً یکدست حاکی از نفرت و اشمئزاز روبهرو گردیده و شخصیتهای گوناگون وابسته به طیفهای مختلف اجتماعی با ابراز شگفتی از راهیابی چنین فردی به مجلس، خواستار برخورد قانونی با وی شدهاند. سخنان وی به اندازهای بیادبانه تلقی گردیده که حتی در مقام پاسخگویی نیز نمیتوان به آن استناد کرد.
این که چنین ادبیاتی برای جاخوش کردن در محاورات سیاسی و محافل رسمی چه پروسهای را طی کرده و چه عواملی بسترآفرین روایی چنین سخنانی به زعم یک نماینده گردیدهاند خود بحثی را میطلبد که در حوصلهی این یادداشت نیست. تنها میتوان گفت اگر حتی یک شخص معمولی که بار مسئولیت خطیر نمایندگی مردمی فهیم از دیاری کهن را نیز بر عهده نداشت چنین سخنانی را بر زبان میآورد، سزاوار مجازات بود.
این واقعیت تلخ این سؤال را به ذهن متبادر میکند که شخصی که کوچکترین درکی از حقوق انسانی و شهروندی ندارد و به راحتی نیمی از هموطنان خود را که زنان باشند با تازیانهی استهزاء و توهین تخطئه میکند و حتی به نسوانی که با خودش خویشاوندی سببی و نسبی دارند رحم نمیکند چگونه میخواهد از حقوق مردم دفاع کند. به راستی چنین شخصی از نمایندگی مجلس جز ایستادن و نشستن و احسنت و مرحبا گفتن و دو دو کردن چه میداند؟
سخنان فاقد عقبهی اندیشگانی و ضد دینی این موجود فاقد اعتبار و وجاهت اجتماعی به اندازهای افکار عمومی را جریحهدار کرده که جز با پاسخی کوبنده از سوی مراجع قانونی و قاطبهی نمایندگان مجلسنشین نمیتوان به عدم تکرار چنین رفتار زنندهای امیدوار بود.
این موجود که از او نیز به عنوان یک پدیده باید یاد کرد بیش از هر کسی به کسانی توهین کرده که ادعای نمایندگی آنها را دارد. وکیل در واقع باید معرف و مدافع شأن و جایگاه موکلان خود باشد.
چه کسی جرأت دارد بگوید قاضیپور نمایندهی شهری است که بزرگانی چون شیخ صفیالدین ارموی، آخوند ملاعلی، آیتالله فوزی، آقا الهوردی نقاش، آقا ابوالحسن افشار ارموی، مسکین حسین، حسین جهانگیری بیگلربیگی، حسامالدین چلبی اورموی، محمدجعفر معنوی، آیتالله خویی، حمید باکری، مهدی باکری، حیدر عمو اوغلو، استاد ابراهیم زینالی، علامه سید جلالالدین محدث اورموی، و… و صدها و بلکه هزاران دانشمند و ادیب را در دامان پرمهر خود پرورده است.
پروین اعتصامی که از مشاهیر زنان ایران و زادهی آذربایجان است در یکی از آثار برجستهی خود تحت عنوان «فرشتهی انس» خطاب به موجوداتی نظیر قاضیپور که نگاهی عصر حجری به زنان دارند و هنوز در دوران غارنشینی سیر میکنند میگوید:
در آن سرای که زن نیست انس و شفقت نیست
در آن وجود که دل مرد، مرده است روان
به هیچ مبحث و دیباچهای قضا ننوشت
برای مردم کمال و برای زن نقصان
اگر فلاطن و سقراط بودهاند بزرگ
بزرگ بوده پرستار خردی ایشان
زن نکوی، نه بانوی خانه تنها بود
طبیب بود و پرستار و شحنه و دربان
و…
این که نمایندهای بگوید مجلس جای زنان نیست و… جز این که نااهلی و عدم صلاحیت خود برای نمایندگی را در شیپور بدمد و کوس رسوایی خود را به صدا در آورد چه نتیجهای از سخنان خود گرفته است و آیا با یک عذرخواهی که در واقع به منزلهی سادهلوح تصور کردن مخاطبان و مردم است میتواند گندابی را که از دهانش سرچشمه گرفته و بوی تعفن و نفرت را در همه جا پراکنده است بخشکاند.
افرادی نظیر قاضیپور چه تعریفی از مجلس دارند و نمایندگی را چگونه شغلی میدانند؟! حتی اگر مجلس شورا پسوند اسلامی هم نداشت که رعایت اخلاق و ارزشهای معنوی در آن برجسته شده باشد باز هم چنین حرکتی از یک نماینده قابل پذیرش و اغماض نبود.
به هر تقدیر به نظر میرسد که این موجود باید منتظر نتیجهی طبیعی رفتار خود در روز موعود که مهر تأیید نمایندگان در پای اعتبارنامهی راهیافتگان نقش میبندد باشد. تا روز موعود
- سه شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۴
- سرمقاله

یادداشت سردبیر “اسماعیل عسلی” ۱۸ اسفند ۹۴