سرمقاله
محمد عسلی
اگر حزب الله نبود
مروری بر تاریخ گذشتگان قهرمان و سردارانی که در حفظ آب و خاک زادگاهشان به شدت تأثیرگذار بوده اند، آدمی را به این اندیشه دور می برد که انسان ها نه صرفاً به لحاظ توانایی جسمی، روحی، معنوی و یا بار علمی در تاریخ ماندگار شده اند، بلکه میزان تأثیرگذاری این توانمندی ها بر تاریخ، آب و خاک، باورها و ملت ها در خواستن و نخواستن ها و در مبارزه های استقلال طلبانه و به حق است که قهرمان را نه فقط برای زمان حالشان، بلکه برای همیشه تاریخ مانا و ماندگار می کند و چه بسا از اندیشه و عمل آنها مکتب ها و ایدئولوژی هایی پدید آمده که در طول قرن ها مورد قبول و تبعیت پیروان و آزادیخواهان جهان قرار گرفته است.
گاه در تاریخ کشورها و حتی جهان پیوسته این سؤالات مطرح بوده است که اگر ناپلئون، هیتلر، اسکندر، چنگیز، نادر نبودند و به جای آنان کسان دیگری می بودند که راه و روش آنها را در جهانگشایی و جهانگیری دنبال نمی کردند هم اکنون وضعیت جهان چگونه می بود؟
اما آنان که این سؤالات را مطرح می کنند و برای آن پاسخ درستی نمی یابند به این مهم توجه نمی کنند که آدم ها هستند که تاریخ سازند و آدم های تاریخ ساز محصول شرایط و موقعیتی هستند که گاه به آنها تحمیل می شود و حق انتخاب را از آنها می گیرد.
سید حسن نصرالله رهبر حزب الله لبنان از جمله قهرمانانی است که شرایط و موقعیت منطقه و نیز غصب و تجاوز صهیونیست ها به خاک و زادگاه فلسطینیان مسلمان، مسیحی و یا یهودی موجب شده چنین اعتباری پیدا کند که دوستان و حق طلبان او را قهرمان بدانند و دشمنانش او را تروریست نام بگذارند.
سید حسن نصرالله رهبر حزب الله لبنان نه به دنبال تجاوز و فتح سرزمینی بوده و نه به دنبال کسب قهرمانی است.
انگیزه حزب الله لبنان آزادسازی و حفظ زادگاهی بوده که افرادش در آنجا به دنیا آمده اند و برای مردم مظلومی که زیر هجمه نظامی و سیطره تبلیغاتی اسراییلی ها، آمریکایی ها و انگلیسی ها بوده اند سپر بلا شده اند.
طبیعی است که نه فقط آمریکا، انگلیس و اسراییل و کشورهای اقماری آنها او را تروریست و حزبش را غیرقانونی بدانند، بلکه کار به جایی برسد که کشوری مانند عربستان که تکیه بر آمریکا و اسراییل دارد برای خوش خدمتی به اربابان او را تروریست بداند و اتحادیه عرب و کشورهای عرب منطقه خلیج فارس را نیز ترغیب کند تا حکم به تروریست بودن حزب الله بدهند. زیرا عربستان، قطر و امارات حزب الله را خار چشم خود می دانند وقتی می بینند یک تشکیلات نوبنیاد عقیدتی با تکیه بر باور مسلمانی توانسته اسراییل را از تجاوز به خاک لبنان بترساند و مقابل ارتش تا دندان مسلح به جنگ افزارهای پیشرفته آمریکایی آنها بایستد و هم اکنون نیز به یاری مردم سوریه شتافته و حساب عربستان و قطر و امارات را هم کف دستشان گذاشته است.
آیا چنین تشکیلاتی که به کمک مظلومان شتافته و در خط مبارزه و مقابله با اسراییل ایستاده تشکیلات تروریستی است؟ ولی داعشی که با پول، سلاح و حمایت سیاسی و پنهانی عربستان با فجیع ترین وضعیت زنان و کودکان مسلمان را از دم تیغ می گذراند، تروریستی نیست؟
واقعاً کشورهای اتحادیه عرب باید خجالت بکشند و این داغ ننگ را در پیشانی خود برای ابد نگه دارند زیرا جز خیانت و جنایت در اعمال چنین سیاست های نابخردانه و ناحقی کار دیگری نکرده اند.
تسلیم محض در مقابل متجاوزان صهیونیستی نشانه تدبیر نیست، بلکه نشانه ای از ترس، خیانت و تلاش برای حفظ موقعیت است. چنین کسانی هم در حق اسلام خیانت کرده اند و هم به مردم مظلوم فلسطین، سوریه، لبنان، عراق و امثالهم زیرا هر انسان منصفی امروز می داند که جایگاه حزب الله کجاست و جایگاه عربستان و کشورهای هم پیمان آن کجا.
در تاریخ چنین وقایعی زیاد تکرار شده و خائنانی بوده اند که مسیر حق را بسته و راه باطل را گشوده اند؛ اما پایان شب سیه سپید است و دیر یا زود همگان سرنوشت و عقوبت ظالمان را خواهند دید.
چرا که خداوند در قرآن فرموده اند: [به راستی که خداوند پاداش نیکوکاران را ضایع نمی کند]
والسلام
- دوشنبه ۲۴ اسفند ۱۳۹۴
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۲۴ اسفند ۹۴