• print
یادداشت سردبیر “اسماعیل عسلی” ۲۵ اردیبهشت ۹۴

یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
اختر چرخ ادب
پروین اعتصامی از شاعران زن پرآوازه ای است که اشعار تعلیمی خویش را در خدمت رشد فرهنگی و اجتماعی زنان معاصر خود قرار داد و در روزگاری که زنان ایران در زوایای تاریک باورهای غلط اغلب راه های منتهی به فعالیت های اجتماعی را به روی خود بسته می دیدند به میدان آمد و آنچنان جلوه گری کرد که عده ای با شنیدن اشعارش به غلط تصور می کردند پروین تخلص یکی از شاعران مرد است.
مرد پندارند پروین را چه برخی ز اهل فضل
این معما گفته نیکوتر که پروین مرد نیست
در زمانه ای که پروین می زیست آموزشگاه های رسمی و دولتی به گونه ای که بعدها شکل گرفت و اکنون حتی در دور افتاده ترین نقاط کشور فعال است، وجود نداشت و زنان انگشت شماری که توانستند استعدادهای نهفته در وجود خود را بروز دهند از حمایت هدفمند پدر و مادری فهیم و باسواد و دانشمند برخوردار بودند و گرنه حتی دخترانی که در مکتب خانه ها سواد می آموختند این سواد آموختن صرفا به خواندن کتاب های خاصی محدود می شده که بیشتر حاوی دستورات کلی زندگی و نکات اخلاقی بوده و به زنان برای ورود به فعالیت های علمی و اجتماعی کمک زیادی نمی کرده و صرفاً آنها را توانا می ساخته که نامه ای بخوانند یا نامه ای بنویسند و سواد خواندن قرآن و کتب ادعیه را داشته باشند. همین و والسلام، اما، مرحوم یوسف اعتصامی پدر یوسف اعتصامی مرد فرهیخته ای بود که فرزندانش را با هدف توانا شدن برای خدمت به مردم تربیت کرد. به طوری که پروین زبان فارسی، انگلیسی و عربی را نزد پدرش آموخت. پروین در شعری که به قصد تعزیت پدرش سروده او را ماه گردون ادب توصیف نموده و از حمایت های بی بدیل پدرش تشکر می کند:
مه گردون ادب بودی و در خاک شدی
خاک زندان تو گشت ای مه زندانی من
اگر چه با مطالعه ی اشعار پروین نمی توان به فراز و نشیب های زندگی خصوصی او پی برد اما درک شرایط اجتماعی زمانه پروین و نگاهی که به زنان وجود داشت با مطالعه اشعار او سخت نیست.
پروین اعتصامی در قطعه ای زیبا تحت عنوان فرشته ی انس سعی در اصلاح نگاه متحجرانه ای دارد که نسبت به زنان وجود داشته است آنجا که می گوید:
در آن سرای که زن نیست انس و شفقت نیست
در آن وجود که دل مرد، مرده است روان
به هیچ مبحث و دیباچه ای قضا ننوشت
برای مرد کمال و برای زن نقصان
برای گردن و دست زن نکو پروین
سزاست گوهر دانش نه گوهر الوان
پروین دختران هم عصر خود را به علم آموزی ترغیب می کند و دانش آموختن دختران را برای رفع شبهاتی که عده ای متحجر به دنبال القای آن هستند لازم می داند:
به که هر دختر بداند قدر علم آموختن
تا نگوید کس، پسر هشیار و دختر کودن است
نزدیک به ۷۴ سال است که پروین از خاک به افلاک پرکشیده و خوشبختانه این اقبال را داشته که شاهد اظهار نظر کسانی نظیر قاضی پور نباشد، نماینده مجلسی که حتی حضور کمتر از ۱۰ درصدی زنان را در مجلس برنمی تابد در حالی که دختران و زنان این مرز و بوم به مدد عزم و پشتکار ۶۰ درصد از جمعیت دانشجویان را به خود اختصاص داده اند و وجود مؤثرشان در بیمارستان ها، آزمایشگاه ها و مراکز علمی و تحقیقاتی و میادین ورزشی نویدبخش آینده ای روشن برای این سرزمین است.
هیچکس باور نمی کند از دامن زنانی که قاضی پور به توصیف و توهین آنان پرداخته مردی به معراج برود. این به اصطلاح نماینده مردم! فراموش کرده که فاطمه ی زهرا (س) و زینب کبری (س) که خطبه های تاریخی را در جمع مسلمانان بر زبان جاری ساخته و از حق و حقوق خود و مردم دفاع کرده اند نیز زن بوده اند. تأسف بار است که پس از آن روز سیاهی که قاضی پور دهان به ناحق گویی گشود هنوز پاسخ رسمی جانانه ای به او داده نشده و کماکان متوهمانه احساس نمایندگی می کند! بگذریم.
سخن از پروین بود که امروز به نام او ثبت شده است. بی شک اگر پروین بود در وصف زنان بزرگی که شهدایی نام آور و افتخارآفرین را در دامان پر مهر خود پروردند و مشعل دانش را در دل خود برافروختند و با تلاش و فعالیت موثر در مسیر توسعه گام برداشتند، لب می گشود و گوهرافشانی می کرد.
هم اکنون اگرچه زنان سرزمین ما از روزگار پروین فاصله گرفته اند و بخش قابل توجهی از محدودیت ها را پشت سر گذاشته اند و برای عبور از موانع دیگر نیز شتاب گرفته اند اما هنوز هم نیازمند گوش سپردن به سخنان نغز و دلنشین پروین هستند. ناگفته نماند که خبر پرداخت برابری دیه زن و مرد از سوی شرکت های بیمه نیز خبر خوبی بود که در آستانه روز پروین اعتصامی رسانه ای شد.
شاید لحظه ای که پروین مشغول سرودن قطعه ی مناظره گونه ی نخ و سوزن بوده، نیم نگاهی به مقایسه زن و مرد با یکدیگر داشته او به این وسیله پاسخ بسیاری از یاوه گویان را داده است:
در دست بانویی به نخی گفت سوزنی
کای هرزه گرد بی سر و بی پا چه می کنی؟
ما می رویم تا که بدوزیم پاره ای
هر جا که می رویم تو با ما چه می کنی؟
خندید نخ که ما همه جا با تو همرهیم
بنگر به روز تجربه تنها چه می کنی؟
هر پارگی به همت من می شود درست
پنهان چنین حکایت پیدا چه می کنی؟
خودبین چنان شدی که ندیدی مرا به چشم
پیش هزار دیده بینا چه می کنی؟
پندار من ضعیفم و ناچیز و ناتوان
بی اتحاد من تو توانا چه می کنی؟
تردیدی نیست که آوازه ی پروین و چاپ آثار ماندگار او و تجلیل هایی که بزرگانی چون دهخدا و ملک الشعرای بهار از او به عمل آوردند و همچنین درخشش زنانی دیگر در عرصه های گوناگون دانش و صنعت و هنر و ورزش به زنان این سرزمین اعتماد به نفس زیادی بخشید و موجب شد که با نگاه به جایگاه واقعی خود در جامعه ی بشری پوست بیندازند و بدون آن که شأن و شوکت خود را بازیچه ی دست تاجرپیشگان قرار دهند و از ایفای نقش مادری بازمانند، خواستار حقوق خدادادی خود باشند و از زندگی توام با دانش و هنر و معرفت و نشاط و فعالیت و ورزش لذت ببرند.

Comments are closed.