سرمقاله
محمد عسلی
مجلس در انتظار حماسه ای دیگر
ظریفی می گفت: «اگر مردم بدانند اهمیت مجلس تا چه میزان است، حتی انتخاب یک نفر هم در تصویب یا عدم تصویب یک قانون بسیار مؤثر و سرنوشت ساز است…»
من گفتم: اگر فقط یک نفر در مجلس باشد که بتواند بر جمع و بر افکار عمومی چنان تأثیری بگذارد که منافع ملی حفظ شود و عدالت در تصمیم گیری ها مبنا قرار گیرد همان یک نفر خود یک مجلس است.
و اما بعد:
مجلس شورای اسلامی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی پیوسته از ترکیب ناهمگونی برخوردار بوده و تمامی کرسی نشینان مجلس به لحاظ آگاهی های سیاسی و اطلاعات علمی و تجربه مدیریتی نه اینکه در یک سطح نبوده اند، بلکه چه بسا فاصله ها بسیار بوده است.
اگر مجلس، مجلس باشد و بتواند نمایندگی افکار عمومی را مدیریت کند نه فقط در اعتلای فرهنگ سیاسی مردم تأثیرگذار خواهد بود، بلکه بسیاری از مصائب و مشکلات اقتصادی، سیاسی و فرهنگی که امروز ملت ما با آن مواجه اند آزار دهنده نبود و یا به طور نسبی قابل تحمل بود.
مجلس آینده می باید مجلسی باشد که به دور از چالش های درون حزبی و یا درون جناحی همه فقط به کشور، ملت و انقلاب بیاندیشند و اینکه هیچکس در اندیشه منافع شخصی نباشد و منافع خود یا گروه و تشکیلات جناحی اش را بر منافع ملی و نیازهای مردمی ترجیح ندهد.
انتخاب حداکثری و هوشمندانه است که می تواند از میان نامزدها به طور نسبی اصلح را برگزیند.
فارس و به ویژه شهر کهن فرهنگ ایران زمین در شرایطی قرار دارد که از یک طرف خشکسالی کشاورزی و باغداری آن را تهدید می کند و از طرف دیگر روز به روز به سیل بیکارانش افزوده می شود.
فارس اقلیمی است که همه ایران در آن دیده می شود، هم به لحاظ میزان فقر و محرومیت و هم به لحاظ منابع، ثروت و توانایی هایی که بالقوه در آن کاملاً مشهود است.
به جرأت می توان گفت که اهمیت فارس به لحاظ سوق الجیشی، مهاجرپذیری، گردشگری، فرهنگ، هنر و ادب برای مجلسیان جا نیفتاده و به ویژه بعد از پیروزی انقلاب در اذهان مسئولین به عنوان یک استان مرفه و مورد نظر شاهان گذشته جا افتاده که بارها شنیده ایم گفته اند اگر می خواهید خوش بگذرانید به شیراز بروید.
آقایان مسئولین بدانند و نیز نمایندگان و مردم که می دانند، آمار طلاق، جرم و جنایت، بیکاری و اعتیاد و فرار از تحصیل در فارس روند صعودی دارد و اگر سری به بازداشتگاه ها و دادگاه ها بزنید به خوبی تشخیص می دهید که مردم در چه شرایطی هستند باید چشم ها را شست طور دیگر دید.
فارس و به ویژه شیراز را آنگونه که هست ببینیم و نه آنگونه که در اشعار شعرای کهن آمده که «عبیرآمیز می آید شمالش»
دیگر نه از آب رکنی «رکن آباد» خبری هست و نه از عبیرآمیز و بلبلان شیراز هم زیر بار ترافیک سنگین، تراکم جمعیت، سیل مهاجرین جنگ تحمیلی که مانده اند و شیرازی شده اند و مصائبی مانند بالا رفتن سن ازدواج، افزایش طلاق، خشونت در روابط اجتماعی، آمار تصادفات رانندگی و مسایل دیگر که ذکر همه آنها از حوصله این نوشتار خارج است کمر خم کرده و همان ظاهر گذشته را هم ندارد.
با این وصف به قول حافظ «مردی از خویش باید برون آید و کاری بکند…»
طرحی نو دراندازد، محدودیت هایی که در سرمایه گذاری راه بندان ایجاد کرده از جلوی پای سرمایه گذاران بردارد و شور و حالی دیگر به وجود آورد تا حداقل بتوان به آینده چنین امیدوار بود که خیل جوان بیکار در بازار کار جذب شوند و سرمایه گذاری های داخلی و خارجی رونق یابد چرا که به قول سعدی علیه الرحمه:
«شب چو عقد نماز می بندم
چه خورد بامداد فرزندم»
و یا به تعبیری دیگر که سعدی در گلستان در باب فقر آورده:
«یکی تحرمه عشا بسته و دیگری منتظر عشا نشسته، این بدان کی ماند…»
امام علی (ع) می فرماید: «الفقر الموت الاکبر» [فقر مرگ کبیر است]
و مهم تر از همه پیامبر اکرم (ص) فرمود: «کاد الفقر ان یکون کفرا» [زود باشد که فقر به کفر بیانجامد]
کلید رفع معضلات اجتماعی در رفع فقر و بیکاری است، مجلس آینده به این مهم توجه کند که مهم ترین مشکل ما بیکاری است. رضایت وقتی می آید، عبادت معنی پیدا می کند و جای پای اخلاص را در همه جا می توان دید.
والسلام
- پنج شنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۵
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۹ اردیبهشت ۹۵