• print
یادداشت سردبیر “اسماعیل عسلی” ۲۱ اردیبهشت ۹۵

یادداشت سردبیر

اسماعیل عسلی

امام محمد باقر (ع) بنیانگذار کانون های مستقل دینی و علمی

میلاد امام محمد باقر (ع) بهترین دستاویز برای نگاهی تحلیلی به دلایل ماندگاری جریان های مبتنی بر اندیشه است. این که چرا نظریه پردازی و گفتمان سازی در مذهب تشیع را به امام جعفر صادق (ع) و امام محمد باقر (ع) نسبت می دهند به این مهم بازمی گردد که این دو بزرگوار جهاد علمی و فرهنگی را مبنای گسترش مذهب شیعه قرار دادند و با تشکیل کانون های علمی و پرورش شاگردان مبرز که بعدها هر کدام از آنها راهی شهرهای دور و نزدیک شدند و به شکل گیری حوزه های علمی کمک نمودند و تلاش کردند که بدون آسیب رسانیدن به مؤلفه های وحدت اسلامی که بر تخطئه و نفی دیگران استوار بود، تشیع را جریان راستینی معرفی کنند که سعی دارد با تأثیرگذاری بر روی افکار و فطرت حق طلب انسان ها و بدون ایجاد نقار و شکاف در امت اسلامی با حرکتی زیرپوستی آثار وجودی خود را با سمت دهی به رفتارها و ایده ها و دیدگاه ها بروز دهد. این که اکثریت قریب به اتفاق احادیث و روایات از امام جعفر صادق (ع) و امام محمد باقر (ع) نقل گردیده به نقش محوری آنها در شکل دهی به کانون های جهاد علمی و فرهنگی بازمی گردد. پس از این دو بزرگوار اغلب گروندگان به تشیع تا بازه ی زمانی خاصی عمدتاً از خواص و دانشمندان و فرهیختگان زمان خود هستند و همین اشخاص تدریجاً با ترویج نگرش شیعی که در بعد سیاسی بر دو مقوله ی شایسته سالاری و عدالت طلبی استوار است، هسته های مقاومت در برابر ستمگری ها و انحرافات حکومتی خلفای عباسی و حتی پس از آن را تشکیل دادند و تا زمانی که تأکید شیعه بر این دو مؤلفه ی تعیین کننده پر رنگ تر از سایر مؤلفه ها بود، هسته های مقاومت با چنین رویکردی در برابر ظلم و جور در هر کجای جهان خصوصاً مصر و یمن و ایران و شام شکل گرفتند این هسته های مقاومت ضمن این که به یکدیگر نزدیک بودند، نتایج مشترکی را نیز دنبال می کردند.

علت این که برخی از امرای دارای انصاف و دانشمندان فهیم ایرانی در نهان به تشیع اظهار علاقه می کردند و رویکرد به تشیع خصوصاً از قرن چهارم هجری به بعد از شاخصه های فرهیختگی و روشنفکری است به همین دو اصل شایسته سالاری و عدالت طلبی که به تبع آن ناگزیر از پذیرش رابطه ای الزامی بین تخصص و فرمانروایی هستیم باز می گردد. هرچند خلفای عباسی بعدها تلاش کردند با بهره مندی از قدرت گره گشایی حکما و اندیشمندان و واگذاری اختیارات ویژه به آنها خود را از تیررس انتقادات علمای دینی و دانشمندان دور نگه دارند اما برخی دخالت های نابجای آنان در عزل و نصب ها و تنبیه ها و تشویق ها و تلاش برای ثروت اندوزی و خوشباشی های مذموم در آموزه های دینی موجب می گردید که مردم نسبت به حسن نیت خلفا و پس از آن فرمانروایان دیگر برای ترویج شایسته سالاری تردید داشته باشند.

شاید دلیل اصلی بی میلی امام محمد باقر (ع) و امام جعفر صادق (ع) به تشکیل حکومت در آن زمان در این واقعیت غیرقابل انکار نهفته باشد که در آن زمان زمینه های اجتماعی و فرهنگی حکومت با معیارهای مد نظر آنان فراهم نبود و تشخیص درست آن دو امام همام این بود که حکومت مبتنی بر آموزه های قرآنی قبل از این که واقعیت عینی پیدا کند باید به مطالبه اکثریت مردم تبدیل شود. روندی که به طرح مطالباتی از این دست می انجامید باورمندی عمومی نسبت به معیارهایی بود که تکیه گاه اصلی حکومت محسوب می شد. لذا ناخرسندی مردم از حکومت خلفای عباسی به تنهایی برای اقدامی در جهت برپایی حکومتی مبتنی بر عدالت طلبی و شایسته سالاری کافی نبود، بلکه مردم باید می فهمیدند که چرا خلفای عباسی قادر به تامین رفاه و خشنودسازی آنها نیستند.

جهاد فرهنگی و علمی بر پایه ی آموزه های اسلامی که امام محمد باقر (ع) و امکام جعفر صادق (ع) در پی آن بودند با هدف ارتقای سطح مطالبات آحاد امت اسلامی دنبال می شد به این معنا که آن قدر شعور و اراده ی مردم را از راه تعلیم و تربیت و تزکیه بالا ببرند که حکومت احساس کند بدون جلب رضایت مردم نمی تواند خمس و زکات و مالیات بگیرد.

ترغیب مردم از سوی ائمه برای خواندن قرآن و فهم آن با این هدف صورت می گرفت که علمای درباری با علم به اینکه مردم با آموزه های قرآنی آشنا هستند نتوانند به توجیه و تبیین رفتار خلاف قانون خلفا و امرا و والیان بپردازند و فهم و تفسیر قرآن را در انحصار بگیرند و آن را یک حق طبقاتی محسوب کنند.

از این جهت تفاوتی بین مسلمان شدن برخی از ایرانیان ساکن در بخش های غربی و هم مرز با عربستان و شیعه شدن ایرانیان وجود ندارد زیرا در هر دو مورد انتظار و چشمداشت آنها از اسلام شایسته سالاری و عدالت طلبی است، لذا به زعم آنان هیچ منطقی توجیه کننده بر زمین ماندن این دو اصل به بهانه ی حفظ حکومت نبود چرا که در این صورت فلسفه وجودی حکومت که از ابتدا شایسته سالاری و عدالت طلبی بوده زیر سؤال می رود. انشقاق ها و انشعاب ها و چنددستگی های مذهبی که بعدها شاهد آن هستیم ریشه در معطل ماندن این دو اصل در جریان حکومت هایی دارد که با کمک مردم برای تحقق بخشیدن به این دو شعار زیربنایی شکل گرفته اند، لذا پرداخت هر هزینه ای برای تداوم یک حکومت از سوی مردم و تحمل تنگناهای ناشی از آن صرفاً در گرو پایبندی حکومت به دو اصل شایسته سالاری و عدالت طلبی است که تراز آن را می توان با ارزیابی میزان رضایتمندی عمومی مشخص کرد.

برای رسیدن به چنین ترازی نیازمند جهاد فرهنگی مستمر و لاینقطع هستیم آن هم با محوریت کانون هایی که حیات مستقل خود را مرهون مساعدت ها و حمایت های مالی و تدارکاتی مردمی بدانند. در چنین شرایطی است که شخصیت های فعال در کانون های قدرت همواره احساس می کنند که اعمال و رفتارشان با معیارهای مبتنی بر آموزه های اسلامی و با دو خط کش شایسته سالاری و عدالت طلبی ارزیابی و اندازه گیری می شود. معیارها و شاخص هایی که از دل جهاد فرهنگی در زمان امام محمد باقر (ع) و امام جعفر صادق (ع) بیرون آمد، از قدرت برانگیزانندگی و بازداری بالایی برخوردار بود به طوری که می توان مدعی شد تمدن درخشان اسلامی نیز سر در چنین آبشخوری داشت. اگر ما گاهی در لابلای تاریخ به رفتارهای قابل دفاعی که از خلفای عباسی سرزده برمی خوریم ریشه در غلبه ی فضایی دارد که کانون های علمی به وجود آورنده ی آن هستند. کانون هایی که در اختیار و انحصار خلفای عباسی نیست. اینجاست که می توان به اهمیت استقلال کانون های علمی و فرهنگی و هنری پی برد. از این منظر می توان امام محمد باقر را بنیانگذار کانون های مستقل دینی و علمی دانست و قدردان تلاش های زیر بنایی ایشان بود.

Comments are closed.