• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۲۸ اردیبهشت ۹۵

سرمقاله
محمد عسلی
فارس میزبان بیکاران مهاجر
از افغانی و بلوچ و کرد و لر گرفته تا کارگران مزارع رها کرده روستاهای فارس در حاشیه‏های خیابان ایمان شمالی، چهارراه ریشمک، دروازه اصفهان و دیگر خیابان‏ها چمباتمه زده یا ایستاده در شکار کارفرماهایی هستند که کم و بیش احتمال بکارگیری موقت آنها می‏رود.
این خیل بیکاران که ترکیبی از نوجوانان، جوانان، میانسالان و بعضاً افراد کهنسال می‏باشند به ضرورت و گاه به علت فقر شدید از عابران تکدی هم می‏کنند و بعضاً مشاهده شده دست به کف‏زنی، کیف‏ربایی و سرقت از خانه‏ها می‏زنند.
ناگفته پیداست فارس به دلیل قرار گرفتن در همسایگی بعضی استان‏ها تکیه امیدی برای خیل بیکاران و افراد بیچاره‏ای است که برای سیر کردن شکم افراد خانواده تا به این حد در معذور و مشکلات قرار گرفته‏اند.
و اما بعد:
تعطیلی کارگاه‏های ساختمان‏سازی به علت عدم استقبال برای خرید واحدهای مسکونی، از یک طرف و از طرف دیگر خشکسالی‏های پیاپی سالیان اخیر که کشت و زرع را به رکود کشانده کارگران ساده‏ای را که از این طریق امرار معاش می‏کرده‏اند برای کارهای یدی روانه شیراز و سایر شهرستان‏های فارس نموده است.
در چهل سال پیش بسیاری از کارگران ساده روستاها و شهرستان‏ها برای کاریابی به کشورهای عربی حوزه خلیج فارس سفر می‏کردند که آثار و بقایای این مهاجرت‏های پرزحمت هنوز هم در تأثیرگذاری فرهنگ و روابط اجتماعی بین خانواده‏های روستایی مشاهده می‏شود. اما تحولات اخیر سیاسی در خاورمیانه بافت مهاجرت‏ها را به هم زده و کمتر کارگر ایرانی را می‏توان در کارهای ساختمانی کشورهای عربی مشاهده کرد و بیشتر ایرانی‏تبارها و یا ایرانیان مهاجر به کشورهای عربی از جمله کویت، قطر و امارات به کسب و کار و یا داد و ستد کالاهای وارداتی دل‏مشغولند.
آنچه مسلم است این روند نه تنها شکاف و فاصله‏های طبقاتی بین اقشار جامعه را افزایش داده، بلکه امنیت شهرنشینی را هم مورد تهدید قرار می‏دهد.
لذا آمارهای اعلام شده از طرف مسئولان قضایی در خصوص قاچاق مواد مخدر و تهیه و فروش مواد افیونی که بسیاری از دستگیرشدگان را روانه زندان‏ها نموده حکایت تلخ اثرات بیکاری و فقر است که نرخ امید به زندگی را کاهش داده و بلاتکلیف‏ها را به ریسک‏پذیری بیشتر برای عملیات مجرمانه ترغیب نموده است.
طلاق و جدایی‏هایی که روز به روز بیش و بیشتر آمار ازدواج‏های ناموفق را افزایش می‏دهند هر چند دلایل و انگیزه‏های متفاوتی دارند، اما پژوهش‏ها و تحقیقات آماری انجام شده عواملی مانند اعتیاد، بیکاری و فقر را بیشتر دلایل ناسازگاری زوجین و نهایتاً تقاضای طلاق دانسته‏اند.
اگر به این روند پیش رویم نه فقط به خیل بیکاران می‏افزاییم، بلکه شاهد تعطیلی بسیاری از کارگاه‏ها و کارخانجات در آینده نزدیک خواهیم بود که بالطبع بیکاران و بیچارگان بیشتری را برای کاریابی به خیابان‏ها خواهد کشاند.
چه باید کرد؟
اگر سود بانک تک‏رقمی نشود و سرمایه‏داران بیشتر تمایل داشته باشند نقدینگی‏های خود را برای دریافت سود بیشتر در حساب‏های پس‏انداز پنج ساله بگذارند و بانک‏ها هم نخواهند یا نتوانند با این نقدینگی ایجاد اشتغال کنند، هیچ شغل جدیدی ایجاد نمی‏شود و صنعت ساختمان هم که بیشتر کارگران ساده را به کار می‏گیرد و یا کارخانجات تولیدی مصالح ساختمانی را راه‏اندازی می‏کند، به کلی تعطیل می‏شوند و کشاورزی هم که به علت بی‏آبی یا کم‏آبی مقرون به صرفه نمی‏باشد راه به جایی نخواهد برد.
متأسفانه دولت همه ساله مبالغ قابل توجهی هزینه می‏کند تا ایجاد امنیت کند و یا نسبت به سالم‏سازی محیط‏های اجتماعی وارد میدان می‏شود و مورد سؤال و مؤاخذه هم قرار می‏گیرد، اما به منظور پیشگیری از بیکاری که ام‏الفساد است برنامه‏های کوتاه و درازمدتی ندارد و یا اگر دارد معمولاً به ندرت اجرایی می‏شوند.
برای رفع این موانع تنها راه، بکارگیری خیل بیکاران به هر وسیله و بهانه‏ای است حتی اگر حفر کانال‏هایی باشد که بلااستفاده می‏مانند و یا مجبور می‏شوند دوباره آنها را پر کنند.
ای کاش به جای پرداخت یارانه، همین مبالغ صرف بکارگیری قشر فقیر و زحمتکش می‏شد.
مثلاً امکاناتی ایجاد می‏شد تا خانم‏ها در خانه و مردها در مزارع و کارخانه‏ها به کار مشغول شوند نه اینکه پای تلویزیون‏ها بنشینند و به بیماری‏های جسمی و روحی مبتلا شوند.
راهکارهای دیگری هم عملی است که اعلام آنها در این کوتاه‏نوشتار نمی‏گنجد.
امید که صاحب‏نظران و اقتصاددانان و جامعه‏شناسان دیدگاه‏های خود را به اطلاع مسئولان برسانند و مسئولان هم حرف‏شنوی داشته باشند تا از این بحران هم عبور کنیم. ان‏شاءالله

Comments are closed.