یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
تنها صداست که می ماند
چهارم اردیبهشت سالروز تأسیس رادیو در ایران است. امروزه که انواع وسایل ارتباط جمعی گوی سبقت را از یکدیگر ربوده اند و برای جذب مخاطب با یکدیگر رقابت شانه به شانه ای دارند، تصور جایگاه رادیو به عنوان تنها رسانه ی یکه تاز که از سال ۱۳۱۹ هجری شمسی فعالیت خود را آغاز کرد، برای جامعه کنونی خصوصاً قشر جوان دشوار است. رسانه ای که بیش از ۲۰ سال پس از تأسیس نیز بدون رقیب، مخاطبان پرشماری در جامعه داشت و تأثیر آن را نمی توان بر روی تنظیم مناسبات اجتماعی، همگرایی در زمینه های مختلف، تعدیل گویش ها و همچنین ایجاد ارتباط بین طبقات گوناگون و خرده فرهنگ ها نادیده گرفت.
زمانی که رادیو پا به عرصه وجود گذاشت روزنامه ها به عنوان پرمخاطب ترین رسانه فعالیت می کردند و سایر وسایل ارتباط جمعی با شعاع تأثیرگذاری محدود بر مرکب فرهنگ شفاهی سوار بودند. اغلب مردم یا در مناسبت های مذهبی نظیر اعیاد و عزاداری ها یکدیگر را می دیدند و یا در قهوه خانه ها، تکیه ها و میدان هایی که در فصولی خاص به محل تجمع تبدیل می شد به نقالی، پرده خوانی، شاهنامه خوانی، تعزیه و نمایش پهلوانی ها دل مشغول می شدند و طیف هایی خاص نیز این امکان را داشتند که در خانه های شخصی و محافل خصوصی که به همت افراد صاحب ذوق و برخوردارشکل می گرفت، شاهد نمایش های روحوضی، شعرخوانی، مناظره های ادبی و هنرنمایی موسیقیدان ها باشند.
بی اطلاعی از اوضاع و احوال کشور، شناخت محدود اقوام و طوایف ساکن در ایران از یکدیگر، رواج منازعات حیدری نعمتی، بیگانگی با جهان پیرامون، پررنگ بودن نگاه های قبیله ای و طایفه ای، بی تناسبی در توزیع امکانات فرهنگی، آمادگی مردم برای پذیرش خرافات و باورهایی که نتیجه ی آن عقب ماندگی فرهنگی بود به دلیل بی سوادی آنها و تداوم یکه تازی کسانی که سالها با بهره گیری از چنین فضایی سطح انتظارات مردم را از زندگی پایین نگه داشته بودند و… در واقع دورنمایی از جامعه منهای رسانه ی عمومی بود. (ادامه…)
- شنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۵
- سرمقاله
